X
تبلیغات
ادبی

ادبی

آزاد

پاسخ خود آزمایی های زبان فارسی ( ۲ )دبیرستان

 

پاسخ خود آزمایی زبان فارسی (۲)
خودآزمایی درس اول ( زبان و گفتار ) صفحه ۶
۱ – با توجه به متن درس می توان گفت که توانش زبانی ثابت و غیر قابل تغییر است و هیچ گونه خطا و اشتباهی در آن اتفاق نمی افتد . بلکه خطا و اشتباه در گفتار رخ می دهد . قواعد شطرنج نیز مثل توانش زبانی ثابت و غیر قابل تغییر است اما خود بازی شطرنج مانند گفتار است که امکان خطا و اشتباه در آن بسیار است .
۲ – افرادی که از قدرت گفتار محروم اند وقتی که می خواهند از زبان استفاده کنند ، به جای کمک گرفتن از نمود آوایی زبان ( گفتار ) از نمود حرکتی استفاده می کنند یا رفتارهای غیر زبانی از خود نشان می دهند . یا ارتباط افراد کرولال ازطریق نمودحرکتی است و با این روش مقصود همدیگر را درک می کنند .
۳ –الف) تمایز زبان و گفتار به ما کمک می کند تا بدانیم که خطا و اشتباه فقط در گفتار رخ می دهدولی رفع واصلاح آن به وسیله زبان صورت می گیرد .
ب) افراد کر و لال نیز از توانایی ذهنی زبان برخوردارند و به هنگام استفاده از آن به جای نمود آوایی یا گفتار ازنمود حرکتی کمک می گیرند
ج)براساس این تمایز نشان می دهیم که چرا گوناگونی لهجه ای و گویشی به یگانگی زبان آسیبی وارد نمی رسانند. علت این امر آن است که گوناگونی یاد شده به گفتار مربوط است نه به زبان .
۴ – …. زیرا این کلمات فارسی هستند و به کار بردن کلمات فارسی به همراه « یت »مصدر ساز عربی، صحیح نیست .به جای آن می توان آشنایی ( آشنا بودن یا شدن ) ، خوبی ( خوب بودن ) ، ایرانی ( ایرانی بودن ) به کار برد .
خود آزمایی درس دوم ( جمله ) صفحه ۱۱ و ۱۲
۱- انس بن مالک می گوید ….
نهاد گزاره
مفعول فعل
انس بن مالک جمله ی بعد می گویــَد
نهاد جدا نهاد پیوسته
نهاد جدا (انس بن مالک ) ونهاد پیوسته(ـَـ د)مطابقت دارند .
تذکر : فعل« می گفت »،۴ جزئی است ولی اگر به معنی « روایت کردن » باشد مثل جمله بالا ۳« جزئی مفعولی» است چون مخاطب اصلی ندارد که نیاز به متمم داشته باشد .« مفعول» می گوید جمله ی «بعد از آن »است.
روزی رسول اکرم (ص) به خانه ی مادرم آمدند

نهاد گزاره
رسول اکرم (ص ) آمدند
نهاد جدا نهاد پیوسته
در این جمله ،‌ نهاد پیوسته و جدا مطابقت ندارند وعلت آن احترام به پیامبر(ص) است .( ۲ جزئی )
برادر کوچکم ، ابو عمیر، سخت دل تنگ واندوهگین بود .

نهاد گزاره
مسند فعل
برادر کوچکم ، ابو عمیر سخت دل تنگ و اندوهگین بود ф
نهاد جدا بــدل نهاد پیوسته
نهاد جدا(برادر کوچکم ) ونهادپیوسته(ф) مطابقت دارند . (سه جزئی مسندی )
حضرت رسول (ص)علت دل تنگی برادرم را از ما پرسیدند .

نهاد گزاره
مفعول متمم فعل
حضرت رسول (ص) علت از ما پرسیدند .
دل تنگی برادرم را
نهاد جدا نهاد پیوسته
نهاد جدا و پیوسته مطابقت ندارند ، علت آن احترام به پیامبر(ص) است.( چهار جزئی مفعولی متممی )
مادر گفت :……… ابو عمیرپرنده ی زیبایی داشت که ………….

نهاد گزاره نهاد گزاره
مفعول متمم فعل مفعول فعل
مادر جمله بعد ــــ گفت ф ابو عمیر پرنده ی زیبایی داشت ф
نهاد جدا نهاد پیوسته نهاد جدا نهاد پیوسته
نهاد جدا وپیوسته مطابقت دارند . (چهار جزئی مفعولی متممی ) نهاد جدا وپیوسته مطابقت دارند .( سه جزئی مفعولی )
غالبا با آن سرگرم می شد . اینک آن پرنده مرده است .

نهاد گزاره نهاد گزاره
مسند فعل آن پرنده مرده است ф
ــــ سرگرم می شد ф نهاد جدا نهاد پیوسته
نهاد جدا نهادپیوسته نهاد جدا وپیوسته مطابقت دارند .(دوجزئی )
نهاد جدا(ابو عمیر محذوف) ونهاد پیوسته مطابقت دارند . (سه جزئی مسندی )
رسول اکرم ( ص) اندوهگین گردیدند .

نهاد گزاره
مسند فعل
رسول اکرم (ص) اندوهگین گردیدند .
نهاد جدا نهاد پیوسته
نهاد جدا و نهاد پیوسته مطابقت ندارند . علت آن احترام به پیامبر(ص) است . (سه جزئی مسندی )
۲ – علی ومسعود با هم به دبیرستان رفتند . (نهاد :جمع ← شناسه: جمع ) ←نهاد با شناسه مطابقت دارد .
- بسیاری از انسان ها از نظر رنگ ونژاد و زبان با هم اختلاف دارند اما از نظر اصل انسان بودن با هم مشترک هستند . ( نهاد: جمع ← شناسه : جمع ) ←نهاد با شناسه مطابقت دارد .
- در قرن چهارم هجری ، ملت ایران با تکیه بر زبان وفرهنگ خود درخت تازه اما اصیلی را پروردند . ( نهاد، ملت: اسم جمع است شناسه می تواند مفرد یا جمع بیاید .) که در آب وهوای اسلام پرورش یافته بود . (نهاد: درخت ،مفرداست ،شناسه هم مفرداست . ) ←نهاد با شناسه مطابقت دارد .
- ملتی که طالب استقلال سیاسی باشد/ باشند به زبان مادری خود سخن می گوید/می گویند . ( نهاد: ملت، اسم جمع است در این حالت شناسه می تواند مفرد یا جمع باشد )
- ما وفرد وسی با وجود هزار سال فاصله ی زمانی با زبان پیوندهای مشترک داریم . (نهاد :جمع ←شناسه :جمع ) ← شناسه: با نهاد مطابقت دارد .
- با دیگران چنان رفتار کن(فعل امر،دوم شخص مفرد شناسه фاست (که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند . ( نهاد :جمع ←شناسه: جمع) ←نهاد با شناسه مطابقت دارد .
- کتاب ها از دستم رها شد و بر زمین افتاد . ‌( مطابقت ندارد زیرا نهاد غیر جاندار است وشناسه می تواندهم مفرد وهم جمع باشد )
- امیر با دوستش جمعه ها به کوه نوردی می رود . ( نهاد : مفرد ← شناسه : مفرد ) ← شناسه با نهاد مطابقت دارد .
۳- زبان یک توانایی ذهنی است در حالی که گفتار نمود آوایی این توانایی ذهنی می باشد . هر گونه خطا واشتباه در گفتار رخ می دهد وبه وسیله ی زبان اصلاح ورفع می گردد.همه ی انسان ها حتی افراد کر ولال دارای این توانایی ذهنی (زبان ) هستند اما درگفتار با هم فرق دارند،زیرا افراد لال به جای استفاده از نمود آوایی،از نمود حرکتی کمک می گیرند.قواعد زبان ثابت است وتغییر نمی کند ولی گفتارمتغیر است.
خود آزمایی درس سوم (ویرایش ) صفحه ۱۷ و ۱۸
۱ – تیم ملی ایران به رهبری مربی خوب خود با اجرای شش بازی پی در پی ،‌ آن را به سود خود به پایان برد .تیم مقابل که روحیه ی خوبی نداشت ، بر خلاف تصور تماشاگران شکست خورد ، مربیان این تیم قبلاً نشست هایی برای ارزیابی تیم های مقابل داشتند .
- غلام محمدخان طرزی افغانی ، دو قطعه شعر گفته بود : یکی در مدح امیر عبدالرحمان خان ،دیکتاتور خشن وتندخوی افغان و دیگری در مدح رقیب او . او هر دو قطعه را درجیب خود گذاشته بود . روزی که قرار بود شعر را درحضور او بخواند ، دست در جیب کرد وقصیده را بیرون آورد اما از بخت بدش قصیده ی مربوط به رقیب او را بیرون آورد . خواست بخواند که به تته پته افتاد . امیر متوجه این نکته شد . او را به پیش خود خواند وکاغذ را از او گرفت . چون از ماجرا مطلع شد فرمان های لازم را صادر کرد . طبق دستور او دو دیوار کوتاه به موازات هم ساختند وشاعر بینوا را میان دو دیوار گذاشتند و گروهی مأمور شدند ، تا او را بیازارند .
- چگونه می توان علیه گذشته ی افرادی که نمی شناسیم ، عملیات قانونی انجام دهیم و موضوع را به طور دقیق ارزیابی کنیم ؟ این کارهم مستلزم شناخت و هم مستلزم صرف وقت فراوان است . در غیر این صورت تجسس در کاردیگران جایز نیست .
- رفتن به نمایشگاه و برگشت از آن ، مدت زیادی طول نکشید ولی در همان زمان کم، از غرفه های زیادی دیدار کردم که بسیار جالب توجه بود . یک دوره شاهنامه خریدم زیرا این اثر، شناسنامه ی ملت ایران و سند ملیت ماست که باید آن را حفظ کرد وخواند واز پندهای آن عبرت گرفت . هم چنین دیوان پروین اعتصامی شاعر معاصر ایران را نیز خریدم . سپس در غرفه های دیگر گشت و گذاری انجام دادم و در پایان از نمایشگاه خط وخوشنویسی که در کنار نمایشگاه بر پا شده بود باز دید کردم و آثار نفیس و هنرمندانه را که چشم نواز بودند ، ملاحظه کردم وازدیدن آن ها لذت بردم . . . .
۲ – رستم در شاهنامه ، پهلوانی قوی توصیف شده است / رستم در شاهنامه ،پهلوان قوی و قدرتمندی توصیف شده است .
- او دلایلی کافی برای سخن خود ارائه داد . / او دلایل کافی و کاملی برای سخن خود ارائه داد .
- در کنار آن خط ، خطی موازی بکشید. / درکنار آن خط ، خط موازی و بلندی بکشید .
خود آزمایی درس چهارم ( جمله و اجزای آن ) صفحه ۲۲
۱ – الف ) زندگی هدف دار آرزوی آزاد مردان است . جمله
(سه جزئی مسندی) نهــاد گزاره
گروه اسمـی مسند فعل
گروه اسمی گروه فعلی
زندگی هدف دار آرزوی آزاد مردان است
ب ) رستم چهره ای محبوب و ملّی دارد . ( سه جزئی با مفعول )

نهاد گزاره
گروه اسمی مفعول فعل
گروه اسمی گروه فعلی
رستم چهره ای محبوب و ملی دارد
پ ) سهراب خود را به او می شناساند . ( چهار جزئی با مفعول ومتمم )

نهاد گزاره
گروه اسمی مفعول متمم فعل
گروه اسمی گروه اسمی گروه فعلی
سهراب خود را به او می شناساند
ت‌) مطالب اضافی در این درس نمی گنجد . ( سه جزئی با متمم )

نهاد گزاره
گروه اسمی متمم فعل
گروه اسمی گروه فعلی
مطالب اضافی در این درس نمی گنجد
ث ) زبان شناسان زبان را یک نظام می دانند . ( چهار جزئی با مفعول ومسند )

نهاد گزاره
مفعول مسند فعل
گروه اسمی گروه اسمی گروه اسمی گروه فعلی
زبان شناسان زبان را یک نظام می دانند
۲ – الف ) زندگی هدف دار در سایه ی آزادی و عدالت ، آرزوی آزاد مردان است .
ب ) رستم در میان ایرانیان ، چهره ای محبوب و ملّی دارد .
پ ) سهراب از روی صداقت و سادگی ، خود را به او می شناساند .
ت ) مطالب اضافی برای آموزش بیش تر ، در این درس نمی گنجد .
ث ) زبان شناسان ، از ابتدای تاریخ زبان شناسی علمی ، زبان را یک نظام می دانند .

خود آزمایی درس پنجم ( انواع نوشته ) صفحه ۲۸ و ۲۹
۱-
زبان قالب موضوع بیان مخاطب
نوشته اول ادبی زندگی نامه اجتماعی جدی عام
نوشته دوم مطبوعاتی /علمی گزارش / مقاله علمی فرهنگی جدی عام
نوشته سوم اداری نامه فرهنگی جدی خاص

۲ – هر دانش آموز به تناسب ذوق و استعداد و توانایی خود از زبان کودکانه استفاده کند .
یکی بود یکی نبود. روزی روزگاری دو نفر با هم مسافرت می کردند . یکی از آن ها به نام خیر آدم خوب و مهربانی بود . او دو تکه جواهر گران قیمت همراه خود داشت اما نفر دوم آدم دزد وبدجنسی بود . نام او شر بود . او می دانست خیر دوتکه جواهر گران قیمت همراه خود دارد، به خاطر همین دنبال فرصتی می گشت تا این گوهرهای ارزشمند را از چنگ او خارج کند . خیر و شـر دربیـابان گرم وسـوزانی به سفر خود ادامه می دادند . خیر که خیلی تشنه می شد ، در طول سفرمرتب آبی که همراه خود داشت می خورد تا این که تمام شد . بعداز مسافتی که درصحرا به جلو رفتند ، خیر تشنه شد . هرچه تحمل کرد فایده نبخشید . به ناچـار از شر خواسـت به او آب بـدهد . شر که دنـبال فرصت می گشت ابتدا از دادن آب خود داری کرد . خیر به او گفت : دو گوهر گران قیمت خود رابه تو می دهم اما او قبول نکرد … ( دنباله ی داستان به عهده دانش آموزان است .)
۳ – می گذرد/ می گذرند ، دارد / دارند ، برمی خیزیم ، می دهیم ، برمی گردد / برمی گردند . (فعل می تواند هم مفرد و هم جمع باشد؛ زیرا نهاد غیر جاندار است ) بازمی ایستد ، شود / شوند ( فعل می تواند هم مفرد وهم جمع باشد زیرا نهاد غیر جاندار است )نمی آید یا نمی آیند
( چون نهاد غیر جاندار است فعل می تواند هم مفرد و هم جمع باشد ) بیفشانیم ، دروکنیم .
۴- فعالیت دانش آموزی است

خود آزمایی درس ششم ( خط ونوشتار ) صفحه ۳۲
۱- زیرا در گذشته شکل گفتاری و نوشتاری این واژه ها مثل هم بوده است و اما به مرور زمان شکل گفتاری آن ها از شکل نوشتاری فاصله گرفته و تغییر یافته است وصورت مکتوب باقی مانده است و امروز به همان شکل گفتاری گذشته نوشته می شود بدون آن که تغییری در آن داده شود. همچنین سهولت تلفظ باعث تغییر در نمود آوایی شده ولی نوشتار به حال خود باقی مانده است .
خواهر خوردن خواستار خوابیدن
گفتار ی خاهر(xahar) خردن(xordan) خاستار (xast-ar) خابیدن (xabidan)
نوشتاری خواهر(xowahar) خوردن(xowardan) خواستار(xowastar) خوابیدن (xowabidan)

2 – در زبان هایی مثل انگلیسی وعربی نیز کلماتی وجود دارد که بین صورت گفتاری و نوشتاری آن ها تفاوت وجود دارد ؛ مثال :
خورشید= (اشمس) الشّمس کارد (نایف )kinfe دانش(نولج)knowledge
صبح = ( ولفجر) والفجر این (دیس)this جهان(ورد)World
ستارگان =(کنجوم ) کالنّجوم سگ (داگ)Dog هشت(ایت) Eight
بالاخره = ( بلخره ) بالاخره درس (لسن)lessen
3 – الف ) زبان و گفتار را در خانه و پیش افراد خانواد یاد می گیریم وبـرای گفتن زحمتی نمی کشـیم اما خـط ونوشتار را در مدرسـه و نـزد معـلم می آموزیم . وبرای نوشتن ، ناگزیریم زحمت زیادی بکشیم .
ب ) زبان وگفتار ریشه در ذات و طبیعت انسان دارد حال آن که خط ونوشتار ذاتی و طبیعی انسان نیست وریشه در اجتماع وفرهنگ او دارد .
پ ) انسان همواره از نعمت زبان و گفتار بر خوردار بوده است . اما خط ونوشتار پدیده ای بسیار تازه است .
ت) گفتار آنی است و ناپایدار. یعنی دریک زمان گفته می شود وآثارش از بین می رود اما نوشتار پایدار است .
ث‌) خط و نوشتار به طور مستقیم وبه واسطه ی گفتار با زبان پیوند می خورد .
ج‌) خط و نوشتار هم مانند گفتار در معرض خطا واشتباه و تنّوع و گوناگونی است .

خودآزمایی های درس هشتم ( گروه فعلی و ویژگی های آن ) صفحه ۴۶
۱-
فعل زمان کاربرد وجه فعل
به سر می برد ماضی استمراری برای بیان کار درگذشته به طور پیوسته خبری
می آمد ماضی استمراری برای بیان کار درگذشته به طور پیوسته خبری
می خواند ماضی استمراری برای بیان کار درگذشته به طور پیوسته خبری
گفت ماضی ساده برای بیان کار در گذشته به طور کامل خبری
پیدا خواهم کرد آینده برای بیان کار درآینده خبری
خواهم بست آینده برای بیان کار درآینده خبری
دید ماضی ساده برای بیان کار درگذشته به طور کامل خبری
می گفتند ماضی استمراری برای بیان کار درگذشته به طور پیوسته خبری
شده است ماضی نقلی برای بیان کاری که درگذشته انجام گرفته واثر ونتیجه آن مورد نظر است . خبری

۲ – خط و نوشتار خاستگاه فرهنگی و اجتماعی دارد و ساخته خود انسان است و انسان برای یادگیری آن باید زحمت بکشد و در مدرسه وکلاس ونزد معلم ، آن را یاد بگیرد زیرا خط ونوشتار بنابه ضرورت های اجتماعی وفرهنگی اختراع شده است وبر زبان وگفتار افزوده گردیده اسـت . بـنابراین خط ونوشتار به طور مستقیم به واسطه ی گفتار با زبان پیوند می خورد به این معنی که ما نخست زبان را به صورت گفتاردرمی آوریم و آن گاه گفتار را به کمک خط به شکل نوشتار می نویسیم . خط ونوشتار پدیده ای تازه است و به همین دلیل نمی تواند بخش اصلی گفتار به شمار رود . از آن جا که نوشتار نمود دیداری زبان است در این جا نیز مثل گفتار هر اشتباهی که رخ دهد مربوط به نوشتار است نه زبا ن. از سوی دیگر انسان برای آن که گفتار را تثبیت کند دست به ابداع و اختراع خط زده است با توجه به این که همیشه در طول زمان بین شکل گفتاری زبان وشکل نوشتاری آن فاصله ایجاد می شود افراد ناگزیرند که نوشتار و خط را در مدرسه و نزد معلم یاد بگیرند.
۳ – از دوستم نامه ای آمد .
- چرا غایب شده است ؟
- با تاکسی به خانه رفتم .
- چرا به مدرسه نیامدی ؟
خودآزمایی درس نهم ( طرح نوشته ، مواد لازم نوشته ) صفحه ۵۲

۳- اعتلا و ارتقای مقام آن شخصیت علمی دور از انتظار نبود .
۴- شکل کشیده ی « س » و « ش » مخصوص خط تحریری است و همه جا نمی توان آن رابه کار برد .
گروه اول : چ، ج، خ، ح گروه دوم : ر،ز،ژ
گروه سوم : س،ش گروه چهارم : ه،ی
مثل : راسخ ، سن ، سی ، سهام و…
۵ – فعالیت دانش آموزی است .
خود آزمایی درس دهم ( ویژگی های فعل ) صفحه ۵۶ و ۵۷
۱- نامه خوانده می شود / نامه فرستاده می شود / نامه برده می شود / نامه دیده می شود / نامه آورده می شود .
فعل معلوم مجهول
می نویسد علی نامه را می نویسد نامه نوشته می شود
بنویسد علی نامه را بنویسد نامه نوشته شود
دارد می نویسد علی نامه را دارد می نویسد نامه دارد نوشته می شود
خواهد نوشت علی نامه را خواهد نوشت نامه نوشته خواهد شد
نوشته است علی نامه را نوشته است نامه نوشته شده است
نوشته بود علی نامه را نوشته بود نامه نوشته شده بود
داشت می نوشت علی نامه را داشت می نوشت نامه داشت نوشته می شد
می نوشت علی نامه را می نوشت نامه نوشته می شد
نوشته باشد علی نامه را نوشته باشد نامه نوشته شده باشد
۳- جمله نمونه :فردا نامه نوشته خواهد شد .
قید جمله مجهول
یک ساعت بعد یک ساعت بعد ، نامه نوشته خواهد شد .( نوشته می شود )
همین حالا همین حالا نامه نوشته می شود.
تا چهار پنج روزدیگر تا چهار پنج روز دیگر نامه نوشته خواهد شد.( نوشته می شود )
پارسال پارسال نامه نوشته شد .(نوشته شده بود )
پیش از آمدن شما پیش از آمدن شما نامه نوشته شده بود .( نوشته شد ، نوشته شده است .)
فردا صبح فردا صبح نامه نوشته خواهد شد .( نوشته می شود )
هفته آینده هفته آینده نامه نوشته خواهد شد.( می شود )
قبلا قبلا نامه نوشته شده است .(شده بود،نوشته شد )
تا چنددقیقه ی دیگر تا چند دقیقه ی دیگر نامه نوشته خواهد شد. (می شود )
بعدا بعدا نامه نوشته خواهد شد.( می شود )
دیروز دیروز نامه نوشته شد.( شده است ، شده بود)

۴- شاه مردم بی گناه را گروه گروه به گلوله می بست .
- امام خمینی حکومت ستم شاهی را بر انداخت .
- آیا ایرانیان باز هم شاهکارهایی هم چون شاهنامه ی فردوسی خواهند سرود ؟
- جوانان ایران در سایه ی تلاش و از خود گذشتگی و عشق به هم نوع ، پرچم علم و فضایل اخلاقی را در سراسر دنیاخواهند افراشت .
- غلامحسین یوسفی ،کتاب چشمه ی روشن را در نقد و تحلیل نمونه هایی از شعر فارسی نوشت .
- اعتیاد بسیاری از استعدادها را کشته است .

خود آزمایی درس یازدهم ( عنوان ، شروع و پایان نوشته ) صفحه ۶۴ و ۶۵
۱ – پاسخ خودآزمایی های ۱ تا ۳ به عهده ی خود دانش آموزان است .
۴- حافظ نامه ( بهاء الدین خرمشاهی ) / پله پله تا ملاقات خدا، با کاروان حلّه، سر نی و بحر درکوزه ( عبدالحسین زرین کوب ) / سووشون
( سیمین دانشور) / مقاله یاد یاران ( در مجله ی رشد ادب فارسی به قلم دکتر ذوالفقاری ) / دیداری با اهل قلم و چشمه ی روشن ( دکتر غلامحسین یوسفی ) / از پاریز تا پاریس ( دکترباستانی پاریزی )
۵-
فعل ماضی التزامی ماضی مستمر مضارع مستمر
بگویم گفته باشم داشتم می گفتم دارم می گویم
رفته ای رفته باشی داشتی می رفتی داری می روی
بیندیش اندیشیده باشی داشتی می اندیشیدی داری می اندیشی
خواهم بست بسته باشم داشتم می بستم دارم می بندم
دید دیده باشد داشت می دید دارد می بیند
گرفت گرفته باشد داشت می گرفت دارد می گیرد

۶ – چگونه پیروز شدن خود را به تو خواهم گفت .
- انبیای الهی در برابر ظالمان قیام کردند و پیام حق را به گوش آن ها رسانیدند .

خود آزمایی درس دوازدهم (ساختمان فعل ) صفحه ۷۲ و ۷۳
۱ – ( می خواست : ساده ) ، (برآورد : پیشوندی ) ، ( نمی توانست : ساده ) ، (می کوشید : ساده ) ،
( بود : ساده ) ، ( کند : ساده ) ، (کرد : فعل ساده ) ، ( در این جمله واژه ی آگاه مسندو جمله چهار جزئی است ) ، ( گفت : ساده )
( شده ای : ساده ) ، ( داری : ساده ) ، ( گفت : ساده ) ، ( گرفته بود : ساده ) ، ( شدم : ساده ) ، ( است : ساده ) (است: ساده )
۲ – معلمان ، جوانان را از زیان های خانمان سوز اعتیاد آگاه می کنند . ( ۴ جزئی مفعولی و مسندی ) ← آگاه مسند
- دانشمندان چراغ دانش را همیشه فروزان می کنند . ( ۴ جزئی مفعولی و مسندی ) ← فروزان مسند
- مهتاب ، همه جا را روشن کرد . ( ۴ جزئی مفعولی مسندی ) ← روشن مسند
- مادر غذا را زود حاضر کرد . ( ۴ جزئی مفعولی مسندی )
۳ –مادر در تربیت این کودک رنج برد .(ساده ) ← رنجی برد ، رنج بسیار برد
- حمید برای آماده کردن این مقاله زحمت کشید .( ساده ) ← زحمت زیادی کشید ، زحمت ها کشید
- او گذشته ها را فراموش کرد . (مرکب )
- در کلاس باز شده است .( ساده ) ← بازتر شده است
- کودک از پشت پنجره فریاد می زند . (ساده ) ← فریاد بلند می زند ، فریاد ها می زند ، فریادی می زند
- احمد پیش آمد(ساده) ← پیش تر آمد (۲جزئی)
- او به سؤالات جواب داد .( ساده ) ← جوابی داد ، جواب ها داد
- معتاد با این عادت زشت به خود ستم می کند .( ساده ) ← ستم ها می کند ، ستمی می کند .
۴ – دلیلش این است که یکی از دو کلمه ای که همراه هستند ، تداعی کننده ی مفهوم کلمه ی دیگری است و نیازی به طرح هر دو کلمه با هم نیست مگر آن که بین آن ها « و » بیاید .
سیر گردش روزگار: کلمه ی «سیر» خود به معنی « گردش » است .
روزنامه ی روزانه : «روزنامه » مفهوم روز را در بردارد ونیازی به کلمه « روزانه » ندارد .
گردن بند گردن : وقتی می گوییم « گردن بند » یعنی آن چه که به گردن بسته می شود و کلمه « گردن » بعد از آن حشو و زاید است .
سایر شهرهای دیگر : سایر به معنی دیگر است.
دست بند دست : دست بند متعلق به دست است وذکر کلمه ی « دست » زائد است .
من بعد از این : « من بعد » یعنی « ازبعد » پس به کاربردن « من بعد از این » حشو وزائد است .
مدخل ورودی : «مدخل » به معنی محل ورود است ، پس معنی آن « محل ورودی ورودی !» می شود که حشو است .
قند شیرین : « شیرین » برای « قند » حشو است ، چون خود «قند » شیرین است .
درخت تاک انگور : حشو است زیرا« تاک » به معنی درخت انگور است .
اوج قله ی کوه : اوج به معنی بلندترین است و« قله » هم بلندترین قسمت کوه است . پس « اوج قلّه ی کوه » حشو است .
تخم مرغ کبوتر : چون کبوتر ، نوعی پرنده (مرغ) است، پس «تخم مرغ کبوتر » حشو است .
در سن بیست سالگی : « سالگی » خود مفهوم « سن » را در بردارد . بنابراین در سن بیست سالگی حشو است .
پس بنابراین : « پس » و «بنابراین» هم معنی هستند .
سنگ حجر الاسود : « حجر » به معنی « سنگ » است پس واژه ی « سنگ » حشو است .
پارسال گذشته : « پار» به معنی گذشته است « گذشته » زائد است .
سال عام الفیل : « عام » در عربی به معنی « سال » است . پس ذکر « سال » حشو است .
سوال پرسیدن : « پرسیدن » فقط برای سوال است . پس کلمه ی سوال حشو است .
شب لیله القدر : « لیله » به معنی شب است و « شب » حشو است.
بد رکامل : « بدر » به معنی قرص کامل ماه است . پس « کامل » حشو است.
ازقبل پیش خرید کردن : « پیش خرید کردن » یعنی چیزی که آن را از قبل می خرند . پس « از قبل » حشو است .
استارت شروع : « استارت » به معنی شروع کردن است پس حشو است .
تخته ی وایت برد: « برد » به معنی تخته است وکلمه ی تخته ی زائد است .
۵- صعود به بالا ، سقوط به پایین ، کمدی خئده آور، محاصره از هر سو ، صداع سر، دوباره بازخوانی ، روغن چرب ، استمداد طلبیدن ، یخ خنک ، رود اروند رود ، شب لیله القدر ، نیم رخ صورت ، ریسک خطر ناک ، الی تاهفت شب ، لذا به این دلیل ، در سال های نخستین صدر اسلام ، مفید فایده ، مثمر ثمر ، درخت نخل خرما

خود آزمایی درس سیزدهم ( بایدها و نبایدهای املایی ۲ ) صفحه ۷۹
۱ – تشدید میانی کاملاً محسوس است . گذاشتن تشدید در کلماتی که تشدید میانی دارند ، لازم است . مانند ؛ ارّه ، نقّاش ،بنّا .
همچنین گذاشتن تشدید برای کلماتی که « تشدید پایانی » دارند ، لازم است ؛ به شرط این که پس از حرف مشدد یک مصوت باشد . مانند او سد ساخت .( درست )، او سدّ ساخت . ( نادرست )، بر حقّم ( درست )، بر حقم ( نادرست ) ، حقّ من ، حقّ و باطل ، سدّ راه ،خطّ زیبا
۲ – چون ممکن است با حرف همزه اشتباه گرفته شود . علاوه بر آن باعث سهولت در گفتار و نوشتار می شود .
۳ – در خطّ عربی در همه حال باید نوشته شود ، اما در خطّ فارسی فقط در مواردی باید رعایت شود که نگذاشتن آن ابهام ایجاد می کند .
از طرف دیگر مد (ّ~) در عربی برای ایجاد کشش وزیبایی آهنگ به کار رفته می شود و جنبه ی زیبا شناختی دارد یعنی اصولا به حوزه ی قرائت مربوط می شود که بعد از مصوت بلند می آید درفارسی (~ ) خود یک واج است که تنها برمصوت بلند «ا» قرار می گیرد.
خود آزمایی درس چهاردهم ( روش تحقیق ۱ ) صفحه ۸۶
خودآزمایی های ۱ و ۲ ، فعالیت دانش آموزی اند .
۳-
فعل جمله معلوم جمله مجهول
خواهد گرفت بهزاد کتاب را خواهد گرفت. کتاب گرفته خواهد شد.
خریده بود بهزاد کتاب را خریده بود . کتاب خریده شده بود .
گرفته بود بهزاد کتاب را گرفته بود. کتاب گرفته شده بود .
گرفته است بهزاد کتاب را گرفته است . کتاب گرفته شده است .
می خرد بهزاد کتاب را می خرد . کتاب خریده می شود .
می دید بهزاد کتاب را می دید . کتاب دیده می شد .
۴ – ویرایش : تا کنون متفکران ایرانی ابتکارات علمی فراوانی را انجام داده اند .

خود آزمایی درس پانزدهم ( نظام آوایی زبان ) صفحه ۹۱
۱-
کلمه هجا تعداد هجا واج ها تعداد واج توضیحات
دانش /دا/نش/ ۲ هجا /د/ا/ن/ــ /ش/ ۵واج
آسمان /آ/س/مان/ ۳ هجا /ء/ا/س/ــ/م/ا/ن/ ۷ واج مطابق با تلفظ معیار
آسمان آس/مان/ ۲ هجا /ء/ا/س/م/ا/ن/ ۶واج مطابق با تلفظ مذکور درفرهنگ لغت ها
نغز /نغز/ ۱ هجا /ن/ــ/غ/ز/ ۴ واج
کاشانه /کا/شا/ن/ ۳هجا /ک/ا/ش/ا/ن/ــ/ ۶واج های پایان کلمه معادل ـِـ است
مهربان /مه/ر/بان/ ۳هجا /م/ــ/ه/ر/ــ/ب/ا/ن/ ۸ واج مطابق با تلفظ معیار
مهربان /مهر/بان/ ۲ هجا /م/ــ/ه/ر/ب/ا/ن/ ۷ واج مطابق با تلفظ مذکور در فرهنگ لغت ها
یادگار /یا/د/گار/ ۳هجا /ی/ا/د/ــ/گ/ا/ر/ ۷واج مطابق با تلفظ معیار
یادگار /یاد/گار/ ۲ هجا /ی/ا/د/گ/ا/ر ۶ واج مطابق با تلفظ مذکور در فرهنگ لغت ها

« کلماتی مانند آسمان ، مهربان و یادگار دو تلفظی هستند . »
۲ – مجموعه ی حرف های یک واجی شامل شش گروه است :
گروه ۱ : حرف های ا ( همزه ی آغاز ) ، مانند اجرا ، عدل و ء ( همزه ی میانی و پایانی ) و ( ع ) با واج مشترک / ء / (همزه ) ، مانند رأی ، جمع
گروه ۲ : حرف های « ت و ط » با واج مشترک / ت / نبات ، نشاط
گروه ۳ : حرف های « ث ،‌ س و ص » با واج مشترک / س/ مانند : ثنا ، سما ، صفا
گروه ۴ : حرف های « ح و هـ » باواج مشترک /هـ /مانند : حامد ، هاشم
گروه ۵ : حرف های « ذ ، ز ، ض و ظ » با واج مشترک / ز / مانند : ذرّه ،‌زاهد ، ضرب ، ظاهر
گروه ۶ : حرف های « غ و ق » با واج مشترک / ق / یا /غ / مانند : غافل و قابل
۱- واج / ? / : « ء » و « ع » ۲- واج /t/ «‌ ت » و « ط »
۳- واج / h / : « ح » و « هـ » ۴- واج / z / : « ذ» و « ز » و «ض» و « ظ »
۵- واج / s / : « ث » و « س » و « ص » ۶-واج /g/ : «ق»و «غ»
v اگرچه هر یک از حرف های «غ» و «ق» در گویش های محلی استان فارس واج جداگانه ای به حساب می آیند ولی در این جا زبان معیار مورد نظر است .
۳ – با تغییر واج اول : آن ، بان ، جان ، خان ،دان ، ران
با تغییر واج سوم : نام ،ناز ، ناب ، ناف، ناس، نار
۴ -
برادر ابراهیم – همان که از در وارد شد- دانشجوست.
الف ) آن کسی که از در واردشد ،‌برادر ابراهیم و دانشجوست .
ب ) آن دانشجو که از در وارد شد ، برادر ابراهیم است .
پ ) ابراهیم ،‌همان کسی که از در وارد شد ، برادرش دانشجوست .
ت ) برادر ابراهیم که دانشجوست ، از در وارد شد .
به دوست همسایه ام ، سلام کردم .
الف ) به دوستی که همسایه ی من است ، سلام کردم .
ب) به کسی که دوست همسایه ی من است، سلام کردم .
دوفعل معلوم ومجهول بنویسید
الف ) دو فعل معلوم ویک مجهول بنویسید .
ب ) دو فعل معلوم و دو فعل مجهول بنویسید .
پ ) دو فعل، یکی معلوم و یکی مجهول بنویسید.
علی مثل خواهرش دانشجو نیست .
الف ) علی و خواهرش دانشجو نیستند .
ب ) خواهر علی دانشجوست اما علی دانشجو نیست .
پ ) علی مثل خواهرش دانشجو نیست بلکه فقط ادای دانشجو بودن را در می آورد.
سعید باپدر ومادر معلمش برگشت
الف ) پدر و مادر سعید معلم هستند ؛ او با آن ها برگشت .
ب ) سعید با پدر و مادر معلم خودش برگشت .
پ ) سعید با پدرش که معلم نیست و مادرش که معلم است برگشت .
خود آزمایی درس شانزدهم ( گروه اسمی ۱ ) صفحه ۹۸ و ۹۹
۱ – از دیوان عظیم رودکی صد دفتر
هسته وابسته ی پسین وابسته پسین وابسته ی پیشین هسته
( صفت) (مضاف الیه ) صفت شمارشی
یک شعر مبالغه آمیز منسوب به رشیدی تعداد ابیات آن
وابسته ی پیشین هسته وابسته ی پسین وابسته ی پسین متمم صفت هسته وابسته ی پسین وابسته ی پسین
( صفت شمارشی ) (صفت ) ( صفت ) (مضاف الیه) (مضاف الیه مضاف الیه )
یک میلیون و سیصد هزار بیت باقی اندک شک
وابسته ی پیشین هسته هسته هسته هسته
(صفت شمارشی )
روز گار فّرخی و عنصری ، بازمانده ی اشعار او
هسته وابسته پسین وابسته پسین هسته وابسته ی پسین وابسته ی پسین
(مضاف الیه ) معطوف (مضاف الیه ) ( مضاف الیه ) ( مضاف الیه مضاف الیه )

قابل ملاحظه از میان رفتن اشعار او ،
هسته وابسته ی پسین هسته وابسته ی پسین وابسته ی پسین
(مضاف الیه ) (مضاف الیه ) (مضاف الیه مضاف الیه )
این تصور ذهن اشعار او نابود
وابسته ی پسین هسته هسته هسته وابسته ی پسین هسته
(صفت اشاره ) ( مضاف الیه )
۲ – دیوان : مفرد ،عام ,ساده, شناس روزگار : مفرد ،عام ، مشتق ،شناس
دفتر : مفرد، عام ، ساده ، جنس بازمانده : مفرد، عام ، ساده ، جنس
شعر : مفرد ، عام ، ساده، شناس تصور : مفرد ، عام ، ساده ، شناس
تعداد : اسم جمع ، عام ، ساده ، شناس ذهن : مفرد ، عام ، ساده ، جنس
بیت: مفرد، عام ، ساده ،جنس اشعار : جمع مکسر ، عام ، ساده ، شناس
باقی : مفرد ، عام ، ساده،جنس از میان رفتن : مفرد ، عام ، مشتق ، مرکب ، شناس
اندک : مفرد ، عام ، ساده، جنس قابل : مفرد ، عام، ساده ، جنس
شک : مفرد ، عام ، ساده ، جنس نابود : مفرد ، عام ، مشتق، جنس

نـمـودار پـیـکـانـی
۳- شاهنامه فردوسی سند افتخار زبان فارسی / هیچ ابهامی /

آغاز عصر جدید ی یا آغاز عصر جدید ی

کشف حقیقت گردش زمین / سپیده دم این عصر/ طلب شیر فروش

همین اجبار معیشت/ کله ی هر زبان نفهم/ دو خط موازی

دل سوزی آن مکارترین سوادگران / هر یک سا عت / این چنین بزرگ مردی

نـمـودار درخـتی
شاهنامه فردوسی هیچ ابهامی طلب شیر فروش همیـن اجبـار مـعـیشت
هسته وابسته وابسته هسته هسته وابسته وابسته هسته وابسته
شاهنامه ی فرودسی هیچ ابهامی طلب شیر فروش همین اجبار معیشت
هریک ساعت این چنین بزرگ مردی دو خـط مـوازی
وابسته(۱) وابسته (۲) هسته وابسته هسته وابسته هسته وابسته
هر یک ساعت این چنین بزرگ مردی دو خط موازی

آغاز عصر جدید سپیده دم این عصر کله ی هر زبان نفهمی
هسته وابسته هسته وابسته هسته وابسته
آغاز عصر جدید سپیده دم این عصر کله هر زبان نفهمی
هسته وابسته وابسته هسته وابسته هسته
عصر جدید این عصر هر زبان نفهمی

کشف حقیقت گردش زمین دل سوزی آن مکارترین سوداگران
هسته وابسته هسته وابسته
کشف حقیقت گردش زمین دل سوزی آن مکارترین سوداگران
هسته وابسته وابسته(۱) وابسته(۲) هسته وابسته (۳)
حقیقت گردش زمین آن مکارترین سوداگر ان
هسته وابسته
گردش زمین
۴ – ساده :فردوسی، ابهام ، کار ، کشف ، حقیقت ، زمین ، آغاز ، عصر ، گالیله ، طب ، اجبار ، معیشت ، کله ، خط ، موازی، ساعت ، ایتالیا
مشتق : گردش(بن مضارع+ پسوند) ، ناگزیر(پیشوند +اسم )، بی نهایت(پیشوند + اسم) ، سوداگر(اسم +پسوند) .
مرکب : شاهنامه(اسم +اسم ) ، شیرفروش(اسم + بن مضارع) ، چندرغاز(اسم +اسم ) ، بزرگ مرد(صفت +اسم )
مشتق مرکب : سپیده دم(صفت +ه + اسم ) ، زبان نفهم(اسم + پیشوند+ اسم ) ، دل سوزی( اسم + بن مضارع +یای مصدری )
۵- تک هجایی : سر، پر، که ، به ، از ، ما ، کارد، کاشت ، کار
دوهجایی : شیراز ، دفتر، سرما ، گرما ، بزرگ، فرهنگ
سه هجایی : مربع ، پرداختن ، دبستان ، دل سوزی ، وام گزار
چند هجایی : دانش آموز ، دانشمندان ، اتومبیل ، شنبلیله
۶-معانی مختلف گزاردن:
انجام دادن : کارگزار، خدمتگزار شرح وتفسیر نمودن
ادا کردن : نمازگزار، شکر گزار ، حق گزار تعیین کردن
پرداختن : وام گزار، خراجگزار صرف کردن
تعبیر کردن : خواب گزار اظهار کردن
گفتن و بیان کردن : سخن گزار ، خبر گزار، پیغام گزار، پاسخ گزار ترجمه کردن
رسانیدن وتبلیغ کردن : پیغام گزار خرج کردن
طرح کردن
نقاشی کردن
به جا آوردن
خود آزمایی درس هفدهم ( روش تحقیق (۲) ) صفحه ۱۰۷
۱- فعالیت دانش آموزی است .
۲- فعالیت دانش آموزی است .
۳- ضربت : یک بار زدن ، زدن ، زخم ، کوب
ضربه: یک بار زدن ، زدن ، ضربت ، زخم ، کوب ، آسیب ، هریک از حملات ورزشکار که به نتیجه ی مثبت برسد ، قرعه ، طاووس ، کعبتین
مراقبت : مواظبت کردن ، نگاهبانی کردن
مراقبه : نگاهداشتن قلب از بدی ها ، یکی از مراحل سلوک است .
ارادت : توجه خاص مریدبه مرشد و سالک به پیر و امثال آن ، اخلاص واظهار کوچکی در دوستی ، دوستی از روی اعتقاد وایمان
اراده : میل ، قصد ، آهنگ ، خواستن ، مشیت ، قضا ، قدر، تقدیر
۴- خیر، اسم خاص با جمع بستن به اسم عام تبدیل نمی شود ؛ زیرا«ها» دراینجا علامت جمع نیست بلکه نشانه ی نوع است ونظایر آن ها مورد نظر است و در حالت جمع نیز بر اشخاص خاص دلالت می کند مثل، سعدی ها یعنی افرادی مانند سعدی .

خود آزمایی درس هجدهم ( گروه اسمی (۲) ) صفحه ۱۱۲ و ۱۱۳
۱ – ترکیب های وصفی : دشتی پر از گاو ، آن جا، صحـرایی پر از اسب ، این اسب ها ، گوسفنـد های بسیار ، این همـه رمه ، غـلامان بسیـار ، این غلامان ، سرایی آراسته ، آن جا ، این سرا، این اندازه ، دستاری کهنه و پاره پاره و همه چیز .
ترکیب های اضافی : عمید نیشابور ، بندگان عمید ، درون شهر ، سرای عمید نیشابور و سرای که ؟
۲ – دیوانه ← درخط اول « ناشناس » و درخط ششم «شناس » است .
سرا ← سرای اول در خط ششم «ناشناس » وسرای دوم در خط ششم « شناس» یعنی سرای عمید است .
۳ – این همه رمه / سرای عمید نیشابور/ گوسفند های بسیار / بندگان امیر
وابسته ی پیشین وابسته ی پیشین هسته هسته وابسته ی پسین وابسته ی پسین هسته وابسته ی پسین وابسته ی پسین هسته وابسته ی پسین وابسته ی پسین
(صفت اشاره ) (صفت مبهم) (مضاف الیه) (مضاف الیه ) (علامت جمع) ( صفت بیانی) ( علامت جمع) ( مضاف الیه)
۴ –
فعل بن مضارع صفت مشتق بن ماضی صفت مشتق
گفته بودی گو گویا ، گوینده (فاعلی) گفت گفته (مفعولی )
گذشت گذر گذرا، گذرنده ،گذران(فاعلی) گذشت گذشته ( مفعولی )
خواهید دید بین بینا ، بیننده (فاعلی) دید دیده( مفعولی )
نمی دانیم دان دانا ، داننده(فاعلی) دانست دانسته( مفعولی )
۵- هر یک از این واژه ها در زمان گذشته ، معنی دیگری غیر از آن چه امروزه معمول است ، داشته اند :
خدا= صاحب / شوخ =چرک / کثیف= انبوه / رعنا= خود پسند ، احمق / مزخرف = زراندود و بی ارزش
۶ – ارزش گذاری ، خواب گزار ، شماره گذاری ، قانون گذاران ، کارگزاران .
۷ – امام حسین و تسلیم ؟! / خسیس و بخشش ؟!
خود آزمایی درس نوزدهم ( مرجع شناسی ) صفحه ۱۲۲
۱- فعالیت دانش آموزی است .
۲- از بن مضارع یا ماضی فعل های زیر اسم مشتق می سازیم :
فعل بن مضارع اسم مشتق بن ماضی اسم مشتق
می رفت رو روش رفت رفتار، رفتن
پرسید پرس پرسش پر سید پرسیدن
دید بین بینش دید دیدار، دیدن ، دیده (چشم)
گفتن گوی گویش گفت گفتار، گفتن
آفرید آفرین آفرینش آفرید آفریدن ،آفریده (مخلوق)
می بخشید بخش بخشش بخشید بخشیدن

خود آزمایی درس بیستم ( گروه اسمی (۳) )ضمیر صفحه ۱۲۶
۱ –مدیر آن ← روزنامه / او ←اشرف الدین قزوینی / انتشار آن ← روزنامه / موزّعان او ← نسیم شمال
هرکدام← کودکان /از او ← نسیم شمال ( اشرف الدین قزوینی ) / من ← سعید نفیسی / اشعار او ← اشرف الدین قزوینی
من ← سعید نفیسی / از او ← اشرف الدین قزوینی / ازوی ← اشرف الدین قزوینی /بی دریغ او ← اشرف الدین قزوینی .
۲ – شبه جمله ها عبارتند از : دریغا ، افسوس که آنان نوشته اند ، بسم الله
«افسوس خوردن » و « وای وای گفتن » کاربرد اسمی دارد و شبه جمله نیست .
۳ – فعالیت دانش آموزی است .
۴- برادرم ، بعد از بیماری از روحیه خوبی برخوردار شده است .
ـ به همت منتقدان از آثار ادبی خوبی برخودار می شویم .
خود آزمایی درس بیست ویکم : ( املا و گزینش های املایی ۱ ) صفحه ۱۳۲
۱- الم ودرد/الم وشادی / علم و پرچم /علم وبیرق/ اسیر وگرفتار / عسیر و دشوار / اثیر وکره ی آتش / متبوع وپیروی شده /متبوع وفرمانروا/تابع ومتبوع /مطبوع و دل پذیر/مطبوع و دل انگیز / مطبوع و چاپ شده .
۲ – گروه ۱:« ء » و « ع » ← الیم و علیم /امارت و عمارت / ضیا، و ضیاع /آب ، تأیید ، عظیم ، بعید
گروه۲: « ت » و «‌ ط » ←باتری و باطل /طین و تین / حیاط و حیات
گروه ۳: « س » و « ث » و « ص » ←سالم وثابت وصادق / اسرار و اصرار / ثواب و صواب / سنا و ثنا
۳ – زیرا در گروه سه حرفی انتخاب باید بین سه صورت از یک واج انجام گیرد اما درگروه دو حرفی انتخاب درست باید بین دو صورت از یک واج انجام گیرد به همین دلیل امکان خطا در گزینش وانتخاب گروه سه حرفی دو برابر می شود ؛ مثلاً اگر به ما بگویند بنویس « ثابت » از بین سه حالت ، باید یکی را انتخاب کنیم :‌ثابت ، صابت ، سابت ؛ اما در گروه دو حرفی این خطا کم تر می شود ؛ زیرااز دو شکل یک شکل را انتخاب می کنیم : علم و الم
خود آزمایی درس بیست ودوم : ( مقاله نویسی ۱ ) صفحه ۱۴۴
۱- فعالیت دانش آموزی است . برای نمونه مشخصات کتاب شناسی ، داستان نویسی
– براهنی ، رضا ، قصّه نویسی ، انتشارات اشرفی ، ۱۳۴۸
- کیمیا و خاک ، نشر مرغ آمین ، ۱۳۶۲
- سپانلو ،‌ محمد علی ، اعتلای رمان نویسی در ایران ، کتاب جمعه ، ۱۳۵۸
- گلشیری ، هوشنگ ، سی سال رمان نویسی ، جنگ اصفهان ، تابستان ۴۶
- میر صادقی ، جمال ، قصّه ، داستان کوتاه ، رمان ، انتشارات آگاه ، ۱۳۶۰
- عناصر داستان ، انتشارات شفا ، ۱۳۶۴
۲ – هر دانش آموزی به دلخواه می تواند درباره یکی از موضوعات برگه نویسی کند .
خود آزمایی درس بیست وسوم ( گروه قیدی ) صفحه ۱۵۰
۱- اخیراً = قید مختص،نشانه دار ،تنوین دار / روزی=بی نشانه ، قید مشترک با اسم / غالباً= نشانه دار، تنوین دار ،قید مختص / گاه = بی نشانه ، اسم مشترک با قید/ روز به روز = قید مختص / شاید= بی نشانه ، قید مشترک / به قول طبیبان= قید مشترک با اسم / ظاهراً= نشانه دار، تنوین دار، قید مختص / هر وقت= بی نشانه ، قید مشترک با اسم / با استفاده از تمام وسایل ممکن = نشانه دار، متمم قیدی / با مشورت افراد بصیر = نشانه دار، متمم قیدی / طی مدت کافی= بی نشانه ،قید مشترک با اسم / فوراً =نشانه دار ، تنوین دار،قید مختص
۲- این دانش آموز خوش خط است . معمولا دانش آموزان راهنمایی خوش خط می نویسند
مسند قید
- امروز یکشنبه است . یکشنبه به تهران می رود.
مسند قید
- مادرش همیشه خندان بود . مادر ، خندان وارد خانه شد .
مسند قید
- او پس از شنیدن خبر ، وحشت زده شد . دانش آموز، وحشت زده به مدرسه آمد .
مسند قید
- حال بیمار چه طور است ؟‌ او چه طور توانست خود را از دست دشمن نجات دهد ؟
مسند قید
۳ – من از شنیدن سخنان استاد بهره مند وبه او مشتاق شدم .
- باید از زشتی ها پرهیز و با آن ها مبارزه کرد .
۴ – من از دعوا کردن با مردم می پرهیزم . /من از اسراف در کارها می پرهیزم .
– آن ها پس از سال ها دوری به هم بر خوردند ./ از شدت باران کاسته شد ./ از گرمای هوا کاسته شد.
خود آزمایی درس بیست وچهارم ( ساخت واژه ) صفحه ۱۵۴
۱- داشته باشند:(ه) اشتقاقی ، (- ند) تصریفی آفرینش : ساخت واژه ی اشتقاقی یکی ، عالی ترین : ساخت واژه ی تصریفی انسانی : ساخت واژه ی اشتقاقی ادبیات : (ی) اشتقاقی ، (ات ) تصریفی آزادی : اشتقاقی آگاهی : ساخت واژه ی اشتقاقی جست وجوی : اشتقاقی خواهند داشت : تصریفی نویسندگان : (نده) اشتقاقی ،(ان)تصریفی عملی : تصریفی انجام می دهند : تصریفی می نویسند : تصریفی
۲- در فعل مضارع التزامی وفعل امر « وند » تصریفی «‌ ب »‌ به کار می رود : بخورم ، بروم ، بنویسم ./بخور، برو، بنویس.
در فعل های ماضی استمراری و مضارع اخباری نیز « وند » « می » به کار می رود : می رفتم ، می روم .
۳ – سخن سرایان : تصریفی داستان ها : تصریفی ادبی :اشتقاقی سرشناس ترین : تصریفی آزادگان : «‌ ه » وند اشتقاقی و « ان یا«گان »تصریفی دل انگیزی : اشتقاقی سودمند : اشتقاقی
مصدری
۴ – واژه های مشتق : خریدار ، جلوه گر
واژه های مرکب : گلاب گیر ، جنگ افزار ، نی نامه ،‌کم مصرف ،‌اغراق آمیز ، باریک بین ، اسرار آمیز
واژه های مشتق مرکب : خیرخواهی ،قرآن خوانی ، رنگارنگ ، گوناگون .

خود آزمایی درس بیست وپنجم ( مقاله نویسی ۲ ) صفحه ۱۶۱
۱ – مقاله ی «کتاب وکتاب خوانی » استدلالی و پژوهشی است .
مقاله «چنین رفت و …»علمی ، تحقیقی ، تحلیلی است .
۲ –تکلیف دانش آموزی است .
۳ – ما : ضمیر شخصی جدا / آن : ضمیر اشاره / همه :‌ضمیر مبهم / آن : ضمیر اشاره
«چه » در جمله چه بخوانند : ضمیر پرسشی است .

خود آزمایی درس بیت وششم ( املا ، گزینش های املایی ۲ ) صفحه ۱۶۵
۱ – لذت :لذیذ ، لذایذ ، التذاذ، متلذذ .
حزن : محزون ، احزان ،حزین .
فصل: فصول ، انفصال ، منفصل ، فاصله ،مفاصل .
صغر : مصغر ، صغار ، اصغر ، صغیر، صغری ، تصغیر .
۲ – «‌ ره » : رحمت الله علیه « رض » : رضی الله عنه .
« ق . م » : قبل از میلاد « هـ . ش » : هجری شمسی .

خود آزمایی درس بیست وهفتم ( جمله مرکب ) صفحه ۱۶۹
۱- چون هوا سرد شده بود ، ماشین روشن نشد .
پیوند وابسته ساز جمله ی وابسته جمله ی هسته
- ما می دانستیم که شما می آیید .
جمله ی هسته پیوند وابسته ساز جمله ی وابسته
- مشکل بود که آن ها از رودخانه بگذرند .
جمله ی هسته پیوند وابسته ساز جمله ی وابسته
- عجله کردم که به قطار برسم .
جمله ی هسته پیوند وابسته ساز جمله ی وابسته
- هنگامی که کلید را زدم اتاق کاملا روشن شد .
پیوند وابسته ساز جمله ی وابسته جمله ی هسته
- آمده ام تا شما را به عروسی دعوت کنم .
جمله ی هسته پیوند وابسته ساز جمله ی وابسته
- چون از تأخیر قطار خبر داشتیم ، عجله نکردیم
پیوند وابسته ساز جمله ی وابسته جمله ی هسته
- او از کاری که کرده است پشیمان خواهد شد
پیوند وابسته ساز جمله هسته
جمله ی وابسته

۲ – اگر درس بخوانی ، در امتحانات موفق خواهی شد .
چون آفتاب در آمد ، بیرون رفتیم .
چون برق رفت ، خوابیدم
تازه به محله رسیده بودم که صدای ماشین به گوشم رسید .
آمدم که شما رابا خودم ببرم .
دیروز به کتابخانه رفته بودم برای این که پاسخ سؤ الهای درسی را پیدا کنم .
تا از پله ها پایین آمدم ، عمویم را در مقابل در دیدم .
تا درس نخوانی موفق نشوی .
به رودخانه رفته بودیم تا ماهی بگیریم .
به مدرسه رفتم تا او را ببینم .
من که از دانش آموزا ن این مدرسه هستم ، از مدیر آن رضایت دارم .

۳-
…اما…/ …یا…؟/ …و…/
زیرا « اما » ، «یا» ، «و» از پیوندهای وابسته ساز نیستند و دو جمله را به هم وابسته نمی کنند وهیچ کدام از این جمله ها جزئی از دیگری نیستند بلکه این حروف از حروف پیوند همپایه ساز هستند وجمله ها را همپایه می سازند .
۴-آواز و آوازه / روان و روانه از نظر کاربردی با هم متفاوت است . بقیه ی واژه ها از لحاظ معنایی وکاربرد تفاوتی ندارد.
آوازه : شهرت

خود آزمایی درس بیست وهشتم «گزارش نویسی » صفحه ۱۸۲
۱- تکلیف دانش آموزان است .
۲- موضوع : فرهنگی ادبی حجم : کوتاه واجمالی کیفیت تهیه : فردی از طریق مشاهده
۳- اگر پرهیزگار باشید ، مورد لطف خدا قرار می گیرید .
تا شما را دیدم ، موضوع را به یاد آوردم / بیا تا قدر یکدیگر بدانیم .
چون کارم تمام نشده است ، نمی توانم به مسافرت بروم .
هنگامی که به خانه رسیدم ، پدرم به خانه آمده بود .
گرچه امسال بارندگی کم بود با این حال چشمه های آذربایجان همچنان می جوشید.
هر چند اطبا تلاش کردند ، نتوانستند او را نجات دهند .

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 21:34  توسط شریف زادگان  | 

پاسخ خودآزمایی های زبان و ادبیات فارسی عمومی پیش دانشگاهی

درس اول نی نامه ص 7

1-     جدایی : دوری از مقام وصل ، جدایی روح ما از روح کل

نی : انسان عاشق دورافتاده از محبوب ازل ، انسان عارف یا کامل ، مولوی

نیستان : عالم معنا ، ذات حق و مکان وصل

2-     بیت چهارم

3-     تاثیر مثبت و منفی نی برافراد ، هم در شادی نواخته می شود و هم در غم

4-     نابودی

5-     پرده ی اول : نغمه و آهنگ و موسیقی / پرده ی دوم : حجاب و مانع

پرده دریدن کنایه از آشکار کردن اسرار دل ، رسوا کردن

6-     عشق ، معشوق (خداوند)

7-     زیرا روح نیایش در تاروپود آن تنیده است .

درس دوم مناجات نامه ص 11

1-   الف – نروم جز به همان ره که توام راه ، نمایی = تنها آن راهی را خواهم پیمود که تو آن را به من نشان می دهی در این صورت راه مفعول و م متمم است .

ب- نروم جز به همان ره که توام راهنمایی = تنها راهی را خواهم پیمود که تو راهنمای من هستی  م مضاف الیه برای راهنما می باشد.

2- بیت 6 همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی .

3- مضامین اخلاقی ، عرفانی و تربیتی یا حاوی نیایش های لطیف و زیبا ، لبریز از معارف و آموزش های اخلاقی و اجتماعی است .

4- رحیم ، عظیم ، کریم ، حکیم ، بخشنده ، ستارالعیوب ، علام الغیوب .

درس چهارم کاوه آهنگر ص 28

1-     ستایش داد پیشگی و تاکید بر دادگری

2-     هردو انقلاب مردمی و ضد شاهان ستمگر بوده است

3-     چون به خدا ناسپاس و دچار غرور شد و گفت من خدا هستم .

4-     خوهای اهریمنی و بیداد و منش خبیث .

5-     نفوذ به خورشخانه و دربار و نجات دادن یکی از دونفری که قرار بود هر روز کشته شوند.

6-     حضرت ابراهیم (ع)

7-     ضحاک

8-     ضرب المثل جای سوزن انداختن نبود

9-   شاهنامه ، سرگذشت ملتی است در طول اعصار و نشان دهنده ی مردمی است که برای آزادگی و شرافت و فضیلت جنگیدند و نشان دهنده ی فرهنگ و اندیشه و آرزوی آن هاست .

درس پنجم ، گذر سیاوش از آتش ص 35

1-     زمینه ی داستانی : ماجرای سیاوش و گذر او از آتش ، شکل کامل داستانی دارد.

زمینه ی قهرمانی : سیاوش از نظر نیروی مادی و معنوی ممتاز است و در برابر خودخواهی و کام خواهی سودابه ایستادگی می کند.

زمینه ی قومی و ملی : کلیه ی ویژگی های سیاسی و اعتقادی بیان شده در داستان ، نمایانگر زمینه ی ملی است مثل کافور به کفن زدن در هنگام مردن ، مراسم آزمایش گذر از آتش (سوگند خوردن)

زمینه ی خارق العاده : گذر سیاوش از آتش .

2-   او سوار بر اسب می شود ، لباس سفید به تن می کند و بر آن کافور می پاشد ، کلاهخود طلایی بر سر می گذارد ، خندان و با دلی پر امید به سوی آتش می رود.

3-     اندوهگین شدن و گریستن بر حال او

سراسر همه دشت بریان شدند          برآن چهر خندانش گریان شدند

4-     همی خاک نعلش برآمد به ماه ، زمین گشت روشن تر از آسمان ، توگفتی شب آمد به روز

5-   با شنیدن این سخنان تهمت آمیز : آتش دوزخ برایم آسان گشت . یا این تهمت آنقدر سوزنده است که آتش دوزخ برایم آسان شد.

6-     اگر پاک باشم خدا مرا نجات می دهد. اگر بی گناهم رهایی مراست .

7-   کیکاووس دستور می دهد که او را دار بزنند ، درباریان او میانجیگری می کنند و سیاوش او را می بخشد ولی چون دست از توطئه و دسیسه بر نمی دارد سرانجام بعد از مرگ سیاوش ، چون رستم سودابه را مقصر می داند به کاخ او رفته ، او را می کشد.

ز پرده به گیسوش بیرون کشید      زتخت بزرگیش بیرون کشید

به خنجر به دونیم کردش به راه      نجنبید برتخت ، کاووس شاه

8-     فردی جاه طلب ، خودخواه و ستمگر

درس ششم دریای کران ناپدید ص 40

1-     چون در همه زمان ها انسان ها عواطف و احساسات دارند و آن ها را در قالب شعر غنایی بیان می کنند.

2-     با بیت سوم و چهارم

3-     سرکشی عاشق از عشق ، او را به معشوق نزدیک تر می کند و فرار از دام عشق ممکن نیست.

4-     عشق او باز مرا به بند آورد (گرفتارکرد)      کوشش بسیار سودمند نشد.

5-     کز کشیدن تنگ تر گردد کمند

6-     بیت چهارم

درس هفتم ، من این همه نیستم ص 42

1-     فروتنی و تواضع

2-   خواست عملاٌ ثابت کند که القاب ، نشان دهنده ی چیزی نیست ، بلکه القاب خوب و بد همه لفظ است و بیانگر حقیقت وجودی انسان نمی باشد.

3-     هیچ کدام

4-     هیچ یک از این لقب ها ، حقیقت مرا نشان نمی دهد.

5-     بازرفتند : بازگشتند /بشوریدند : اعتراض کردند / بیرون گرفت : بیرون آورد / آواز داد: صدا زد ، گفت

6-     اقامت : ماندن ، جای گزیدن

اقامه : برپاداشتن ، به جا آوردن

مصاحبت : هم نشین شدن

مصاحبه : گفت وگو با رجل سیاسی ، علمی و ادبی ، گفت وگو با مردم

ارادت : میل قلبی به کسی یا چیزی داشتن ، اخلاص و اظهار کوچکی در دوستی

اراده : خواستن ، میل ، قصد و آهنگ

ص 43 حدی خوان

    1 - در غل و زنجیر زیر آفتاب ، کنار خیمه انداخته

    2- بلی ، زیرا بعد از اتفاقی که رخ داد و حرفش را ثابت کرد ، غلام را آزاد نمود

    3- خیر

    4- مهمان نوازی

    5- الف : کاربرد فراوان افعال پیشوندی که در زبان امروز کمتر یافت می شود مانند : فراز رسیدم ، فرو گرفتند

      ب: آوردن ((مر)) و ((را))  با هم مثل : مراکرام ضیف را

       ج- آوردن حرف اضافه ((اندر )) به جای ((در))

       د: آوردن ((همی)) به جای ((می)) ماضی استمراری مثل همی رفت

        ر: آوردن کلمات به شکل قدیم مثل ((اشتر )) به جای شتر

       ز: آوردن اصطلاحات منسوخ مثل : او را در کار من کن

                                   در گذشته (دستور دادن ، امر کردن ، انجام دادن )

   6- فرمود 

                            در امروز (گفتن)

افعال و صیغه ها و مشتقات رایج آن عبارتند از : فرمود ، فرمودند ، بفرمایید ، فرمایش و فرموده

7-     تاثیر شعر و موسیقی بر حیوانات

درس هشتم مناظره خسرو با فرهاد ص 47

1-     شناخت شخصیت و هدف فرهاد و منصرف کردن او از عشق شیرین

2-     عاشقی سرسخت و پاکباخته و فروتن که با تمام وجود به معشوق عشق می ورزید و در عشق صادق بود.

3-     بیت 12 بگفت آشفته از مه دور بهتر

4-     بگفتا گر خرامی در سرایش (چه می کنی ؟) بگفت (اگر در سرایش بخرامم ) اندازم این سر زیر پایش ، بیت 6 جمله دارد.

5-     محکم ، قاطع ، صادقانه و در ظاهر آشفته و در باطن منطق عشق بر آن حاکم بود.

6-     یاد نکردن از او

7-     نثار کردن سر در راه معشوق

درس نهم نفحات صبح ص 49

1-     مگس و عقاب ، بزه و ثواب ، بلبل و غراب ، بگردد و نگردد .

2-     زیرا مانند چهره ی محبوب است که نقاب را از صورت برداشته باشد.

3-     مصرع دوم ، تمثیلی برای تبیین موضوع مصرع اول است .

4-     درآب مرده بهتر که در آرزوی آبی ، مگس کجا تواند که بیفکند عقابی

5-   الف – ماندی ، ماضی ساده / ماند مضارع اخباری  ب- ماندی از مصدر ماندن توقف کردی ، تاخیر کردی / ماند از مصدر مانستن شباهت دارد .

اکسیر عشق ص 50

1-     از خود بیخود شدم ، خودم را فراموش کردم

2-     آرام ، ساکت (ساکن شود : تسکین یابد )

3-     بیت 6

درس دهم دولت یار ص  52

1-   زیرا وحدت موضوع دارد . یعنی ، تماماً اظهار شادی از پایان یافتن مشکلات اجتماعی و فردی است و دراین غزل شادی حافظ در نابودی حکومت ستم پیشه مشاهده می شود . بنابراین ، مضمونی که حلقه های غزل را بهم پیوند می دهد اوضاع اجتماعی عصر حافظ است .

2-     بلی ، زیرا در آن به کنایه از اوضاع و احوال زمانه سخن می گوید.

3-     کلمات متضاد : شب و روز ، بهار و خزان ، خار و گل

مضمون متضاد :

ناز و تنعم خزان (دوره ی حکومت امیر پیر حسین )            قدم باد بهار(دوره ی حکومت ابواسحاق...)

در پرده ی غیب بودن صبح امید (دوره ی حکومت پیر حسین

برون آمدن صبح امید (دوره ی حکومت ابواسحاق ) 

پریشانی شب های دراز وغم دل (دوره حکومت پیرحسین ) سایه ی گیسوی نگار  (دوره ی حکومت ابواسحاق) تشویش خمار (دوره حکومت پیر حسین )   لطف نمودن ساقی (دوره ی حکومت ابواسحاق )

4-     الف : گیسو ، پریشانی ،دراز / شب و سایه / شب و گیسو

ب : بیت دوم

5- همه به معنی پایان رسیدن است .همه افعال ، فعل خاص و ماضی مطلق هستند به معنی ((به پایان رسیدن)) به جز در بیت ششم که به معنی ماضی التزامی است ((به پایان رسیده باشد)).

6- بیت دوم و سوم ناز فرمودن خزان – شوکت خار 

7- در این بیت اگر چه حافظ از پایان یافتن رنج ها احساس رضایت می کند ، اما در مصرع اول از بی توجهی و کم لطفی دیگران نسبت به خود گله و شکایت می کند.

راه بی نهایت ص 54

1-     نکته دان عشق

2-     ایهام در کلمه مپیچ است به معنی گلاویز شدن و پیله کردن ، گرفتار شدن که با کمند تناسب دارد .

3-   با تمام دقتی که در قرون اولیه اسلامی در ضبط قرآن کریم اعمال می شد باز در خواندن قرآن اختلاف هایی دیده شده که ناشی از گوناگونی لهجه و نبودن اعراب و نقطه است . از بین قاریان مشهور7 قاری شهرت بیشتر دارند که قرائت های آن ها مورد قبول همگان است هریک از 7 نفر ، دو نفر راوی داشتند و در مجموع 14 نفر هستند. 7 قاری عبارتند از : 1- عبدالله بن عامر دمشقی  2- عبدالله بن کثیر مکی 

 3- عاصم  4- ابوعمرو     5- حمزه بن حبیب کوفی  6- نافع بن عبدالرحمن 7 – کسایی

4-     چشم معشوق

5-     ستاره ی قطبی و دراینجا منظور پیر طریقت است .

6-     رعایت و لطف مدعی

7-     الف : فعل جمله صورت توان بست (وجه مصدری ) فعل اصلی ((صورت بست)) می باشد. 

ب- کجا برای این راه ، نهایتی صورت توان بست ؟ چنانچه حرف(( را )) فک اضافه به حساب آوریم جمله ی صریح آن چنین می شود: کجا نهایت این راه صورت توان بست ؟

8- آفتاب و سایه : تضاد و تناسب

درس یازدهم اشارت صبح ص 56

1-     شوق (شعله ی آتش در مقایسه با شوق من همانند طفل نی سوار است )

2-     شرر ، شرار، غبار ، خمار ، خنده و آینه دار

3-     بیت دوم

4-     عمر کوتاه و زندگی زودگذر ، غیر واقعی بودن لذات این دنیا

5-     غرقه ، محیط ، کنار و آب

6-     ناپایداری عمر ، بی اعتباری دنیای مادی

7-     چون مقام های دنیوی موقتی هستندونهایتاً برای شخص چیزی جزننگ وبی آبرویی به جای نمی گذارد.

8-     دنیا

درس عیب جو و مجنون ص 57

1-     چون مجنون عاشق لیلی بودوهمه چیز او راحسن وکمال می دیداما عیب جو ، چون ظاهر نگر بود فقط عیب ها را می دید .

2-   همان طور که آندره ژید در کتاب مائده های آسمانی گفته است : بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه درآن چیزی که به آن می نگری . یعنی باید دیدمان عوض شود زیرا اگر چشم با هنر و خوبی ها همراه باشد خوبی را می بیند و اگر با بدی همراه باشد همه چیز را بد می بیند .

3-     مولانا لیلی را زیبا می داند ولی نه زیبای زیبا رویان و او را به زشتی نکوهش نمی کند. وحشی بافقی لیلی را کاملاً زشت می داند.

4-     علامت نکره ، چون ی در قصوری علامت نکره می باشد بهتر است ی در حوری را هم نکره بگیریم .

درس دوازدهم سپیده آشنا ص 61

1-     چندشناک ، وهمناک ، شداید  استخوان سوز ، نگاه وحشتناک غارها

2-     توصیف ماه و حرکت آن در شب بر فراز سرزمین ماتم زده ی کربلا در بند چهارم .

3-     دیشب ، شب عاشورا / امشب : شب شام غریبان

4-     اگر دین ندارید (لااقل ) در دنیایتان آزاده باشید .

5-   زیرا نویسنده به کمک احساس و تخیل شاعرانه ی خود به توصیف ابعاد مختلف ، قیام کربلا و اندیشه های جاری در آن پرداخته است ودر آن توصیفات زیبایی وجود دارد که بیانگر عواطف انسانی است .

قلب مادر ص 63

1-     بیت آخر

2-     عشق لطیف مادری و بیان احساسات او درباره فرزندش

3-     چون خالی ازهرنوع عاطفه ای است وبه مادر بی احترامی کرده وبه خاطر هوس دست به قتل او می زند.

4-     تکلیف کلاس 

درس سیزدهم کیش مهر ص 66

1-   سرمستی و از خود بیخود شدن یا نیل به الله و فنای فی الله . زیرا در مسلک عاشقان و عارفان پرستش حقیقی وقتی رخ می دهد که صوفی کاملاً از خود بی خود شده و مجذوب حق شده باشد .

2-     بیت سوم

3-     قطرات باران

4-     زیرا آینده نیز همانند گذشته گذرا و ناپایدار است .

5-     بیت : به خون خود آغشته و رفته اند               چه گل های رنگین به جوبارها

6-     حلاج

رنج بی حساب ص 67

1-     این قدر نگویید من ، بگویید مکتب من

2-     نقص و کمال / عیب و جمال / خویش و غیر

درس چهاردهم ص 70

1-     غم اول عادی و دنیایی است / غم دوم ، غم عشق است که شاعر خواهان آن می باشد و جنبه آفرین و تحسین و سازندگی دارد.

2-     شاعر ، زخم وارد شده بر سینه ی مبارز را مثل مدال افتخار می داند که بر سینه ی فردی زده باشند.

درس پانزدهم ص 75

1-     پرگو (آکنده گوش ، ژاژخای ) کم گوی (سرافراز ، کم آواز ، تامل کننده در جواب ، دارای سخنان مروارید مانند )

2-     صدف ، مشک ، کوه

3-     بیت ششم : نشاید بریدن نینداخته

4-     بیت دهم : حذر کن ز نادان ده مرده گوی              چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

با بیت یازدهم نیز ارتباط دارد

5-   آکنده گوش در لغت به معنی کر است و کنایه از نصیحت ناپذیر . کسی که زیاد سخن می گوید چون فرصت شنیدن ندارد سخن در گوش او فرو نمی رود و مثل فردی است که گوشش کر است و طبیعتاٌ به اندرز و حرف دیگران گوش نمی دهد.

6-     اخلاقی

7- شعرهای تعلیمی در قدیم غالباً مشتمل بر سرودهای اخلاقی ، دینی و عارفانه بود ولی از انقلاب مشروطه به بعد مسائل سیاسی اجتماعی و روانشناسی نیز به حوزه ی شعر تعلیمی وارد شد.

درس ذکر حسین بن منصور ص 79

1- الف- وقایع عجیبی که مخصوص او بود             ب- حکم و فتوای جنید لازم است         ج- اعتراض کردند

2 – مردم قشری وعادی حقایق را درک نمی کنندنه تایید شان به دردمی خوردونه تکذیبشان بنابراین ، اصل ، قبول الهی است . او اظهار نظرهای مردم را در این زمینه بی تاثیر می داند و کار حلاج را یکسره به خدا وا می گذارد.

3- جنید به هنگام صدور فتوا، جامه ی زاهدان و مشایخ را پوشید.

4- برای این که بتواند فتوا بدهد چون او می خواست خود را در مقام صوفی تبرئه کند و بر اساس شخصیت فقاهت و شیخی خود فتوا بدهد به همین دلیل لباس صوفیان را از تن بیرون آورد و لباس مشایخ را پوشید.

5-  چون شبلی هم درد حلاج بود و معنای اناالحق را می فهمید اما در موافقت با مردم از روی آگاهی به سوی او گل می اندازد به همین دلیل حلاج از او گله می کند.

6- زیرا منکران حلاج به علت استواری در دین و بر اساس توحید با او مخالفت می کردند و چون او را مشرک  می دانستند می خواستند با کشتن او ، اصل شرک را از بین ببرند در حالی که مریدان فقط به حلاج خوش گمان بودند.

7- زیور و زینت بخش مردان خدا ، خون و شهادت آنان است .

8- واقعات غرایب / کارهای عجایب

درس (مست و هشیار ) ص 82

1-     فسادهای اجتماعی

2-     رشوه گیری و فساد حاکم بر قوه ی قضائیه

3-   فساد و گناه ، کمش هم زیاد است و در اینجا بحث بر سر کم یا زیاد بودن گناه نیست بلکه نفس عمل مهم است یعنی شراب خوردن حرام است چه کم باشد و چه زیاد .

خود آزمایی درس هفدهم (گویی بط سفید جامه به صابون زده است )ص 88

1-     اسب سیاه : ابرهای تیره / لؤلؤتر: قطره های باران

2-   ابر بزرگ و سیاه در حال حرکت را به اسب سیاه قوی هیکلی تشبیه کرده است که در حال تاختن است و قطره های باران همچون مروارید از سم آن فرو می ریزد .

3-     مشک سیاه استعاره از سیاهی درون لاله / در ثمین استعاره از قطره های باران است .

4-   چون سبزه ها بسیار و گسترده وکوتاه هستند به خیمه ی لشکریان چین که فراوان هستند تشبیه شده اند و لاله که قامتی بلندتر از سبزه ها دارد و قرمز و زیباست به خرگه یا سراپرده ی بزرگ پادشاه تشبیه شده است ، که در میان خیمه های سربازان به پا شده است

5-     مسمط

6-   گویی بط سفید : تخیلی / مست و هشیار : واقعی و نمادین / راه بی نهایت : تخیلی / دماوند : نمادین / شب کویر : تخیلی ، نمادین ، واقعی / سپیده آشنا : تخیلی و واقعی

7-     وقتی که فقط به اطلاعات و آموخته ها تکیه نکند و به تجربه های عاطفی و ارتباط با دنیای بیرون بپردازد.

خودآزمایی درس دماوند ص 92

1-     سیم استعاره از برف های روی قله / کمر بند آهنی استعاره از تیرگی های حد فاصل بین قله و دامنه کوه

2-     بلندی کوه

3-   چون کوه دماوند آتشفشان خاموش است و روشنفکران جامعه ی شاعر در برابر ظلم حاکمان خاموش هستند و سکوت کرده اند ، بنابراین شاعر از تشبیه کوه به مشت ، پشیمان می شود و کوه را به قلب افسرده که نشانه ی پژمردگی است تشبیه می نماید.

4-     تا چشم بشر روی او را نبیند (بیت به انزوا و گوشه گیری روشنفکران اشاره دارد)

5-     ورم استعاره از برآمدگی قله ی کوه / کافور استعاره از برف

6-     خفقان و سانسور (نبودن آزادی کلامی و قلمی )

7-     شاعر (بهار )

8-   دماوند نماد ومظهر انسان های انقلابی یا روشنفکران آگاه به مسائل جامعه ، اما خاموش ( هم چنین      می تواند نماد جامعه یا خود شاعر باشد)

9-     تا وارهی از دم ستوران / وین مردم نحس دیو مانند ،

با شیر سپهر بسته پیمان / با اختر سعد کرده پیوند

یا : چون گشت زمین زجور گردون / چو نین خفه و خموش و آوند

بنواخت زخشم بر فلک مشت / آن مشت تویی تو ای دماوند

خود آزمایی درس نوزدهم (توصیف کویمات و...) ص 94

1-   موقعیت طبیعی و تاریخی و جغرافیایی شهرها ، سبک معماری ، مردم شناسی از جهت آداب و رسوم اعتقادات ، محصولات کشاورزی ، پیشه و معیشت مردم

2-     توصیف واقعی

3-     به سمت جنوب / از سه طرف به دریا محدود می شود (شبه جزیره )

4-     در اطراف شهر طرابلس هیچ منزل و آبادی وجود ندارد بجز دوسه کاروان سرا و توقف گاه

5-   مشهد به معنای محل شهادت و محل حضور است . چون در کاروان سرا ، مردم حضور می یابند ، در نثر ناصر خسرو به عنوان مشهد تلقی شده است.

6-     نثر ساده و روان / ایجاز / جابه جایی دستوری واژه ها / آوردن دو حرف اضافه برای یک متمم / آوردن جمع الجمع

7-     آدینه ، چون نماز جمعه در آن برگزار می شد.

8-     خندق

9-     نایژه (نای + ژه )= نی کوچک = لوله کوچک

خودآزمایی درس نوزدهم (شب کویر) ص 99

1-   بی باک ، صبور ، قهرمان ، شجاع ، بی نیاز ، ایستا و ماندگار ، فروتن (بی چشم داشت نوازش و ستایش ) ، نترس ، بی برگ و بار ، بی گل ، نا امید از شکفتن و ...

2-     درخت بید

3-     خیال

4-   نخلستان خاموش و پر مهتاب / کشور سبز آرزوها / چشمه ی مواج و زلال نوازش ها / سرزمین آزادی و نجات / جایگاه بودن و زیستن / آغوش خوشبختی / نزهتگه ارواح پاک / میعادگاه انسان های خوب.

5-     حضرت علی (ع) ، درد دل کردن حضرت علی (ع) با چاه از تنهایی و سفاهت مردم

6-     عطر الهام / چشمه ی نوازش / آغوش خوشبختی / دامان حریر الهه ی عشق / قندیل زیبای پروین و ...

7-     مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو ((حافظ))

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت / با من راه نشین باده ی مستانه زدند ((حافظ))

8-     مهتاب

9-     دیدگاه روستاییان را دیدگاهی معنوی و دیدگاه شهریان را دیدگاهی مادی می داند.

10- ولقد زینا السماء الدنیا بمصابیح ... شب ها به مهتاب روشن است یا به قطره های درشت و باران ستاره ، مصابیح آسمان تلمیح به آیه ی فوق دارد ستاره ها به مصابیح تشبیه شده است .

خودآزمایی درس بیستم (به بلبل ) ص 103

1-   شاعر دیگری در نزدیکی تو هست که چنگی ساده تر از ارغنون تو دارد ، و در دل خویش با یک دنیا غبطه و رشک سرود شبانه تو را در دل جنگل تکرار می کند ./ اوه ! صدایت را با صدای من در آمیز ، زیرا یک گوش واحد است که این هر دو صدا را می شنود...

2-   اختر شب سرخم می کند تا صدای تو را بشنود/ صدای آسمان نیلگون و صدای درختان سرسبز است ... / زبان شاخه ها ... / زمزمه ی شاخ وبرگ درختان ... / زبان امواج

3-     ترکیبی موزون از دلپذیرترین صداهای طبیعت و مبهم ترین آه های آسمان

4-     بلبلا مژده بهار بیار        خبر بد به بوم  باز گذار (سعدی)

5-     ماه ، اختر ، شب ، آسمان ، جنگل ، آب و گل

6-     آهنگ لطیف / زمزمه سوزان / دم لطیف / آوای سبک و لطیف

خودآزمایی درس بیست (اورازان ) ص 107

1-   کولی ها فقط تابستان ها پیدایشان می شود. چند تا خر دارند و دو برابر آن سگ . سیاه چادر خود را که علم کردند ، کوره ی کوچکی هم بر پا می کنند . زن هاشان به خوشه چینی و در یوزگی و مردها به آهنگری

2-     غرور به خصوصی دارند و افسانه های به خصوصی (دارند)

زن هاشان به خوشه چینی و در یوزگی (می روند) و مردها به آهنگری (می روند)

3-     اهالی ، آن را (آب ریزان) معنی می کنند و به معنای دیگر آن را افرازان هم گفته اند.

4-   مصالح ساختمان ها (خشت ، تیر ، کاه گل ، چینه ، گل سفید) شکل و ساختار بناهای عمومی نحوه ی تزیین ساختمانها /اختلاف بناهای جدید و قدیم / تفاوت اتاق های زمستانی با تابستانی .

خودآزمایی درس بیست و یکم چند حکایت از اسرارالتوحید

1-     می خواست به طور غیر مستقیم شیخ بوعبدالله باکو را راهنمایی کند و به او بفهماند که جهنم جای مغروران و متکبران است .

2-     حکایت پاکبازی (امیرمقامران )

3-     حکایت بهترین خلق

4-     خط بر کسی فرو کشیدن

5-     حکایت انسان راستین

6-     نکته گویی و عبرت آموختن به شیوه ی غیر مستقیم

7-     بهتر است که خودم را بدترین مردم بدانم

8-     فرو می راند ، فرو می شد ، فرو نتوان کشید ، در آمیزد ، در آمد ، فروآمد

9-     راست باز و پاک باز و امیر باش / با خویش رسید

10- داستان خاکستر ریختن زنی از همدستان ابولهب بر سر پیامبر اکرم (ص)

درس بیست و یکم سیرت مولانا ص 122

1-     ساده ، شکیبا ، فروتن بود

2-     از پیش آمدهای خیر ، زیاد اظهار شادمانی نمی کرد و در حادثه ها هم به شکایت نمی پرداخت .

3-   به قول خود مولوی : کوشش بیهوده به از خفتگی  آن چه مهم است تلاش است نه نتیجه ی آن ، تلاش و کوشش در راه تعالی روح اگر چه ممکن است انسان را به حقیقت نرساند ، باعث دوری او از تعلقات دنیا می شود.

4-   او دنیا را از ایشان دریغ نمی دارد بلکه ایشان را از دنیا دریغ می دارد یعنی نعمات دنیا را از خانواده اش دریغ نمی دارد ، بلکه آنها را از وابستگی به دنیا می رهاند و آنها را از دنیا دور می دارد که به ارزش و منزل خود پی ببرند.

5-     هجوم صلیبیان و حمله ی مغول

6-     ستیزه برای زنده ماندن

7-     بینش مندی را برتر می داند . چون مولوی عارف است و عارفان شناختی را که از طریق دریافت قلبی باشد ، برتر می شمارند .

8-     وقتی نادانان در حق او بد زبانی می کردند بی ادبی آنان را تحمل می کرد .

9-     هر دو ، نمونه ی ساده زیستی و مخالفت با زورمندان و تلاش برای ایجاد دنیای تازه بودند.

10- نه آیا باید شکر کنی که باز تو را کبی و او مرکوب .

11- دل کندن از تعلقات دنیایی و نعمت های آن جهانی (دوری از هرچیز غیر از خدا)

12- با نثری گیرا و تحقیقی و بیان شیوا ، شرح حال مولانا را به شیوه ای نو و ترکیبهای بدیع و با استفاده از طنزها و کنایه های زیبا در شکل داستان بیان کرده است .

درس بیست و دوم بارقه های شعر فارسی صفحه 127

1-     مردم با تمام وجود به خداوند ایمان داشتند و همه ی پیش آمدها را خواست خداوند می دانستند.

2-     در این قصه ها ، عالم افسانه ها پر رنگ ونگار و پران و نرم است .

3-   سعدی جمع کننده ی اضداد است ، مانند شرع و عرفان / عشق و زندگی عملی / شوریدگی و عقل هم برای جوانان هم برای پیران ، هم در سطح افراد مبتدی و هم برای دانشوران و ...

4-   این تنها ، خصوصیت کلام سعدی است که سخنش به سخن هم شبیه باشد و به هیچ کس شبیه نباشد ، در زبان فارسی احدی نتوانسته است مانند او حرف بزند و درعین حال نظیر حرف زدن او را هر روز در کوچه و بازار می شنویم .

5-     فعالیت دانش آموزی

6-     نوعی ازحرکت است بین یورتمه وقدم زدن در اینجا از روی شوق و هیجان بالا و پایین و مارپیچ دویدن .

7-     به کمک وسعت دامنه ی کلام و عبارات و ابیات بعدی ، مفهوم متن را در می یابیم .

8-     نویسنده ، خواسته است که برای خطاهای خود عذری بیاورد .

خودآزمایی درس بیست و دوم (افسانه عاشقی – تسلی خاطر) ص 131

1-   این فرقه یکی از سلسله های صوفیه ، از اتباع خواجه محمد نقشبند است ، طریقه ی نقشبندی در هند ، چین ، ترکستان ، ترکیه ، ایران ، در مناطق کردستان عراق ، پیروانی دارد. کتاب رشحات ، عین الحیات تالیف علی بن حسین واعظ کاشفی در مناقب مشایخ نقشبندیه و آداب طریقت ایشان است .

2-     به مناسبت زادگاهش جام و به خاطر ارادتی که به شیخ جام داشت .

3-     هرچه در نوشتن آن سعی کنی ، تند باد آن را پاک خواهد کرد.

4-     برای تسلی خود و آرامش یافتن می نویسد .

5-     نام لیلی

6-     هرکس از عشق بهره ای نبرده است ، زندگی حیوانی دارد

7-     عشق مایه ی علو روح و آرامش است (پایداری عشق)

8-   در مصراع اول در معنای حقیقی خود(حیوان بارکش ) به کار رفته است و در مصراع دوم منظور انسانهای بی خبر از عشق و احساس است .

خودآزمایی درس بیست و سوم (میرزا رضا کلهر ) ص 137

1-   لباس راسته و بر روی لباس ، عبایی می پوشید . یک چشمش پیچیدگی کمی داشت . قدش متوسط بود ، باریش نوک دار قرمز ، سرش را تماماً می تراشید و تا از خانه بیرون نمی رفت لباس رو نمی پوشید در تابستان با پیراهن و زیر جامه بود . گاهی در حین مشق کردن پیراهن را می کند . در زمستان نیم تنه برک و پوستینی نیز علاوه می کرد .

2-   اگرچاپ نویسی های اونبود شایدشیوه ی خاص او در نستعلیق از بین می رفت در حالی که امروز شیوه ی میر عماد پیش افتاده است .

3-   نثر کتاب ساده ، روان ، صمیمی ، گیرا و جذاب است و جمله ها کوتاه و رسا می باشد توصیفات دقیق ، جزیی و زیبا است . اطلاعات وسیع ، کامل و با دقت زیاد نوشته شده است .

4-     توصیف شیوه مشق کردن میرزا

5-     پچ پچ / جیک جیک / قار قار / شر شر

6-     یک باره با یک حرکت قلم و بدون برداشتن آن کلمه را به طور کامل می نوشت .

7-   سر هم رفته : روی هم رفته ، کلاٌ / از کار در آوردن : کاری را به طور کامل انجام دادن / سروازدن : خودداری کردن ، سرباز زدن

8-     آزاد اندیش و منتقدی بود که بدون ترس ، از رفتار حکومت انتقاد می کرد و عقاید سیاسی خود را بی پرده اظهار می کرد.

9-   میرزا محمد حسین ذکاءالملک ، میرزا عباس خان قوام الدوله ، میرزا حسن خان مشیر الدوله ، کشیکچی باشی (عبد... خان )، ملک الخطاطین ، میرزا زین العابدین شریف قزوینی – صدر الکتاب (سید محمود) مشیر الملک (میرزا حسن خان )

10- نفس نکشیدن / نفس عمیق کشیدن

11- سخنان شیرین ، شب تلخ ، فریاد خشن ، صدای لطیف ، شعر گرم و ...

12- تحریر در لغت به معنی نوشتن است . خط تحریری در اصطلاح خط ، نوشتن با دست است .

خط تحریری ، به سبب ظرافت ، زیبایی و سرعتی که در نوشتن آن است برای دست نوشته های ما خط معیار به شمار می رود.

افشین و بودلف درس بیست و چهارم ص  149

1-   احمد با خواهش وزاری نزد افشین برود و میانجیگری کند ومانع کشتن بودلف شود در صورت راه ندادنش به زور وارد شود اما هیچ پیام و کلامی از جانب خلیفه بیان نکند.

2-   او را با چشم بسته و تنها با یک شلوار دید در حالی که با افشین مشغول بحث و جدل بود . جلاد شمشیر به دست ، برای زدن گردن او آماده ایستاده بود .

3-   تصور می کرد که نگهبانان با آوردن عذر و بهانه او را به خانه افشین راه ندهند ولی حجاب و نگهبانان طبق عادت گذشته به استقبال او آمدند.

4-     چون او را حامی بودلف می دانست و حدس زده بود که برای شفاعت بودلف آمده است .

5-     زیرا افشین بسیار اصرار می کرد که در مقابل شکست بابک خرم دین ، اختیار جان و مال بودلف را به او بدهد.

6-     هرکس آن کند که از اصل و گوهر وی سزد.

7-     راضی نشدم خون مسلمانی بیهوده ریخته شود و خداوند به خاطر این دروغ مصلحت آمیز مرا مؤاخذه نمی کند.

8-     کوتاهی جمله ها و ایجاز و جابه جایی اجزای جمله

9-     شخصیت اصلی : احمد بن ابی دواد است که داستان را نقل کرده است .

راوی داستان : اسماعیل بن شهاب است که می گوید: از احمد بن ابی دواد شنیدم

(راوی : کسی که حکایتی را از دیگری نقل کند ، روایت کننده ، آن کسی که اخبار و احادیث را روایت کند) قابل ذکر است که کلمه ی راوی در خود آزمایی شماره 2 صحیح نیست .

درس بیست و پنجم (قصه عینکم ) ص 157

1-     عینک ، تعلیمی (عصا) ، کراوات

2-     راوی : نویسنده / زمان : نوجوانی نویسنده / مکان : شیراز

3-   آه ! او هرگز این صحنه را فراموش نمی کند . برای او لحظه ی عجیب و عظیمی بود که عینک به چشمش رسید ، ناگهان دنیا برایش تغییر کرد و همه چیز برایش عوض شد . با دقت عینک را از جعبه بیرون آورد و آن را به چشمش گذاشت . دسته ی سیمی عینک را به پشت گوش راستش گذاشت ، نخ قند را به گوش چپش برد و چند دور تاب داد و بست در این حال وضع او تماشایی بود قیافه ی یغورش ، صورت درشتش ، بینی گردن کش و عقابی اش هیچ کدام با عینک بادامی شیشه ی کوچک جور نبود.

4-     آن جایی که شخصیت داستان ، برای اولین بار عینک به چشمش می زند و دنیا در نظرش تغییر می کند.

5-     لحن عامیانه و محاوره ای ، توصیفات دقیق و جزء به جزء توجه به ریزه کاریها و زبان ساده و طنز گونه .

6-   الف : مقدار عمر (قد بنده نسبت به سنم دراز بود)   ب: صحنه ی نمایش (چشم را به سن دوختم .         ج: نوعی آفت گیاهی (مثل حاصل سن زده )

7-   مگه اینجا دسته ی هفت صندوقی آوردن ؟ (مگر این جا ، دسته ی هفت صندوقی آورده اند ) بیا شاهچراغ در دکون میز سلیمون (بیا شاهچراغ جلودر دکان میرزا سلیمان ) می خواستی زودتر بگی     (می خواستی زودتر بگویی )

8-     چشمی که بر آن عینک زده باشند / امروزه به چشمی که با میکروسکوپ و تلسکوپ نگاه می کند ، چشم مسلح می گویند.

آخرین درس ص 163

1-     اول شخص از زبان یک کودک دبستانی

2-     حفظ زبان ملی

3-     این اندیشه که آیا کبوترها نیز مجبور خواهند شد ، آوازشان را به زبان بیگانه بخوانند .

4-   احساس میهن دوستی ، دفاع از کشور و میهن ، کوشش برای آزادی میهن از اسارت دشمنان و مهم تر از همه اهمیت و ارزش قائل شدن به زبان ملی و حفظ آن .

5-     تکلیف دانش آموزان است (جنبه ذوقی دارد)

6-   هنگامی که در معرض هجوم بیگانگان قرار می گیرد و آزادی و حیثیت و ملیتش به خطر نابودی می افتد زیرا نابودی زبان ملی ، نابودی ملت است .

7-     این اندیشه که معلم آن ها را ترک می کند و دیگر او را نخواهند دید.

8-     هنگامی که برای کسی نقشه شومی کشیده باشند یا قصد آزار کسی را داشته باشند .

درس بیست و ششم (درآمدی بر ترجمه ) ص 169

1-   علوم مختلف ملل مشهور و آثار تمام علمای طراز اول قدیم از هندوستان گرفته تا اسکندریه و یونان در دسترس علمای اسلامی قرار گرفت .

2-     شاگردان ایرانی دارالفنون زیر نظر استادان اروپایی ، کتاب های درسی را در رشته های مختلف ترجمه کردند.

3-   ترجمه ی این آثار در ساخت شخصیت فرهنگی فرد و جامعه اثر گذاشت ، مردم را بیدار کرد با دنیایی تازه آشنا نمود ، واژگان زبان فارسی را غنی ساخت ، نثر را پویا تر کرد ، ساده نویسی را رواج داد ، شعر را از حالت یکنواختی گذشته رها نید و به کار نویسندگی و شاعری جهت بخشید . روشهای جدید تحقیق به پژوهندگان آموخت و سرانجام موجب رواج علم و فنون در ایران گردید.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             

4-     مناسب ترین شکل ترجمه ، آن است که هیچ قسمتی از صورت و معنی از بین نرود.

5-   ترجمه ارتباطی (آزادیاروان) ترجمه ای است که در آن مترجم به گیرنده پیام (خواننده) توجه دارد و ساخت های نا آشنای قالب و محتوا را از زبان مبدا به زبان مقصد وارد نمی کند .

اما در ترجمه ی معنایی (تحت اللفظی و دقیق ) مترجم به نویسنده توجه دارد تا به خواننده و سعی می کند ساخت های زبان مبدا را به زبان مقصد (درترجمه ) وارد کند . از این رو چنین ترجمه ای به سادگی قابل فهم نیست . در واقع طرفداران ترجمه ی ارتباطی ، خواننده را اصل می دانند و طرفداران ترجمه ی معنایی بیشتر به نویسنده و اصل نوشته و پیام او توجه دارند .

6-     فعالیت دانش آموزی

7-   شاهنامه به زبان های عربی ، فرانسوی ، ایتالیایی / رباعیات خیام به زبان های انگلیسی و آلمانی / دیوان حافظ به زبان آلمانی ، عربی و ...

خودآزمایی درس بیست و هفتم (جهاد) ص 172

1-     هماهنگی کافران در باطل خویش و پراکندگی مسلمین در حق خود

2-   آنان هیچ یک ، خود را برای جهاد آماده نکردند و از خوارمایگی هرکس کار را به گردن دیگری انداخت تا آن که اگر در تابستان ایشان را فرا می خواند می گفتند هوا گرم است و اگر در زمستان فرمان جنگ   می داد می گفتند هوا سرد است و در پایان به ایشان خطاب می نماید  شما که از گرما و سرما چنین   می گریزید با شمشیر آخته کجا می ستیزید .

3-     کارها را به هم می ریزید و آشفته می کنید.

4-     حضرت علی (ع)

5-     مفعول (برای فعل محذوف به قرینه لفظی یعنی نه ، خسته ای بر جای نهاده )

6-     خدا جامه ی خواری بر تن او پوشاند و فوج بلا بر سرش کشاند/ به خواری محکوم و از عدالت محروم

7-   اگر مرد مسلمانی از غم چنان حادثه ای (حمله ی مرد غامدی و غارت اموال مردم و مظلوم واقع شدن آنها )بمیرد مستحق ملامت نیست .

8-     تن در ندادن به جهاد و تقصیر و کار را به گردن یکدیگر انداختن

9-     به خدا سوگند با مردمی در آستانه ی خانه شان نکوشیدند جز که جامه ی خواری بر آنان پوشیدند.

خودآزمایی درس هجرت ص 175

1- الف- آبی که خضر حیات از او یافت                           در میکده جو که جام دارد

    ب -  فیض ازل به زور وزر ار آمدی به دست              آب خضر نصیبه اسکندر آمدی

2 – همچنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراتوران کافی است ، از گفته ی شورانگیز تو آنچنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای مرا در تب و تاب افکنده است .

3- هیچ یک را نمی توان پنهان داشت .

4- پاسخ این سؤال ذوقی است . به عنوان نمونه در قطعه تقلید :

تو آن کشتی ای که مغرورانه ، باد در بادیان افکنده است تا سینه ی دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بیخودانه سیلی خور اقیانوسم .

5- آتش است این بانگ نای و نیست باد                          هرکه این آتش ندارد نیست باد

      من هر چه دیده ام زدل و دیده دیده ام                  گاهی زدل بود گله ، گاهی ز دیده ام

      خرامان بشد سوی آب روان                                    چنان چون شده ، باز جوید روان

خود آزمایی درس (می تراود مهتاب ) ص 183

1-     مهتاب ، شبتاب ، گل ، خار ، صبح ، سحر

2-     رنج و ناتوانی و ناکامی از نتیجه نگرفتن از تلاش

3-   اوضاع به هم ریخته و نابسامان اجتماع و نا آگاهی مردم و عقاید نادرست آنان مثل آوار بر سر شاعر خراب می گردد و بر درد و رنج او می افزاید.

4-     مسافری خسته و تنها و رنجور که در حال نگریستن به جامعه ی غفلت زده خویش است درعین حال در انتظار بیداری آنان است .

5-     نازک آرای تن ساق گلی / قوم به جان باخته / مانده پای آبله از راه دراز

6-     نگران با من استاده سحر / صبح می خواهد از من و...

7-     دست ساییدن کنایه از نا امیدانه تلاش کردن / پای آبله ماندن کنایه از عاجز و ناتوان شدن

خودآزمایی درس بیست و نهم (خوان هشتم ) ص 194

1-     شاهنامه

2-   شعر متعهد (خوان هشتم ) دارای پیام و هدف است ، قصه ی درد و میزان سنجش مهر مردان و کینه ی نامردان است درحالی که سروده های دیگر ، بی محتوا و بی هدف و تنها شعر تخیلی است که از نظر ظاهر و لفاظی خوب و زیبا می باشد.

3-     چاه را توصیف می کند که بی شرمی چاه مانند عمق و پهنایش باور نکردنی است.

4-   چاهی تاریک و ژرف و پهناور که از هر سو بر کف و دیواره هایش نیزه و خنجر کاشته بودند . چاه غدر ناجوانمردان و بی دردان و افراد پست ، چاهی که بی شرمی آن مانند عمق و پهنایش باور نکردنی بود ، چاهی غم انگیز و شگفت آور که به جای آب در آن زهر شمشیر و نیزه روان بود.

5-     لبخند رستم

6-     آتشین پیغام ، پاک آیین ، چاهسار گوش ، کوه کوهان ، تای بی همتا ، مرد مردستان و ...

7-   هنگامی که رستم برای نجات کیکاووس به مازندران رفت برای او هفت آفت بزرگ پیش آمد که همه را با قدرت و توانایی خود و توکل به یزدان از پیش برداشت ، درخوان اول : رخش شیر درنده ای را کشت / در خوان دوم : تشنگی بر رستم غلبه کرد که به کمک گوسفندی به آب راه یافت ، درخوان سوم : اژدهایی را کشت / درخوان چهارم : زنی جادوگر به دست رستم کشته شد / در خوان پنجم :اولاد با لشکر خود به جنگ رستم آمد که به دست او گرفتار شد / در خوان ششم : رستم با ارژنگ دیو به جنگ پرداخت / در خوان هفتم : با دیو سپید پیکار کرد و او را از میان برداشت وشاه ایران را نجات داد.

خودآزمایی درس سی ام (صدای پای آب ) ص 200

1-     خدا به انسان از همه نزدیک تر است و پدیده های طبیعت ما را به سوی او راهنمایی می کند.

2-     چشم ها را باید شست ، جور دیگری باید دید .

3-     آب ، گل ، نور ، چشم

4-     نمادین

5-     صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم .

6-   پیشه ام نقاشی است / گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما / تا به آواز شقایق که در آن زندانی است / دل تنهایی تان تازه شود / خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است .

7-     سر سوزن ، جانماز ، لای این شب بوها ، تکه نانی

8-     چارلی چاپلین ، کارگردان و بازیگر عصر جدید

9-     به نمایندگی از کوچکترین و بزرگترین موجودات به وحدت در میان مخلوقات خداوند اشاره دارد.

10- من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته ی سرو / من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم / پی قدقامت موج

خودآزمایی درس سی ام (شکوفه اشک ) ص 203

1-     تضادهای فعلی ، تشبیهات و تشخیص ها  ، پیروی از مضمون واحد و یکدستی شعر

2-     خنده ی شمع ، دست شکوه ، چهره ی عمر ، روی بخت

3-     بخت من خود را در موهای سفید نشان داد (کنایه از پیری )

4-   شاعر جوانی را به اسبی تندرو و تشبیه کرده است . و خودش را به گردی که از پای اسب بر می خیزد همان طور که گرد هیچگاه به اسب نمی رسد ، شاعر هم نمی تواند جوانی از دست رفته را باز یابد.

5-     زیرا از تمام جهان ، تنها عشق و محبت معشوق را انتخاب کرده است .

6-     کشیدن به دو معناست 1-  تحمل کردن   2- حمل کردن

7-     بیت اول

درس سی ام (پیش از تو ... ) ص 205

1-     خفقان اجازه نمی دهد که اعتقادات مردم آشکار شود.

2-     کویر ، خاک ، علف ، دریا

3-     کشور ایران در دوران شاهنشاهی

4-     نمادین و واقعی

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 9:26  توسط شریف زادگان  | 

پاسخ خودآزمایی ادبیات فارسی 2 ( متون نظم و نثر ) پیش دانشگاهی

  

خودآزمایی صفحه ی 9

1-     ابر پراکنده حجیم و بزرگ و سیاه و درحال حرکت بودن تکه های ابر بر آسمان آبی رنگ 

2-     استعاره از آسمان

3-    ابر به رای عاشقان و طبع بیدلان ، سیلاب خروشان ، غباری معلق ، فیلان پراکنده ، گرد زنگار ، موی سنجاب ، جوجه های سیمرغ (بچگان عنقا) ، چندن سوهان زده ، عبیر بیخته، دودی برخاسته از آتش ... آسمان به آب ساکن ، صحرایی آبی رنگ ، آیینه ی چینی ، دیبای پیروزه گون و دریای سبز، لوح پیروزه و صفحه ی مینا . در این تشبیهات تصویر ابرها مثل فیلان پراکنده ، و جوجه های عنقا و هم چنین تصویر آسمان به صحرا و دریا به خاطر وجه شبه روشنی که دارند ، زیباتر است .

4-    ویژگی زبانی : کثرت لغات فارسی و کمی لغات عربی سادگی زبان ، کهنه ومهجور بودن بعضی از لغات مثل عبیر بیخته و مغبر - ویژگی فکری : واقع گرایی و توصیفات عینی و محسوس روح شادی و نشاط - ویژگی ادبی : به کار بردن  استعاره ، تشبیه های حسی و ملموس بسیار زیبا ، آرایه های ادبی طبیعی و ساده و قافیه ی ساده .

5-     مصراع اول تیرگی مصراع دوم روشنی و سفیدی

6-     تکلیف دانش آموزی - جهت راهنمایی مطلع قصاید را می نویسیم .

سروش اصفهانی :

دو ابربام  زن گشت از دو سوی آسمان پیدا                    به هم ناگاه پیوستند و برشد از دو سو غوغا

قاآنی : 

 به گردون تیره ابری بامدادان برشد از دریا               جواهر خیز و گوهر ریز و گوهربیز و گوهرزا

 

خودآزمایی صفحه ی 13

1) الف: ایجاز و اختصار                   ب: آوردن ((ی )) استمرار در آخر فعل              پ: کوتاهی جملات

ت : کمی لغات عربی                    ث : کهنگی لغات                 ج: آوردن دوحرف اضافه برای یک متمم                           

2) یعنی در میان تمام اعراب جست وجو کرد و هیچ کس را برتر وآگاه تر از عبدالمسیح نیافت .

3) تکرار فعل ((کردندی )) در پایان جملات : .... و با این اشتران  بختی جنگ کردندی و این بختیان را به هزیمت کردندی .

تکرار فعل های ((برود)) و ((بماند)) در پایان جملات : مملکت عجم به دست او افتد و به دست او می رود و چون او برسد به دست خلیفتی از آن او برود و به دست مسلمانان بماند ، اما اکنون تا چهارده سال در دست نوشروان بماند .

4) الف : او نماز عصر را گزارد (به جا آورد)      ب: او وامهایش را به بانک گزارد (پرداخت کرد )

پ: نصراله منشی کلیله و دمنه را از عربی به فارسی گزارد (ترجمه کرد )    ت:  تا تعبیر خواب من و  آنِ موبدِ موبدان ، تعبیر هردو بگزارد (تعبیر کرد).

5) دیدن ایوان مداین ، پایتخت ساسانیان و خرابه های آن / ص 11 بند نخست ، خط 2،3 و4 انوشروان به خواب اندر چنان دید  ...  آن کوشک او را بسوختی . یا / ص 12 بند پایانی از پایان خط 2 تا خط 3و4 گفت : یا عبدالمسیح تو را ملک نوشروان  ...

خودآزمایی ص 15

1-     الف) حذف فعل به قرینه ی لفظی و معنوی :( مرگ نه به پیری بود نه به جوانی)- (بود) لفظی

ب) آوردن تمثیل در نثر مانند تمثیل خیاط و پیر خمیده قامت .

2-   برای تفهیم وتبیین بهتر نوشته ی خویش و بدل کردن یک امر معقول به محسوس ( این که انسان خواه ناخواه پیر می شود و مرگ به سراغ او می آیدو محکوم به مرگ است بنابراین باید قدر جوانی و دوران عمر را بداند. )

3-     داستان اول : درزی در کوزه افتاد - داستان دوم : ای شیخ این کمانک به چند خریده ای ؟

4-     بر اساس توانایی خود از جوانی ات بهره مند شو. ( استفاده مطلوب از دوران جوانی )                                                                                              

خودآزمایی ص 23

1-     رسیدن ( رسیده شدن ) ، رسیدن ، طول کشیدن ، گذشتن ، از آن . جا افتادن ( برای شراب )

2-     میرماه است ( تشبیه بلیغ اسنادی ) میرسرواست (تشبیه بلیغ اسنادی ) سراهایی دیدند هر یکی چون بهشت اعلی ( تشبیه غیر بلیغ )

3-    تابستان به سمرقند رفتی یا به شهری از شهرهای خراسان (رفتی ) - و ازش بسیار توان خورد به سبب مائیتی که در اوست و انواع میوه های دیگر همه خیار (بودند) ... زیرا که صمیم دولت سامانیان بود و جهان آباد (بود) - هوا خوش بود و باد سرد ، نان فراخ ، میوه ها بسیار و مشمومات فراوان .

4-     الف: در تاریخ بیهقی تکرار فعل زیاد می بینیم ولی در این قسمت متن تکرار فعل وجود ندارد .

ب: لغات به کاربرده شده مشکل تر از نثر بیهقی است . -  پ : در تاریخ بیهقی کهنگی لغات دیده می شود در حالی که در چهار مقاله کهنگی لغات دیده نمی شود .   - ت : در تاریخ بیهقی سجع وجود ندارد درچهار مقاله سجع طبیعی است .

5- ای بخارا شاد باش و دیر زی                 میر، زی تو شادمان آید همی

زی : در مصراع اول به معنای زندگی کن و در مصراع دوم به معنای به سوی ، جناس تام دارد.

بوی جوی مولیان آید همی                     یاد یار مهربان آید            بو ، جو و یاد، یار : جناس ناقص اختلافی

6- مهم ترین عید ایرانیان جنوب غربی است و جشنی بوده است که ایرانیان در روز شانزدهم از ماه مهر می گرفتند و شش روز طول می کشید و به قول ((بندهشن )) مشیا و مشیانه (آدم و حوا) درچنین روزی متولد شده اند ، این جشن بزرگ شش روز طول می کشید ، از روز شانزدهم مهر آغاز می گردید و به روز بیست و یکم - که رام روز باشد - ختم می شد . روز آغاز را ((مهرگان عامه )) و روز انجام را ((مهرگان خاصه )) می گفتند .

7- سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی                              دل زتنهایی به جان آمد خدا را همدمی

      خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم                               کز نسیمش ((بوی جوی مولیان آید همی ))

8- تکلیف دانش آموز   تفاوت های نثرها : را = برای     باز رسید = رسید    در رسید = رسیده شد . به دست نشود : یافت نمی شود   تقدیم فعل بر قید ( جملة آخر )  نان فراخ = نان بسیار

خودآزمایی ص 27

1-     موضوع را متوجه شد ( منظور خسرو را دریافت ) از ظاهر امر پی به باطن برد

2-     

3-     خسرو در این جهان از خداوند عیب گرفته است . سنایی که می گوید:

ابلهی دید اشتری به چرا                   گفت نقشت همه کژ است چرا ؟

گفت اشتر که اندرین پیکار              عیــــــب نقاش می کنی هشدار ؟

4- الف: آوردن جمله های طولانی (اطناب)                        ب:کثرت کاربرد لغات عربی          

       پ: کاربرد آرایه های ادبی                                        ت: استفاده از ترکیبات دشوار

5- رشته گران فطرت را در کارگاه تکوین بر تلوین ، یک سرسوزن خطا نباشد.

6- حکایت اول حذف - حکایت دوم : شاه ظاهر بین و متکبر، عیب جو، ظالم ، خرافه پرست ، جاه طلب

7-    به معنای ((به ))

8-    الف: در زبان حکایت است ، امروز زبان حکایات زبان مردم کوچه و بازار  محاوره ای است اما در این جا زبان ادیبانه است - ب: داستان های قدیمی ایستاست و نویسنده نتایج اخلاقی داستان را در پایان بیان می کند در حالی که داستان های امروزی پویا و واقع گراست و نتایج آن معلوم نیست و نتیجه با خواننده است . پ: در داستان های قدیم شخصیت داستان ثابت است در حالی که در داستان های امروزی شخصیت داستان متغیر است .  ت : در داستان های امروزی عناصر داستان می بینیم اما حکایات قدیمی تمثیلی بوده است .

خودآزمایی ص 31

1-  اشک ریختن ( ازچشم)            چشم (اشک ریختن

عبر    ایهام تناسب     دیده                    ابهام تناسب                                                                    عبرت گرفتن         دیده شده  

۲- آرایه ی (( تشخیص ))

3- در مصراع اول اشک و در مصراع دوم آب دجله (واردشدن آب دجله به خلیج فارس )

4-    فک اضافه

5-     زنجیر عدل انوشیروان

6-     با آرایه تشخیص یعنی زمین به جای شراب ، خون دل پادشاهان را ...

7-     مردن و خاک شدن قدرتمندان نشان می دهد که جهان به کسی وفادار نیست و باید از مرگ آن ها عبرت بگیریم .

8-     چون هر انسانی که می میرد در دهان او فرو می رود و سیر نمی شود.

9-   گفته اند که گویا منظور از ریختن چهارده کنگره ی کاخ انوشیروان ، رونق و عظمت یافتن اسلام در قرن چهاردهم باشد که با روزگار ما هم زمان است . ( ظاهراً نوع بیان خودآزمایی اسم کتاب را می خواهد که در این صورت تفسیر امام فخر رازی و تفسیر طبری )

10- الف: کاربرد اصول دستوری در حد بسیار استادانه ای است و فصاحت شعر هم یکی در گرو این امر است و هیچ نا هماهنگی اخلال کننده ای در جملات نیست .

ب: برخی تعبیرات قدیمی در شعر دیده می شود (به تناسب زمان ما) شاید در زمان شاعر عادی بوده است ، مثل به کار بردن شنیدستی به جای شنیده ای و استفاده از قید تمنای بو که ( که امروز به کار نمی رود ) به کار بردن گرسنه به جای گرسنه (شاید به ضرورت وزن ) به کار بردن فعل امر ((گری)) به جای ((بگری )) که امروزه این صیغه از فعل متروک است و به جای آن از فعل  (( گریه کن )) استفاده می شود و تقدیم صفت شمارشی بر موصوف که امروز مرسوم نیست مثل دوم دجله به جای دجله ی دوم .

خودآزمایی ص 39

1-     نکوهش توانگر

2-     آسایش و خاطر جمعی با فقر به دست نمی آید .

3-    مصراع اول: وصف حال ثروتمندان که آسایش برای بهتر عبادت کردن خدا دارند مصراع دوم : توصیف فقرا که به دلیل فقرشان آرامش خاطر ندارند و نمی توانند خدا را عبادت کنند.

4-     جمله های کوتاه : چون ابرآذارند و نمی بارند و چشمه ی آفتابند و برکس نمی تابند . گفتم مذمت اینان روا مدار که خداوند کرم اند ...

تضادهای فعلی : ابر آذارند = نمی بارند - چشمه ی آفتابند = نمی تابند - سواراند = نمی رانند

ایجاز : محک داند که زر چیست ؟

5-  وقیح . اهل جدال و سفسطه است و درویش نما . سرزنش کننده عیب جو

6-  مصراع دوم وصف میراث خوران مفت خور می میرند و آن را برای میراث خواران می گذارند .

7- الف: توانگران دخل مسکینان اند و ذخیره ی گوشه نشینان ب:  مال مزکا دارند و جامه ی پاک و عرض مصون . پ: دست تعدی دراز کرد و بیهوده گفتن آغاز ،

8-  هیچ کدام هردو را نصیحت می کند زیرا:  هر دو گروه را دارای محاسن و معایب می داند .

9-  اگر ژاله هر قطره ای در شدی                              چوخرمهره بازار از او پر شدی

10- انسان اگر در فقر نیز به سر ببرد نباید لب به شکایت باز کند و همیشه باید امیدوار به فضل خدا باشد و گرنه بدبخت خواهد مرد و از رحمت خدا بی نصیب خواهد ماند و اگر ثروتمند باشد باید هم خود بخورد و هم به  دیگران فایده برساند .

11- ترصیع : قدمی در راه  خدا ننهند و درمی بی من و اذی ندهند. ( موازنه ) در زمره ی توانگران شاکراند و کفور و در حلقه ی درویشان صابراند و ضجور .

نه که من بر حال ایشان رحمت می برم گفتم : نه ، که بر مال ایشان حسرت می خوری .

- سجع : یکی تحرمه ی عشا بسته و دیگری منتظر عشا نشسته - اسباب معیشت ساخته و به اوراد عبادت پرداخته

12- قائم مقام فراهانی - جلال آل احمد - دکتر علی شریعتی - صادق چوبک

13-  اگر قدرت جودست و گر قوت سجود، توانگران را به میسر می شودکه مال مزکا دارند و جامه ی پاک و عرض مصون .

-          پس عبادت اینان به قبول نزدیک ترست که جمع اند و حاضر نه پریشان و پراکنده خاطر .

-           گفتم : مذمت اینان روا مدار که خداوند کرم اند .

 

خودآزمایی صفحه ی 43 :

1- چون نسیم سحر نماد پیام آوری بین عاشق و معشوق است                2- الف: دوباره       ب: آشکار

3- درگیسوی شکن در شکن معشوق                                              4- ساقی : واسطه ی فیض - می : عشق و فیض حق  - مطرب: وسیله ی ارتباط بین سالک و خدا                 5- دراین صورت با مصراع اول آرایه ی جناس می شود             

 6-  بیت 6 بازپرسید زگیسوی شکن در شکنش              کاین دل غم زده سرگشته گرفتار کجاست

7- در مقابل سختی ها نباید رنجید چون آسایش بی رنج وجود ندارد .

8- طلب عشق - تجلی معشوق برعاشق - سختی کشیدن در راه حق .

9- تکلیف دانش آموزی

خودآزمایی صفحه ی 49  

1-     مصراع دوم بیت نخست : تفصیل ها پنهان شده در پرده ی اجمال ها

2-    ادبار به معنی بدبختی و پشت کردن دولت و سعادت است که به غروب خورشید (مغرب) تشبیه شده است . زیرا در هنگام غروب ، خورشید به ما پشت می کند . از طرف دیگر بدبختی نماد سیاهی است که به غروب خورشید تشبیه شده است زیرا در هنگام غروب خورشید تشبیه شده است زیرا در هنگام غروب خورشید هوا تاریک می شود .

3-   اقبال به معنی روی آوردن سعادت است که به طلوع خورشید (مشرق) تشبیه شده است از طرف دیگر اقبال و خوشبختی نماد سفیدی و روشنایی است که به طلوع خورشید تشبیه شده است زیرا در هنگام طلوع خورشید همه جا روشن می شود .

4-     آسمان

5-     تشبیه بلیغ اضافی (سررشته ی آمال ها )

6-     یک کوچه راه از بی کسی - حیران اطوار خودم – هر روز گردد تنگ تر سوراخ این غربال ها / هر لحظه دارم نیتی  

         چون قرعه ی رمال ها

7-     پیشانی عفو تو را پر چین نسازد جرم ما         آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثال ها

8-     لف و نشر مرتب ، تضاد ، تشبیه ، مراعات نظیر

خودآزمایی صفحه ی 53 :

1-    (( ضمیری)) ساحت ضمیرش منبع معانی و پیرایه ی فکرش فصاحت سحبانی - نقد محتوایی ، فنی . صنایع و بدایع که مولانای مذکور در شعر درج می نماید ( نقد فنی )

2-    نثر مصنوع - به کارگیری لغات و ترکیبات عربی - بهره گیری فراوان از آرایه های ادبی مثل سجع ، تشبیه، استعاره ، استفاده از زبان عامه و فرهنگ عامیانه .

3-     گفتار شاه عباس و روی آوردن محتشم و دیگر شاعران به شعر مذهبی صفحه ی 51 از خط سوم : مولانا محتشم کاشی ...

4-     ترکیب بندی که در هفت بند سروده شود . ( البته هفت بند شامل ترجیع بند هم می شود هر چند هفت بند حسن کاشی ترکیب بند بوده است . )

5-    تضمین از شعر نظامی است که نویسنده از آن استفاده ی منفی کرده است . ( به این معنی که شاعران برای خوشامد شاهان صفاتی به اغراق به آن ها نسبت می دهند و حقیقت را وارونه جلوه می دهند . در نتیجه اشعار مدحی بی پایه و بی ارزش است . )

6-    ناظم مناظم سخن ، پیرایه بند سلسله معنی آرایی ، بلاغت گستر، سخنان لالی انتظام ، شعر پر طمطراق ،  معانی رنگین ، سرخیل سخنوران هفت بند . استعاره های دور از کار . منبع معانی . فصاحت سبحانی . سریع الفکر . فکر دقیق و معانی بلند . قصیده ای غرا

خودآزمایی صفحه ی 59

1-    الف: بیت سعدی از زیبایی بیشتری برخوردار است زیرا در این بیت تشبیه مضمر وجود دارد و شاعر اشک های خود را به باران مانند کرده و غیر مستقیم به گل فرو رفتن شتر را در روزهای بارانی بیان کرده است . درحالی که در شعر طبیب از این تشبیه خبری نیست . ب: در هر دو مبالغه و اغراق وجود دارد ولی مبالغه بیت طبیب آشکارتر و پررنگ تر است  ج : عاطفه و صمیمت در بیت سعدی لطیف تر و محسوس تر و دلنشین تر است 

2-     رنج و اندوه عشق است

3-     جای تعجب نیست اگر گل شکفته شده به سرو که پای درگل و اسیر تعلقات وتعینات بخندد

4-     فاصله ی تولد تا مرگ یا فاصله ی دنیا و آخرت

5-     در محفل و بزم عشق و محبت

 

خودآزمایی صفحه ی 61 :

1-     با این سبک نوشتم قلم مجاز ( علاقه آلیه )

2-     به سرعت و به تندی - یک دفعه - اینک - اکنون

3-     به کارگیری سجع و آمیختن نظم و نثر - آمیختن نثر و شعر عربی با فارسی / حذف افعال در نوشته ها / آوران استشهاد شعری .

خودآزمایی صفحه ی 63:

1-    معشوق حافظ گاهی غیبتی دارد که همین دیدارش را لذت بخش تر می کند . حافظ غیبت را لازمه و مقدمه ی حضور می داند ولی به عکس معشوق فروغی همیشه حضور دارد و هیچگاه غیبت نکرده است .

2-     کثرت جلوه های گوناگون آفرینش (پدیده های رنگارنگ هستی که همه زیبایی های خدا را به نمایش می گذارند )

3-    آینه ی چشم اضافه ی تشبیهی است که چشم مشبه و آینه مشبه به ادات تشبیه و وجه تشبیه نیز محذوف است .

بیت دارای تشبیه مضمر نیز هست که در آن بالای معشوق (قد معشوق ) به عالم تشبیه شده است .

4- با صدهزارجلوه برون آمدی که من                  با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

5- علاوه بر این که در هر دو بیت ((تشبیه بلیغ )) داریم (آینه ی چشم - کارگه عشق ) در هردوبیت ((تصدیر)) نیز به کار رفته است .

6-    وحدت وجود (همه جا تجلی خداست یا همه جا عکس رخ یار توان دید )

7-     طوبی وسدره گر به قیامت به من دهند              یک جا فدای قامت رعنا کنم تورا

خودآزمایی صفحه ی 67:

1-     نگران مال و منال دنیا بودن ، در فکر بیش و کم بودن و تعلقات دنیایی و مادی مایه ی غم انسان است .

2-     طرفداری از عدالت اجتماعی - قناعت و ترک آز – آزادگی – احترام به عقاید مردم – بی اعتنایی به مال دنیا و آسایش خاطر

3-     اجتماعی

4-   بیت نخست تکرارو تضاد (کم و بیش ) بیت دوم تشبیه بلیغ (دفتر زمانه ) بیت سوم مجاز (جامعه ) بیت چهارم جناس ( ما و با ) و تلمیح ( جمشید جم ) به پادشاهی جمشید و جام و اشاره دارد . لف و نشر . مراعات نظیر

5-   ازپادشاهان سلسله ی پیشدادی شاهنامه است. وی برخی از فنون وکارها وپیشه ها رابه جهانیان آموخت اما چون سال ها گذشت ، به تدریج ، خودبینی و ناسپاسی به یزدان ، بر او چیره شد . چندان که سرانجام گفت: (( مراخواند باید جهان آفرین )) به همین سبب کار و بختش سرنگون و واژگون گردید و سرانجام به دست ضحاک اسیر و کشته شد. کاربرد این ترکیب درست نیست . زیرا جم همان جمشید است و اضافه کردن این دو به هم هیچ معنایی ندارد.

خودآزمایی صفحه ی 71 :

1-     صادق هدایت ، بزرگ علوی ، جمال میرصادقی ، صادق چوبک

2-     پرمهرومحبت ، شیطنت و بازیگوشی ، قهر و غضب ، فیس و افاده و مکتب و مدرسه

3-     الف ) کاربرد زبان عامیانه                              ب) توصیف های ساده و صمیمی و جزئی                پ) نثر ساده و روان توام با طنز

4-    در مکتب خانه های قدیم اصل بر ترس از استاد و مکتب بود . چنانکه کودک از رفتن به آن ترس داشت ولی در مدارس جدید اصل بر تعلیم و یادگیری و احترام به شخصیت دانش آموز است .

5-    گویا این ((فرمول )) مشهور را که مثل سوره ی الحمد و ان یکاد تمام هم وطنان آن دوره هنوز از حفظ اند ، بند آخر درس سطر چهارم آن : از شما چه پنهان گویا معنی کلمه ی نوشتن را ...... و عصر نشانش بدهم !

6-     تکلیف دانش آموزی

خودآزمایی صفحه ی 75:

1-     واقعی ، زیرا شاعر آن چه را که می بیند همان را با زبان شعر وصف می کند .

2-    خلاف هر شبه ، کبکم خروس می خواند ، درون مغزم ، موشکافتن

3-    ادب غنایی (توصیفی ) برای این که شاعر جزئیات طبیعت را که در برابر چشم او گسترده است وصف می کند و احساس خویش را بیان می دارد.

4-     الف) شفق از نظر سرخی و زردی مثل پرچم سرخ جنگ و آشوب و پرده ی طلایی است .     

 ب) نورماه که از لابلای برگ های بید می تابد و سایه روشنی که ایجاد می کند . مثل قلبی پر از یأس و امید است .

پ)ابری که نورماه بر آن می تابد ، مثل پنبه ی آتش گرفته است .

ت) پرتو مهتاب چو نوعروس روی زمین را سفیداب کرد .

5-    انگار سفیدابی است بر چهره ی نو عروسی .

6-    خوشی ها و غم های زندگی (عیش و محن )

7-    چو خورشیدن تابان زگنبد بگشت.

8-    خوشی ها و غم های زندگی خود شاعر ، دل پرداغ داشتن ، خوش بینی شاعر ، در عین ناامیدی امیدوار بودن .

9-    سایه روشن عمر (عمر امر معنوی و درک کردنی است و سایه روشن از امور مادی و دیدنی ) گذشته های سپید و سیه : گذشته ها از امور معنوی است و سپید و سیاه از ویژگی های مادی ، فکر نورانی ، روزگار تلخ و شیرین ، رنگ امید . جهانی سپیدتر از فکرهای عرفانی

خودآزمایی صفحه ی 80 :

1-     (( روی این دریای تند وتیره و سنگین که می دانید )) که با صفت اشاره ی این عصر خود را به نمایش می گذارد.

((ای آدم ها که بر ساحل بساط دل گشا دارید :

نان به سفره ، جامه تان بر تن ،

یک نفر در آب می خواند شما را          

یک نفر درآب دارد می کند بیهوده ، جان قربان

این افراد مردم مرفه جامعه اند که غم فقیران و محرومان را نمی خورند.

2-    دریا ، ساحل ، موج ، باد ، آب و غریق .

3-     گود کبود     عمق دریا ، منظور عمق اجتماع است .

4-    الف) گرفتید : به جای گرفته اید .               ب) کهنه جهان : به جای جهان کهنه (قدیمی )           پ) دست یابیدن : به جای دست یافتن

5-     حق یا معشوق (عالم ملکوت)

6-     یک نفر دایم دارد دست و پا می زند

یک نفر جانش را بیهوده دارد قربان می کند . یا یک نفر در آب بیهوده جانش را قربان می کند .

موج بر ساحل خاموش می کوبد.

مثل شخص بسیار مست و به زمین افتاده ای که بسیار از خود بی خود شده پخش می گردد. (چنان مستی به جای افتاده ، بس مدهوش پخش می گردد.)

7-    نکته های حساس شعر را برجسته تر می کند و توجه خواننده را بر می انگیزد .

8-     یک نفر در آب دارد می سپارد جان

آی آدم ها که روی ساحل آرام در کار تماشایید.

یک نفر در آب دارد می کند ، بیهوده ، جان قربان . دست و پای دایم می زند .

خودآزمایی صفحه ی 88 :

1-      با همان هیکل و همان قیافه یا نیمه ی همان سیب اما سوخته تر و پلاسیده تر مثل این که ریش سفیدش را دانه دانه توی صورتش .

2-     الف) زبان نثر جلال متحرک و پویا است و نثر او بریده و کوتاه و با حذف فعل است : (نفهمیدم لاغر بود یا چاق )

یعنی ندیدم اما هن هن می کرد . لذت می بردم که یکی از این آدم های بلغمی مزاج ((این نیز بگذرد)) ی را به دوندگی وا داشته ام . طبقه ی اول و دوم و چهارم ، چهار تا پله یکی .

ب) جلال در لابلای نثر خود سئوالاتی را برای خواننده مطرح می کند و او را به تفکر وا می دارد و ذهن را پویا می کند : اما وقتی دیدم نمی تواند حرف بزند و به جای هر جوابی همان خنده های یخ بسته را روی صورت دارد خودم را به عنوان او دم چک گرفتم : (( آخر چرا؟ مگر نمی دانستی که خیابان و راهنما و تمدن و آسفالت همه برای آن هایی است که توی  ماشین های ساخت مملکتشان دنیا را زیر پا دارند؟ آخر چرا تصادف کردی ؟ ))

3-   نگاه چپ هم بکنم ، هن هن کردن آدم های بلغمی مزاج ، خودم را به عنوان او دم چک گرفتم ، گل از گلم شکفت ، آقا مدیر کوفتی ، روی ادا و اطوارش ، تره مدیر مدرسه را خرد کند ...

4-    بلی - به قرینه ی این که می گوید : در ((اصل چهار )) استخدامش کنند.

5-     الف) نواله ی تالار تشریح شما

ب) انگ کارخانه های فیلم برداری را روی پیشانی اش می بینی .

 پ) هرچه بود دربان چنان در بزرگی بود .

 ت) طعمه ای برای میز نشین های شهربانی و دادگستری و . . .

ث) آب و برق را با خودش به محل بیاورد.

 

6-    اول رفتم سراغ پاسگاه جدید کلانتر

شماره ی دفتر اندیکاتور پاسگاه

معلم کلاس چهار مدرسه ی من

نواله ی تالار تشریح شما

سرجوخه ی کشیک پاسگاه تازه تاسیس شده ی کلانتری

7- خودم را به عنوان او دم چک گرفتم : خود را مقصر دانستم . مرده شورتون ببره . الهی بمیرید

خودآزمایی صفحه ی 91:

1- بیت سوم : بادیه پیما (الف) بادیه = جام        (کسی که جام ((شراب)) می نوشد . یا نوشنده ی شراب )

بادیه ((بیابان )) را می پیماید . یا طی کننده ی بیابان

بیت هفتم : شیرین : ایهام تناسب             الف) لب شیرین              ب) تناسب با فرهاد

2- شاعر دامن خود را به دامن مهتاب مانند کرده و قطرات اشک خود را به مجموعه ی ستاره ی پروین که مثل قطره های اشک هستند تشبیه مضمر نموده است .

3- طالع بینی در آینه (طالع خود را در آینه و ماه دیدن )

4-     توچنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان             گرخود انصاف کنی مستحق نفرینی

5-     معشوق

6-     هر چند نظرها می تواند گوناگون باشد ، اما به نظر این بیت زیباتر به نظر می رسد

کی بر این کلبه ی طوفان زده سرخواهی زد                ای پرستو که پیام آور فروردینی

7-    تکلیف کلاسی

8-     چشمه ی مهتاب - آینه ی بخت غبارآگین - خورشید: استعاره از یار

خودآزمایی صفحه ی 107

1-    به معنی خاص حماسه نیست اما در معنای عام حماسه است . زیرا گوینده از مرگ و شهادت فرزندش با آه و ناله حرف نمی زند ، بلکه در این مورد استوار و با استقامت است و از قهرمانی او سخن می گوید و امروزه توسعاً شعری که رنگ قهرمانی داشته باشد حماسه است .

2-     مجاز از شانه های مردم

3-    نارنجک بستن - نماز خونین – به جنگ رفتن نوجوان 14 ساله - عطر آسمانی شهادت . نارنجک قلب

4-    تمام چهارده سالگی اش را در کفن پیچیدم - با همان شور شیرین گونه - که کودکی اش را در قنداق می پیچیدم - مظلوم کوچک من - در ستاره باران آن شب - چگونه پرپر زد؟ - اندوهم باد که انگشتان کوچکش را پیش از آن که سپید دیده باشم کبود دیده بودم

5-     به پای شوق خویش رفته بود و اینک - با شانه های شهر - برایم بازش آورده بودند . حرف ((ش))

وسعت وسیع ، کدام سجاده گسترده شد؟ حرف ((س))

با گیوه های خیس ، زمستان سنگین شهر را به مدرسه می رفت . حرف ((س))

خودآزمایی صفحه ی 111

1-     آب مهریه ی حضرت زهرا (س) است .

2-     عقل در شناخت او عاجز و ناتوان است .

3-     درفکر گودالم - که خون تورا مکیده است - هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم- در حضیض هم می توان عزیز بود- از گودال بپرس

4-    جرعه ای از فرهنگ شهادت

5-    تو تنها تر از شجاعت / تو تنها معیاد و ابزار سنجش شجاعت هستی 

6-    خونت / با خون بهایت حقیقت / دریک تراز  ایستاد/ و خون تو ، امضای ((راستی )) است .

7-     تکلیف دانش آموزی

 

خودآزمایی صفحه ی 116

1-     سر امام حسین (ع)

2-    در اینجا صبر بار منفی دارد و به معنی تسلیم شدن در مقابل ظلم است .

3-     یعنی ما با سکوت خود ، درحقیقت هم دست با جنایتکاران شدیم و در شهادت ابوالفضل (ع) شریک بودیم .

4-     کار و تلاش بیهوده کردن (ظلم و اسارت پذیرفتن )

5-    آرامش ظلمت و باقی ماندن در تاریکی نادانی و ظلم بر بی دردان و نا آگاهان و کسانی که در برابر ظلم و ستم صبر و سکوت کردند (و چشم ها را بستند و فجایع را ندیدند و به امام حسین (ع) کمک نکردند ) مبارک باد.

6-     الف ) کاربرد ردیف طولانی                         ب) به کار بردن واژه هایی که مربوط به شعر گذشته است

پ) مطالب را به صورت مستقیم بیان نکرده است        ت) تکرار واژه ها در شعر     ث) به کاربردن قافیه های میانی در شعر

7- الف) من زخم دار تیغ قابیلم برادر                میراث خوار رنج هابیلم برادر

ب) من با محمد(ص) از یتیمی عهد کرد                     با عاشقی میثاق خود در مهد کرد

پ) من تلخی صبرخدا درجام دارم                             صفرای رنج مجتبی در کام دارم

ت) بردیگ صحرا با اباذر پویه کردم                          عماروش چون ابرودریا مویه کردم

8- الف ) استفاده از کلمات و ترکیبات کهن مثل : اندر ، خاییدن ، نطع کردن ، زنجیر خاییدن ، پویه ، مویه 

ب) ایجاز اختصار ( حذف به گزینه )

خودآزمایی صفحه 123:

1-    عرفا با سایر طبقات فرهنگی، اسلامی از قبیل مفسرین ، محدثین ، فقها ، متکلمین ، فلاسفه ، ادبا، شعرا و... یک تفاوت مهم دارند و آن این است که علاوه بر این که یک طبقه ی فرهنگی هستند و علمی به نام عرفان به وجود آورده اند و دانشمندان بزرگی در میان آن ها ظهور نموده و کتب مهمی تالیف کرده اند ، یک فرقه ی اجتماعی در جهان اسلام به وجود آوردند . با متخصصانی مخصوص به خود بر خلاف سایر طبقات فرهنگی از قبیل فقها و حکما و ... که صرفاً طبقه ای فرهنگی هستند و یک فرقه ی مجزا از دیگران به شمار نمی روند.

اهل عرفان هرگاه با عنوان فرهنگی یاد شوند ((عارف)) و هرگاه با عنوان اجتماعی یاد شوند غالباً ((متصوفه )) نامیده می شوند.

2-    قلة منیع انسانیت یعنی ( توحید )

3-    عرفان عملی مانند اخلاق است . یعنی یک علم عملی است . این بخش از عرفان علم ((سیروسلوک)) نام دارد. در این بخش از عرفان توضیح داده می شود که ((سالک )) برای این که به قله ی منیع ((انسانیت )) یعنی ((توحید)) برسد از کجا باید آغازکند و چه منازل و مراحلی را باید به ترتیب طی کند و در منازل بین راه چه احوالی برای او رخ می دهد و البته همه ی این منازل و مراحل باید با اشراف و مراقبت یک انسان کامل و پخته که قبلاً این راه را طی کرده و از رسم و راه منزل ها آگاه است صورت گیرد و اگر همت انسان کاملی بدرقه راه نباشد خطر گمراهی در پیش است.

4-     ازنظر عرفا رسیدن به این مرحله کار عقل و اندیشه نیست ، کاردل و مجاهده و سیر و سلوک و تصفیه و تهذیب نفس است.

5-    هر علمی ، ناگزیر برای خود یک سلسله اصطلاحات دارد. مفاهیم معمولی برای تفهیم مقاصد علمی کافی نیست . ناچار در هر علمی الفاظ خاص با معانی خاص قراردادی میان اهل آن فن ، مصطلح می شود که عرفان نیز از این اصل استثنا نیست.

جز این دلیل ، عرفا اصرار دارند که افراد غیر وارد در طریقت ، از مقاصد آن ها آگاه نگردند. زیرا معانی عرفانی برای غیر عارف قابل درک نیست. این است که عرفا در مکتوم نگه داشتن مقاصد خود برخلاف صاحبان علوم و فنون دیگر. تعهد دارند . به همین دلیل ، اصطلاحات عرفا ، علاوه بر جنبه ی اصطلاحی ، اندکی جنبه رمزی و نمادین دارد و باید این ((راز)) را به دست آورد.

6-   البته همواره - خصوصاً در میان شیعه - عرفایی بوده و هستند که هیچ امتیاز ظاهری با دیگران ندارند و در عین حال عمیقاً اهل سیر و سلوک عرفانی می باشند و در حقیقت عرفای واقعی و حقیقی این طبقه اند ، نه گروه هایی که صدها آداب از خود اختراع کرده و بدعت  ها ایجاد کرده اند.

 

خودآزمایی صفحه ی 127 :

1-     عشق با  این جهان مادی تناسبی ندارد و اسیر مادیات و تعینات نمی شود و تعیین پذیر نیست.

2-    چون سر ، جایگاه عقل است و عقل با عشق مغایر است و سخن چینی می کند.

3-     چون پردارند اما قدرت پرواز ندارند و نمی توانند به رشد و کمال برسند.

4-     عاشق با نفع شخصی و آرزوهای دنیایی و به هدف های مادی اندیشیدن میانه ای ندارد.

5-     با استفاده از تمثیل ، مثلاً موجود بی عشق را به مرغ خانگی مانند کرده عاشق راستین را دردم مرگ شادمان نشان داده است.

6-     در شعر مولانا غماز مثبت و به معنی پاک و منعکس کننده جلوه ی خداست ولی در شعر سنایی منفی و به معنی فاش کننده و سخن چین است و عارفانه نیست .

7-    (( ماالحیوه الدنیا الالعب و لهو )) (سوره انعام آیه ی 32) انما الحیوه الدنیا لعب و لهو (سوره محمد (ص) آیه ی 36)  

8-     صفت جانشین اسم است به معنی آدم افسرده یعنی کسی که عشق ندارد. چون عشق ، آتشین و گرما زاست پس انسان بی عشق گرمایی در وجود خود ندارد.

9-      عاشقی را یک فسرده بدید               که همی مرد و خوش همی خندید

خودآزمایی صفحه ی 130

1-     یعنی خود را در برابر خداوند فراموش کردن و ترک هوای نفسانی کردن و در فکر منفعت شخصی خود نبودن ، تعلقات مادی را رها کردن.

2-     عاشق در طریق عشق بازی باید چنان باشد که هر لحظه در راه معشوق جان ببازد (عاشق راستین بی ریا)

3-     حیات از عشق می شناس و ممات بی عشق می یاب

4-    حدیث و عبارت گفت : او بنده ی خود را عاشق خود کند، آن گاه بر بنده عاشق باشد و بنده را گوید : تو عاشق و محب مایی و ما معشوق و حبیب توایم ( چه بخواهی و چه نخواهی )

5-     عشق دوطرفه ی انسان به خدا و خدا به انسان که بهترین نوع عشق است

خودآزمایی صفحه ی صفحه 133

1-     طلب و شوق ، ترک تعلقات و تعینات مادی برای رسیدن به خدا و ریاضت .

2-     تشنه : عاشق (سالک ) دیوار : جسم یا مادیات                   آب : معشوق (خداوند ) یا معرفت الهی

3-     رباب ، اسرافیل ، بانک رعد هنگام بهار و خطاب یار شیرین لذیذ

4-    خطاب یار شیرین لذید . صفای بانگ

5-     تاکه این دیوار عالی کردن است             مانع این سرفرود آوردن است       یا بیت زیر:

         سجده نتوان کرد بر آب حیات                 تا نیابم زین تن خاکی نجات

6-     تا وقتی که انسان در بند لذت های جسمی و تعلقات دنیایی است نمی تواند به خدا برسد.

7-     خیر - زیرا هر دو طلب و شوق را بیان می کند و این از اصول عرفان است که اشتیاق بنده هرچه بیشتر باشد ، اتصال به معشوق زودتر حاصل می شود.

8-     برای این که موجب ریزش باران می شود و گل و گیاه سبزه را می رویاند.

خودآزمایی صفحه 140

1-     این نوع ادبیات بر دو اصل واقع گرایی و خیال پردازی استوار است که از آمیختن این دو صورت هایی دل پذیر و زیبا به وجود می آید.

2-    زبان ادبیات عامیانه ساده وروان است . چرا که از زبان مردمانی ساده و نقل می شود و محتوای آن اغلب برداشت ها و تلقی های ساده و بی پیرایه ی اقوام ابتدایی و روستایی است از زنگی و مرگ ، لاهوت و ناسوت ، طبیعت ، آرزوها ، مدینه ی فاضله ی انسانی و ...

3-   ادبیات عامه یکی از ابزارهای مطالعه در جوامع گذشته است و  می تواند تجربیات مفید و ارزنده را با اشکال گوناگون به نسل بعد منتقل سازد و  موجب استحکام رفتارهای اجتماعی می شود و اصول اخلاقی را تحکیم می بخشد و بنیانگر تلاش انسان است در گریز از محدودیت ها ، ناکامی ها ، نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و محرومیت های گوناگون که با آرامش خیال در قالب افسانه ها و قصه ها و ترانه ها بیان می شود . نقش مهمی در دوام و پایداری فرهنگ قومی و استمرار آن در تاریخ دارد، علاوه بر این گنجینه ای برای ادبیات مکتوب محسوب می شود.

4-     تکلیف دانش آموزی

5-     تکلیف دانش آموزی

6-     در زندگی روزمره در موقعیت ها و زمان هایی خاص استفاده می شود چون تولد نوزاد . پرورش او . عروسی و عزاداری و . . .

7-     تکلیف دانش آموزی

 

 

خودآزمایی صفحه ی 153

1- هجو و هزل و طنز با هم تفاوت هایی دارند . هزل و تاحدی نیز هجو غالباً با رکاکت لفظ ، دشنام و عدم رعایت عفت کلام توام است و قصد شاعر در بیان آن ها ایجاد خنده و مسخره کردن است . اما در طنز هدف تنها خنداندن نیست ، بلکه نیشخند است . نیشخند طنز غالباً کنایه آمیز و توأم با خشم و قهری است که با نوعی شرم و خویشتن داری همراه است .

به عبارت دیگر هجو و هزل صریح است و طنز در پرده .  هجو و هزل وقیح است و طنز متین .

2- مبنای طنز برشوخی و خنده است و هدف آن اصلاح و تزکیه است .

3- در دوره ی مشروطه به دلیل شرایط اجتماعی سیاسی حاکم بر این دوره .

4-     سوزنی سمرقندی - انوری ابیوردی - عبید زاکانی - فخرالدین علی صفی - طنزپردازان معاصر : نسیم شمال - دهخداو بهار - ایرج میرزا و میرزا عشقی

5-    با پیدایش انقلاب مشروطیت ادبیات انتقادی و طنزآلود رونق و گسترش بیشتری می نماید. نوعی شعر انتقادی که به شعر پرخاشگر مشهور است . نیز از این دوره رایج می شود که شاعران در سروده هایی تند وپرخاش گونه از اوضاع سیاسی و اجتماعی انتقاد می کنند.

6-    تکلیف دانش آموزی

7-     الف) ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست                 نان حلاج شیخ زآب حرام ما

         ب)  حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود               ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

خودآزمایی صفحه ی 156 :

1-    در طنز ((گورپدر)) نویسنده سبکباری دنیایی را عامل نجات در آخرت می داند. در طنز ((خرگیری)) شاعر از اوضاع نابسامان اجتماعی که کارگزارانش حریص و بی تمیز هستند انتقاد می کند.

2-     رنگ ریخت : رنگ پریده                 بی تمییز: ناآگاه ، بی تشخیص

3-     تکلیف کلاسی

4-     قطعه ی مولوی (خرگیری)

5-    خرگیری طنزانتقادی است . چون هدف آن اصلاح نابسامانی ها است . خنده ی حاصل از آن خنده ای تلخ است . ظریف و بخیل طنز و لطیفه است . شاعر مهمل گو ، هجو است ، گورپدر زیرا هدف اجتماعی ندارد . هجو است و خانه ی ، طنز است زیرا به فقر که مسئله ای اجتماعی است اشاره کرده است .

خانه ی ما !

6-    خرگیری

خودآزمایی صفحه ی 161 :

1-     استفاده از زبان و اصطلاحات و ترکیبات و ضرب المثل های عامیانه ، استفاده از طنزهای انتقادی، نثر ساده و روان .

2-     ((موی دماغ شدن )) : مزاحم شدن

((آب برداشتن چیزی )) : در فرهنگ دهخدا : ظاهر عبارت معنی و مقصودی بدتر و ضعیف تر دارد . یا خرج و هزینه برداشتن

((دست کسی درحنا گذاشتن )) :  مشکل و دردسر ایجاد کردن یا گرفتار کردن ، سرکار گذاشتن

((آن روی کار بالاست )) :  زشتی کار نمایان است ، گند کار درآمد.

3-    الف ) یک پیراهن از توبیش تر پاره کرده ام : با تجربه تر هستم

ب) دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد: مواظب سخن گفتن خود باشید . حرف ها زود پخش می شوند.

پ) من ریشم را توی آسیاب سفید نکرده ام : این تجربه را به آسانی به دست نیاورده ام .

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 9:15  توسط شریف زادگان  | 

نرد عشقده جان اوتوزموشام نشئه ی قمار اولورور منی

بیرمارال باخیش گوزلری قارا دیده سی خمار اولدورور منی

گر چه اینتظارون اشدّ دور مرگ زیر سم ستور دن

قاره گوز قارا گوزلرین عیان ائیله اینتظار اولدورورمنی

قاره گوز گوزل قاره گوزلریم قاره گوزلرین ائیله گوزلوری

اینتظاردور گوزوه گوزوم بیلمیرم نه وار اولدورور منی

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 1:12  توسط شریف زادگان  | 

غم عشق شعر

غم این بی کسی و در بدری

آتشی بر دل من می فکند

کاش این پرده ی غم را به کناری زده و می گفتی

روز تنهایی تو آخر شد

 لیک این خواب و خیال

که جنون آوردم

گل امید مرا پرپر کرد

گل زیبای امیدی که زجان دادمش آب

 خار آن بر دل من

خاک ها بر سر کرد

 دیگر امید ندارم من از این امیدم

 آه من می روم و قصه ی غم می ماند

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 1:6  توسط شریف زادگان  | 

پاسخ خودآزمایی های زبان فارسی یک اول دبیرستان

 

پاسخ خودآزمایی های زبان فارسی (۱)
خودآزمایی درس اول( زبان ) صفحه ۵ و ۶
۱- فرا گیری زبان بر اساس توانایی بالقوه ی انسان وبه تدریج و به طور طبیعی انجام می گیرد؛ به همین دلیل ، به نظر می رسد که استفاده از آن آسان است . همان طور که کودک راه رفتن را با همه ی دشواری اش ،به طور ناخود آگاه فرا می گیرد .

۲- شناخت زبان به دلیل پیچیدگی ، گستردگی و … دشوار است ؛ همان طور که شناخت زندگی یا شناخت فکر و ذهن انسان دشوار به نظر می رسد ؛ زبان ، نمود ذهن پیچیده ی انسان است . دلیل دیگر این است که ما می پنداریم چون طرز استفاده از زبان را می دانیم ، پس خود آن را هم می شناسیم و سعی در شناخت زبان را اغلب بیهوده می دانیم ؛ مثلاُ اکثر ما رانندگی می کنیم . اما در هنگام رانندگی از تک تک عملیاتی که انجام می دهیم تا اتومبیل را سالم به مقصد برسانیم ، آگاهی نداریم . البته پیچیدگی دانش زبانی از این هم فراتر است و حتی هنوز برای زبان شناسان چگونگی فرا گیری این زبان پیچیده توسط کودک در کوتاه ترین زمان ممکن – که البته در مقایسه با دانش فرا گرفته کوتاه می نماید ـ یکی از شگفتی هاست .
۳-دیو ، سیمرغ ، هما ، پری دریایی ، ققنوس .
۴- کیوی ، موبایل ( تلفن همراه ) ، کامپیوتر ( رایانه ) .
۵-خیر ، همان طور که به سادگی راه می رویم امِا فرایند راه رفتن ـ چگونگی حفظ تعادل و فرمان های مغز ، را نمی شناسبم ، از زبان نیز استفاده می کنیم . حال آن که شناخت زبان موضوعی متفاوت است .
۶-زبان ، نظام، ارتباط، پیام رسانی ، انسان .
۷- نامه می نویسیم ، کتاب می خوانیم ، فیلم می بینیم ، سخنرانی می کنیم و…
خود آزمایی درس دوم (جمله ) صفحه ۱۱ و ۱۲
۱- جمله

نهاد گزاره
علمای بزرگ دائم در لشکرگاه رفت و آمد داشتند .
غزالی از برخورد با آن ها بهره ها یافت .
با بعضی از آن ها مناظره می نمود .
شاید از بسیاری از آن ها استفاده می کرد.
این آشنایی با علمای مختلف نام و آوازه ی او را بلند می کرد .
خواجه نظام الملک وی راهرروز بیش تردرخوراحترام ونواخت می یافت.
۲ – سعدی وحافظ. . .
- شاهنامه . . .
- کاوه ی دادخواه . . .
- شناسه . . .
- نهاد. . ..
- مغولان . . .
۳ – گلستان سعدی ، یکی از آثار بزرگ زبان فارسی است .
- برادر بزرگم ،فریدون ، به مسافرت رفت .
- مولانا جلال الدین اثر ارزشمند مثنوی معنوی را خلق کرد .
- دانشگاه ، محل تعلیم و تربیت است .
- نهاد ،یکی از دو بخش اصلی جمله است .
- پسر عموی حسن ، هر روز به کتابخانه می رود .

۴ – جمله

نهاد گزاره
عقاب ها بر ستیغ کوه آشیانه می سازند.(ـَـً ند)
پرندگان بلند پرواز بر ستیغ کوه آشیانه می سازند.(ـَـ ند)
عقاب بر ستیغ کوه آشیانه می سازد .(ـَـ د)
آن ها بر ستیغ کوه آشیانه می سازند.(ـَـ ند)

جمله

نهاد گزاره
پیرمرد کودکان را به خانه رساند .(ф )
پیرمرد کودک را به خانه رساند. (ф )
پیرمرد او را به خانه رساند . (ф ) ۱
پیرمرد او را به خانه می رساند . (ф )
پیرمرد او را به خانه رسانده بود . (ф )
۱- اگر می رساند را ماضی استمراری بگیریم نهاد پیوسته(ф ) است و اگر مضارع اخباری به حساب آوریم شناسه (ـَـ د) خواهد بود .
جمله

نهاد گزاره
انسان آگاه وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد .(ـَـ د)
اعضای جامعه وظیفه شان را به خوبی انجام می دهند .(ـَـ ند)
دانش آموز وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد .(ـَـ د)
ما وظیفه مان را به خوبی انجام می دهیم.(ـَـ یم)
همه ی اعضای خانواده وظیفه شان را به خوبی انجام می دهند.(ـَـ ند)
شما وظیفه تان را به خوبی انجام می دهید . (ـَـ اید )

۵ – زبان پدیده ای رازآلود و شگفت انگیز ، بسیار پیچیده وگسترده وموهبتی الهی است که انسان را به مقام اشرف مخلوقات رسانده است . این پدیده ی نظام مند که انسان به راحتی و سادگی از آن استفاده می کند .دربردارنده ی اسرار پیچیده ای است که شناخت و توصیف آن را بسیار دشوار می سازد .

خودآزمایی درس سوم ( مروری بر نگارش دوره ی راهنمایی ) صفحه ۱۵ و ۱۶
۱ – یکی بود یکی نبود . غیر از خدا هیچ کس نبود . پیرمرد خار کنی بود که هر روز به بیابان می رفت و خار جمع می کرد،(یا با رفتن به بیابان خار جمع می کرد ) روزی به هنگام جمع آوری خار،یک مرتبه (ناگهان) چشمش به کوزه ای پر از اشرفی افتاد . آن را برداشت و به خانه شان رفت . هنگام شب به زنش گفت :‌این کوزه باید متعلق به حاکم باشد که آن را در بیابان مخفی کرده است پس بهتر است آن را به حاکم تحویل دهم(بر گردانم) . حاکم حتماً‌پاداش خوبی به من می دهد . زن که ساده دلی شوهرش را دید ، نیمه شب اشرفی ها را برداشت و به جای آن ها کلوخ ریخت . فردا صبح زود ، خارکن به جای رفتن به صحرا به قصر حاکم رفت. وقتی به قصر رسید متوجه نبود اشرفی ها شد(متوجه شد اشرفی ها نیست ) ‌امّا راه برگشت هم نداشت . با تـرس ولرز پیش حاکم رفت و گفت : من خارکن پیـری هـستم و یک گـاو دارم و شیـرش را با این کلوخ ها وزن می کنـم و بـه مـردم
می فروشم ، برای این که مطمئن شوم کم فروشی نمی کنم ،‌می خواستم کلوخ هایم را با وزنه ی دربار آزمایش کنم(بسنجم) تا از درستی وزن آن ها خیالم راحت شود (آسوده خاطر شوم ).
حاکم که درست کاری پیرمرد را دید ، او را تشویق کرد ویک مشت اشرفی به او داد . پیرمرد خوشحال و شادم به خانه برگشت .
تفاوت دو نوشته : هیشکی ←هیچ کس / یه ← یک / می رف ← می رفت / بیابون← بیابان / وختی← وقتی /
داش ← داشت / خارا رو ← خارها را / یهو ← یک مرتبه ( ناگهان) / چشش ← چشمش / او نو← آن را /
خون شون← خانه شان / بایس ← باید / قایمش کرده ← مخفی کرده است / هر روز می رفت بیابون ← هر روز به بیابان می رفت ./
۲ – الف ) نقش مطبوعات در اطلاع رسانی چیست ؟
ب ) وظایف مطبوعات در برابر ملت ودولت را بیان کنید .
پ ) مطبوعات چه تأثیری بر رفتارهای فردی و اجتماعی دارد؟
ت ) مطبوعات چه تأثیری بر حرکت های عمومی و سیاسی دارد ؟
ث ) نقش مطبوعات را در رشد و تعالی فرهنگی جامعه بیان کنید .
۳ – تکلیف دانش آموزان است .
۴ - الف ) هیزم شکن به جنگل می رود : جمله

نهاد گزاره
هیزم شکن به جنگل می رود
ب ) زبان یکی از جنبه های راز آمیز وجود انسان است : جمله

نهاد گزاره
زبـــان یکی از جنبه های رازآمیز وجود انسان است .
۵ – خانم سعیدی کارشناس (لیسانسیه ی ) زبان و ادبیات فارسی است . وی درباره ی دیوان پروین اعتصامی شاعر مشهور ایران چنین گفت :
« ما مدینه ی فاضله ای از ارزش های اخلاقی را در دیوان پروین می بینیم . »
۳
خودآزمایی درس چهارم ( جمله واجزای آن ) صفحه ۲۰ و ۲۱
۱ – قدر وقت را بدانیم : جمله ای سه جزئی با مفعول که نهاد آن صفر است ( گزاره ی این جمله دو جزء دارد : مفعول + فعل )
جمله

نهاد گزاره
مفعول فعل
قدر وقت را بدانیم
مدیر آموزشگاه ما را نشناخت . ( جمله ای سه جزئی با مفعول ) گزاره ی این جمله دو جزء دارد : مفعول + فعل .
جمله

نهاد گزاره
مفعول فعل
مدیر آموزشگاه ما را نشنــاخت
تجربه های بسیاری از سفر برگرفتیم . ( جمله ی چهار جزئی با مفعول و متمم ) گزاره ی این جمله سه جزء دارد : مفعول + متمم + فعل .

ا
جمله

نهاد گزاره
مفعول متمم فعل
تجربه های بسیاری از سفر بر گرفتیم
متصدی موزه جوانی بود سی ساله . ( سه جزئی با مسند ) گزاره ی این جمله دو جزء‌ دارد : مسند + فعل
جمله

نهاد گزاره
مسند فعل
متصدی موزه جوانی سی ساله بود
زنــدگی چیست ؟ ( چه است ؟ ) (سه جزئی با مسند ) . گزاره ی این جمله دو جزء دارد : مسند + فعل .
جمله

نهاد گزاره
مسند فعل
زندگی چــه است؟
کودکان ،‌ داوطلب فروش نشریه ی «نسیم شمال» می شدند . ( سه جزئی با مسند) . گزاره ی این جمله دو جزء‌ دارد:
مسنــد + فــعل .
جمله

نهاد گزاره
مسند فعــل
کودکان داوطلب فروش نشریه ی نسیم شمال می شدند

پیام تبریکی به معلم خود بنویسید . ( چهار جزئی با مفعول ومتمم ) گزاره ی این جمله سه جزء دارد : مفعول + متمم + فــعل .
جمله

نهاد گزاره
مفعول متمم فـــعل
پیام تبریکی به معلم خود بنویسید
مرغان دریایی پریده بودند . ( دو جزئی ) . گزاره ی این جمله یک جزء دارد : فـــعل
جمله

نهاد گـزاره
فــــعل
مرغان دریایی پریده بودند

۲ – می نشیند او می نشیند . ( فعل ناگذر ، جمله ی دو جزئی )
جمله

نهاد گزاره
فعــل
او می نشینــد
شکست شیشه شکست ( دو جزئی ) علی شیشه را شکست . ( سه جزئی مفعولی )
جمله جمله

نهاد گزاره نهاد گزاره
فعل مفعول فعل
شیشه شکست علی شیشه را شکست
می بیــند بچه ها هم دیگر را می بینند . ( سه جزئی مفعولی )
جمله

نهاد گزاره
مفعول فعــل
بچه ها همدیگر را می بینند
می دوخت مادر لباس ها را می دوخت . ( سه جزئی مفعولی )
جمله

نهاد گزاره
مفعول فعل
مادر لباس ها را می دوخت
۳ – تکلیف دانش آموز است
۴ – سؤال ،‌ مسائل ، مبدأ ، لؤلؤ ، نئون ، پروتئین .
خود آزمایی درس پنجم ( ویرایش ) صفحه ۲۴ و ۲۵
۱- بند اول : از«ما درزندگی روزانه با نزدیکان ، دوستان و …تا خارج می سازد . »
بند دوم : از«شما خود درزندگی بارها نیاز به نوشتن را …. تا پاسخ می دهد .»
بندسوم : از« ممکن است گفته شود که بی سوادان … تا عینک سودآور آنان می شوند.»
الف ) کاربرد «ویرگول» میان چند کلمه که بیانگر اسناد واحدی می باشند و در حقیقت ،‌ می توان آن را با واو عطف برابر دانست ؛ مانند : ۱- ما در زندگی روزانه با نزدیکان ، دوستان ، هم شاگردان ، معلمان و کسان دیگر به زبان پیام هایی را رد و بدل می کنیم .(در کتاب به غلط بین هم شاگردان و معلمان « و » گذاشته شده است .) ۲- حذف نوشته ها از زندگی یعنی حذف همه ی مکاتبات ، همه ی مطبوعات ، همه ی کتاب ها ، همه ی آگهی ها ، همه ی اسناد حقوقی و بازرگانی و خلاصه همه ی آن چیز هایی که در حیات مادی و معنوی ما و حتی در معاش عادی روزانه ی تنیده شده اند .
ب) وجود « نقطه » در پایان جمله های خبری ؛ مثل در لحظاتی نیز با خود و در دل سخن می گوییم که همان گفتار درونی است.
پ) کاربرد خط فاصله (-)که در اینجا به منظور جدا کردن عبارت معترضه از جمله اصلی بوده است :۱- در جهان معاصر نیز جامعه هایی بودند ـو شاید هنوز هم باشند ـ که همان حال را داشتند و برای پیام رسانی کلامی ، تنها از گفتار استفاده می کردند . ۲- این پیام ها ـ خواه حضوری خواه تلفنی ـ شفاهی است . در این عبارت دو طرف «خواه حضوری خواه تلفنی» چون جمله ی معترضه ی توضیحی است باید خط فاصله گذاشت و در کتاب به غلط کاما گذاشته است .
ت) کاربرد ویرگول میان عبارت ها یا جمله های غیر مستقل که در مجموع جمله ی کاملی تشکیل می دهند : اما در عصر ما تصور این که بدون بهره گیری از پیام های زبانی نوشتاری بتوان چرخ زندگی اجتماعی و بین المللی را گرداند ، محال است و …
ث) کاربرد ویرگول بین دو کلمه که ممکن است خواننده آن را با کسره ی اضافه بخواند : سطر سوم : روزگاری بود که آدمیان ، تنها از راه … و در سطر پنجم: برای پیام رسانی کلامی ، تنها از گفتار …
ج) کاربرد ویرگول به جای مکث کوتاه :سطر اول : معلمان و کسان دیگر به زبان ، پیام هایی را … سطر پنج : اما در عصر ما ، تصور این که … سطر ده : و حذف نوشته ، آنها را … .
۲- هنگامی که بخواهند از مزایای صرفه جویی و پس اندازسخن گویند ، معمولا ضرب المثل « اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی » را به کار می برند .
- « گاندی » در حالی به وطن بازگشت ( ۱۹۱۷ ) که شهرت خاص و عام یافته بود .
- برای درست نوشتن ،باید واژگان مناسب ( اسم ، فعل ، قید و صفت ) را خوب بشناسیم .
- عوامل مهم تربیت عبارتند از: خانواده ، مدرسه ، معلم ، اجتماع ، کتاب و … .
- دکتر « محـمد معـین » با سـه زبـان زنده ی دنیا آشنـایی داشـت: عربی ، فرانسـه و انگلیسی ؛ به چـهار زبان باستـانی نیز مسلط بود: پهلوی ، فارسی باستان ، اوستا و سنسکریت ؛ در دستور زبان و نیز لغت فارسی نظیر نداشت . از این جا در می یابیم که او چه پایگاه بلند علمی و ادبی ای داشته است !
- چند دکّان کوچک نانوایی ، قصابی ، عطاری ، دو قهوه خانه ، یک سلمانی و … مجموعه ی شهر را تشکیل می داد .
۳ – الف ) یکی از موارد قلاب : در نمایش نامه ها دستورهای اجرایی را که از جمله مطالب غیر اصلی اند ، در داخل قلاب می آورند ؛ مثلا در بخش ادبیات نمایشی از ادبیات فارسی سال اول در درس سلمان فارسی می خوانیم :
- معجزه ای شد که راهزنان غارت نکرده اند ]خنده ی جمعیت [
- آمده ای مداین چه کنی ؟
- سلمان ؛استانداری ] قهقهه ی شدید ، موزیک شاد [
ب ) از (* )درآغاز یک سطر به نشانه ی شروع سخن تازه یابرای نشان دادن کلمه یا عبارتی که در پاورقی توضیح داده می شود ، استفاده می کنیم . بااین کاربرد دراغلب درس های ادبیات فارسی با آن سروکار داریم ؛ مانند :
تو پور* گو پیلتن رستمی زدستان* سامی *و ازنیرمی *
پ ) ازعلامت پیکان برای نشان دادن نتیجه ی ترکیب چندجزء یا تجزیه ی یک کلمه بهره می گیریم ؛ مانندتعداد هجای کلمه ی
« شادابی » ← شا + دا + بی .
ت )ممیز: از نشانه ی ممیز یاخط مورب برای جدا کردن روز ، ماه ،سال و همچنین دو مصراع یا بیت استفاده می شود ؛ مانند : دانش آموزان سال اول دبیرستان ، با درخواست تاریخ ۲ / ۷ / ۱۳۷۹ موافقت می گردد .شما می توانید شعر «سعدی » با مطلع :«بوی گل وبانگ مرغ برخاست / هنگام نشاط وروز صحراست » را به صورت سرود اجرا کنید .
۴ – فعالیت دانش آموزی است.
خود آزمایی درس ششم ( شکل های زبان ) صفحه ۳۳
۱ – گونه ، لهجه ، گویش .
۲ – «خوراک زبان » : در این ترکیب زبان نام عضوی از بدن است .
«زبان رنگ ها » : در این ترکیب زبان به صورت استعاری به کار رفته است و تعریف زبان شامل آن نمی شودو بیانگرحالت روحی وروانی است .
«زبان فارسی » : یکی از زبان های واقعی و انسانی است و تعریف زبان شامل آن می شود. زبان وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام است .
«زبان پـرنـدگان » «صـدای پرندگان » ، مفـهوم اســتعاری دارد ؛ چون آواهایی که پرنـدگان – به صورت غریزی یا تقلیدی – تولید می کنند
ویژگی های زبان انسانی را ندارند .
۳ – موجب می شود انسان به امکانات پیچیده و گسترده ای دست پیدا کند ، به طوری که با تعداد محدودی از آواها (واج ها ) نشانه های بسیار زیادی بسازد ( واژه ها ) و با این نشانه ها بی نهایت پیام و جمله تولید کند .
۴ – ویژگی های زایایی : همان ویژگی ای است که انسان را قادر می سازد ، جمله هایی بسازد که پیش از آن نه بکار برده و نه شنیده است ؛ بنابراین به سبب ویژگی زایایی ، ما می توانیم به کمک نظام زبان ، که خود محدود است ، جملات نامحدود بسازیم ؛ حتی جملاتی که از پیش وجود نداشته اند وبیش از این از کسی نشنیده ایم . مثال :
الف )تخته سیاه در حالی که خود را به دیوار چسبانده بود، با حیرت به بچه ها نگاه می کرد .
ب ) سر وصدای بچه ها ،‌ سر کلاس را به دوران انداخته بود .
پ ) ردیف نامنظم نیمکت های کلاس به صف بچه های کلاس اول ابتدایی می مانست .
ویژگی نا به جایی : آن ویژگی زبان است که اهل زبان را قادر می سازد درباره ی چیزهایی سخن بگویند که اکنون حاضر نیستند(چه زمان گذشته و چه آینده ) یآ حتی اصلأ وجود ندارند ؛ مثال :
الف ) در آینده آب کره ی ماه با لوله کشی از طریق زمین تأمین می شود . (مربوط به آینده )
ب ) غارنشینان حیوانات را برای گوشت وپوستشان شکار می کردند . (مربوط به گذشته )
۵ – تکلیف دانش آموزان است .
۶ – زبان شکل های بسیار متنوعی به خود می گیرد. در زبان های انسانی صداهای بی معنی با هم ترکیب می شوند
جمله

نهاد گزاره
زبـان شکل های بسیار متنوعی به به خود می گیرند.
صداهای بی معنی در زبان های انسانی با هم ترکیب می شوند.
دومین ویژگی زبان انسانی زایایی فوق العاده ی آن است .
هر زبان در عین یگانه بودن شکل های گوناگونی به خود می گیرد .
مهم ترین ویژگی زبان انسان دوساختی بودن آن است .
سومین ویژگی زبان انسان نابه جایی است .
درس هفتم ( چرا املا می نویسیم ؟ ) خودآزمایی ندارد .
خودآزمایی درس هشتم ( ویژگی های فعل ۱ ) صفحه ۴۳
۱ – دیدن و پذیرفتن :

اول شخص مفرد مصدر ماضی ساده ماضی استمراری ماضی بعید ماضی التزامی ماضی نقلی مضارع اخباری مضارع التزامی آینده
دیدن دیدم می دیدم دیده بودم دیده باشم دیده ام می بینم ببینم خواهم دید
پذیرفتن پذیرفتم می پذیرفتم پذیرفته بودم پذیرفته باشم پذیرفته ام می پذیرم بپذیرم خواهم پذیرفت
۲-دوم شخص مفرد : ( دو مصدر دیدن و پذیرفتن )

دوم
شخص
مفرد مصدر ماضی ساده ماضی استمراری ماضی بعید ماضی التزامی ماضی نقلی مضارع اخباری مضارع التزامی آینده
دیدن دیدی می دیدی دیده بودی دیده باشی دیده ای می بینی ببینی خواهی دید
پذیرفتن پذیرفتی می پذیرفتی پذیرفته بودی پذیرفته باشی پذیرفته ای می پذیری بپذیری خواهی پذیرفت
۳-سوم شخص جمع : (دو مصدر دیدن و پذیرفتن )

سوم شخص جمع مصدر ماضی ساده ماضی استمراری ماضی بعید ماضی التزامی ماضی نقلی مضارع اخباری مضارع التزامی آینده
دیدن دیدند می دیدند دیده بودند دیده باشند دیده اند می بینند ببینند خواهند دید
پذیرفتن پذیرفتند می پذیرفتند پذیرفته بودند پذیرفته باشند پذیرفته اند می پذیرند بپذیرند خواهند پذیرفت

۴ – نشسته است ، می نگریست ، نمی پذیرد . می رود ؛ مصدر ، بن ماضی ، بن مضارع و صفت مفعولی بسازید .

فعـــل مصدر بن ماضی = ( مصدر مرخم ) بن مضارع صفت مفعولی
آورده است آوردن آورد آور آورده
نشسته است نشستن نشست نشین نشسته
می نگریست نگریستن نگریست نگر نگریسته
نمی پذیرد پذیرفتن پذیرفت پذیر پذیرفته
می دود دویدن دوید دو دویده

۵ – می نویسد ، می رود ، بروند ، خواهیم آمد ، می آیند ، خواهند شنید .
فعـــل گذشته ی ساده گذشته نقلی گذشته بعید
می نویسد نوشت * نوشته است * نوشته بود *
می رود رفت * رفته است * رفته بود *
بروند رفتند رفته اند رفته بودند
خواهیم آمد آمدیم آمده ایم آمده بودیم
می آیند آمدند آمده اند آمده بودند
خواهند شنید شنیدند شنیده اند شنیده بودند
در فعل هایی که با ستاره مشخص شده اند ، شناسه ی «ـًـ د » به ф)) تبدیل شده است .
۶- تکلیف دانش آموز است .
۷- الف ) با واج های / ک ، ــِـ ،ت،ا، ب ، ر ،‌ ا ، د ، و ، س ،‌ ت ، د ، ا ، ر ، ــَـ ، م / ۱- نشانه های ( واژه های ) «کتاب» ، « را » ، « دوست » ،
« دارم » را می سازیم ؛ ۲ – با این واژه ها جمله ی « کتاب را دوست دارم » می سازیم .
ب ) ۱ – با ترکیب واج های / ش ، ــِ ، ع ، ر / واژه ی « شعر » را می سازیم . ۲ – با ترکیب واژه های « شعر » ، « آفرینش » ، « زیبایی » و
« است » جمله ی « شعر ، آفرینش زیبایی است » می سازیم .
پ ) ۱- با ترکیت واج های / ء ، ــِ ، ن ، س ،‌ا ،‌ن / واژه ی « انسان » را می سازیم .۲- با ترکیب واژه های « انسان » « تلاشگر» و « است » جمله ی « انسان ، تلاشگر است » می سازیم .
۸ – تهیه ی لباس ، تعیین قیمت ،‌ تحقیق وبررسی ، اعماق دریا ،‌نامه ی مزبور ، راجع به درس ، تشکر و سپاسگزاری ،وهله ی اول ، ملوک گذشته .
خود آزمایی درس نهم ( نگارش علمی ، نگارش ادبی ) صفحه ۴۷
۱ – الف ) نوشته ی نخست ( زبان وسیله ی . . . ) ، نوشته ای« علمی» است ، زیرا واژه ها در معنای اصلی وحقیقی خود به طور گویا و روشن و صریح و مستقیم بیان شده اند . هم چنین از هیچ یک از آرایه های ادبی در آن استفاده نشده است . این نوشته ها از کلمه ها تنها برای انتقال مستقیم مفاهیم دقیق علمی بهره گرفته است .
ب ) نوشته ی دوم ( غروب ، غم رنگ و . . .) «ادبی» است . چون نویسنده در آن از آرایه های ادبی برای توصیف و تصویر معانی ذهنی و بیان عواطف واحساسات درونی بهره گرفته است . پیام نوشته نیز ،‌ به طور غیر مستقیم و غیر صریح بیان شده است . در این نوشته ، تخیل و جان بخشی به اشیا برجستگی ویژه ای داده اند .
۲ – نوشته ی الف زمان کلیه ی افعال « است » مضارع است : فعل مضارع ( ساده ) / ندارند : فعل مضارع ( ساده ) / اند ( بی بهره اند) : فعل مضارع (ساده) / شود : فعل مضارع التزامی / شده است : فعل ماضی نقلی ( مفهوم مجهولی دارد )
نیست : فعل مضارع ( ساده) / می توانند : فعل مضارع اخباری / بیندیشند : فعل مضارع التزامی / می توانند : فعل مضارع اخباری / مطرح کنند : فعل مضارع التزامی / است :‌ فعل مضارع (ساده) .
« در کتاب های فعلی زبان فارسی از فعل مضارع ساده حرفی به میان نیامده است. طبق زیر نویس صفحه ی چهل زبان فارسی ۲ اگر فعل « است » را با «می باشد » بتوانیم عوض کنیم مضارع اخباری و اگر با « باشد » تعویض شود مضارع التزامی است . »
نوشته ب «ادبی » است . می بارد : مضارع اخباری / نمی وزد : مضارع اخباری / بالامی زند : مضارع اخباری / می ارزد : مضارع اخباری / پوشانده است : ماضی نقلی / ایستاده است : ماضی نقلی / برداشته است : ماضی نقلی
۳ – فعالیت دانش آموزی است .
۴ – فعالیت دانش آموزی است .
۵ – او به سمت کتابدار دبیرستان منصوب شده است . ( منصوب )
- سهراب سپهری از شاعران معاصر ایران است . ( معاصر )
- حقیقت علم کمک به هم نوع خویش وکسب رضایت باری تعالی است . ( خویش – تعالی )
- سنگ های خرد را از زمین زراعی جمع کرد . ( خرد – جمع )

خود آزمایی درس دهم ( ویژگی های فعل ۲ ) صفحه ۵۱
۱ – مادر کودکش ر اخواباند / خوابانید .
- سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ایران رساند / رسانید .
- خون جگر دیو سپید را در چشم کاووس چکاند / چکانید .
- اکوان دیو قطعه ای از زمین را که رستم بر آن خوابیده بود ،‌برید وبر سر دست چرخاند / چرخانید .
- رستم بار دیگر رخش را تا محل حادثه دواند / دوانید و به سرعت خود را به آن جا رساند / رسانید .
۲ – گذرا به مسند
- جمله ی اول ،گذرا به مسند . جمله ی دوم ، گذرا به مفعول
- گذرا به مفعول
۳ – آورده است ، می دود ،‌ پذیرفته بود ،آمده بودند ،‌ بیفکند ، برده اند ، می سازند .
فعل مضارع التزامی ماضی التزامی ماضی ساده
آورده است بیاورد آورده باشد آورد
می دود بدود دویده باشد دوید
پذیرفته بود بپذیرد پذیرفته باشد پذیرفت
آمده بودند بیاید آمده باشد آمد
بیفکند بیفکند افکنده باشد افکند
برده اند ببرند برده باشند بردند
می سازند بسازند ساخته باشند ساختند

۴ – تکلیف دانش آموزان است .
خود آزمایی درس یازدهم : ( مقایسه ) صفحه ۵۵
۱ – فعالیت دانش آموزی است .
۲- تکلیف دانش آموزان است .
۳- هل یستوی الأعمی و البصیر أفلا تتفکرون . ( انعام /۵۰ ) – لا یستوی الخبیث و الطیب . . . ( المائده / ۱۰۰ )
- لا یستوی اصحاب النار واصحاب الجنه . ( الحشر / ۲۰ )
۴ – « آزادی » را با چیزهایی می توان سنجید که میان آن ها همسانی و سنخیت و پیوند باشد . این پیوند می تواند همانندی یا ناسازی باشد . مانند : آزادگی و بردگی / آزاری و آزادگی / پرنده و آزادی / آزادی و اسارت و.
۵ – تشابه ها : هر دو محیطی آموزشی هستند . / در هر دو ،‌هدف تعلیم و تربیت است . / در هر دو تصویر ، حضور دانش آموزان محسوس است که به آموزش مشغول اند .
تفاوت ها : تصویر نخست ، نظام مکتب خانه ای قدیم را نشان می دهد و دومی مدارس سبک جدید را .
- در تصویر دوم ، نقش ابزارهای کمک آموزشی آشکار است ولی در تصویر اول این ابزارها نقشی ندارند .
- در تصویر اول ، تنبیه بدنی دانش آموز ،‌ رایج است ،‌ ولی در دومی چنین نیست .
- در تصویر نخست ، شیوه ی نشستن دایره ای است اما در تصویر دوم ، دانش آموزان بر اساس نظم میز و صندلی ها نشان داده شده اند و . . . .
۶ – جانا ← جانی ،‌از جان ودل / دوما← دوم / سوما← سوم / تلفنا ← نلفنی/ زبانا ← زبانی/ تلگرافا ← تلگرافی
باغات ← باغ ها / گرایشات ← گرایش ها
خود آزمایی درس دوازدهم : ( گروه اسمی ۱ ) صفحه ۶۳
گروه اسمی هسته
همین دو کتاب جغرافی کتاب
سازمان ملی توسعه و پیشرفت اقتصادی سازمان
یک گله گوسفند گوسفند
خانه ی پدری خانه
هر درخت میوه دار درخت
هر پنج دانش آموز دانش آموز
عامل مهم ترقی نوجوانان عامل
آهنگ های آسمانی آهنگ
همه کس کس

۲ – مثال : نوع الف ) می شود آن را جمع بست : نوع ها ، انواع ب ) ی نکره می گیرد : نوعی پارچه
پ ) آن و این می گیرد : این نوع پارچه ت ) در جمله نقش می پذیرد : این نوع را می پسندید ؟ نوع پارچه را عوض کنید .
اسم : پارچه ها ، قیدها ، معرفه ها ، دیوارها ، ساختمان ها ، شعرها ، شعرا
صفت : پیش تر ، پنجم ، تعجب آور ، اصلی و معرفه← دو واژه ی اخیر در صورت صفت جانشین موصوف در حکم اسم است .
فعل : گرفتند
حرف : از
پیش : ← می تواند اسم،صفت و حتی حرف اضافه واقع شود . اسم : خیاط پیش ( جلو) لباس را برید . صفت : روز پیش به دیدن من آمد . حرف اضافه : پیش ما (در نظر ما ) این کار پسندیده نیست . در جمله ی: پیش من نشسته بود ، پیش اسم مشترک با قید است .
همه ی صفت ها و فعل ها و حرف ها و…. در حال تعریف می توانند در جایگاه اسم واقع شوند ؛ مثل : یک صفت است . با گرفتند جمله بسازید . از را در جمله با کار ببرید .
۳-

مفرد جمع مفرد جمع مفرد جمع
چشم چشم ها،چشمان عقاب عقاب ها دانشجو دانشجو ها، دانشجویان
گربه گربه ها پلنگ پلنگ ها، پلنگان ریاضی ریاضیات
سبزی سبزی ها بنده بنده ها، بندگان میوه میوه ها
کتاب کتاب ها ، کتب زانو زانو ها، زانوان نکته نکته ها ،نکات
خانم خانم ها ابرو ابرو ها، ابروان بانو بانو ها ، بانوان
عضو عضو ها ، اعضا فرمایش فرمایش ها نور نور ها ، انوار
بچه بچه ها آشنا آشنا ها ، آشنایان کافر کافر ها ، کافران، کفار

۴- جمع مکسر واژه ها ر ابنویسید :
مفرد جمع مکسر مفرد جمع مکسر مفرد جمع مکسر
زمان ازمنه شاهد شواهد،شهود کاسب کسبه
قله قلل عمل اعمال نتیجه نتایج
رای آرا دعا ادعیه مادّه مواد
کافر کفّار

۵- الف ) چهار راه را از دور دیدم . ب) دستمال را به دوستم دادم .
پ) احمد خودکار را به من داد . ت ) بزرگان ما دانش را گرامی داشته اند .
ث ) پرویز چند ماهی کپور صید کرده بود . ج) کتابخانه ی شهر را دور زدیم .
۶- اسم های ساده :کاروان، شتر ،زرافه،کلاغ، چنار ،پلکان ،زیره ،هوش ،جو ،نرده
اسم های مشتق : ،‌ آویزه ،‌ زاغچه ،‌ لبه ،جوشش، پاسبان ،گریه
اسم های مرکب : قافله سالار ، آبدوغ خیار ، شتر گاو پلنگ
۷ – خاص وعام بودن اسم های زیر را مشخص کنید :
اسم عام یا خاص عـلــت
آتش
هوا
افتخار
پول
برنج
قاسم
قاسم آباد
هلاک
سلامت
بره
سنگ
چاره
زهره
شمع
سوسن
سوسن
شهاب
شهاب
بهرام
مریخ
انگیزه
عام
عام
عام
عام
عام
خاص
خاص
عام
عام
عام
عام
عام
خاص
عام
عام
خاص
عام
خاص
خاص
خاص
عام
آتش ها ،‌آ تشی بزرگ ( اسم شخص باشد خاص است )
هوایی خوب
افتخارات ،‌افتخاری بی نظیر ، ( اگر اسم شخص باشد خاص است )
پول ها ،‌ پولی هنگفت
برنج ها ، برنجی خوش پخت
جمع بسته نمی شود و ی نکره نمی گیرد .
جمع بسته نمی شود و ی نکره نمی گیرد .
اسم معنی است وقائم به ذات نیست .
اسم معنی است و قائم به ذات نیست .
بره ها ، بره ای
سنگ ها ، ‌سنگی
چاره ها ، چاره ای
جمع بسته نمی شود و« ی» نکره نمی گیرد . (چه اسم انسان باشد چه اسم سیاره )
شمع ها ، شمعی روشن
اسم گلی است ، سوسن ها ،‌ سوسنی را در گلدان کاشتم .
اسم انسان ، جمع بسته نمی شود و «ی» نکره نمی گیرد .
سنگ آسمانی ، شهاب ها ، شهابی
اسم انسان ، جمع بسته نمی شود و«ی» نکره نمی گیرد .
چه اسم سیاره باشد ، چه اسم انسان ، جمع بسته نمی شود و« ی» نکره نمی گیرد .
جمع بسته نمی شود و « ی» نکره نمی گیرد .
انگیزه ها ، انگیزه ای

اسم های عام : الف ) جمع بسته می شوند ب) «ی» نکره می گیرند ج) برهمه ی افراد طبقه خود دلالت می کنند برعکس اسم های خاص .
۸ – تکلیف دانش آموزی است .
خود آزمایی درس چهاردهم ( توصیف ) صفحه ۷۳
۱ – تکلیف دانش آموزی است .
۲ – توصیف گرمای طاقت فرسای یک روز تابستانی
در نوشته ی نخست ( بهار گذشته دو سال بود . . .) ، فضایی طبیعی وصف شده است که با جانواران و انسان دشمنی دارد . نویسنده با شرح تأثیـر گرما در خـاک ( ترک می خورد و از هم می پاشد ) ، در جـانـوران ( حیوان ها واقعا دیوانه می شدند ) و در انسـان ( احساس می کردی چشم هایت می خواهند از حدقه بیرون بپرند ) و هم چنین با تعبیرهای کنایی قوی ( درست در جهنم باز شده بود ) ، داغی تنور آسای هوا را چنان به وصف در آورده است که خواننده آن را حس می کند .
توصیف صحنه ای از زندگی عشایری در دامن کوهساران و دراوایل بهار
درنوشته ی دوم نویسنده برای برانگیختن احساسات و عواطف نسبت به سنت های گذشته و توجه دادن به آبشخورهای نخستین فرهنگی وملی و تشویق خواننده به بازگشت ورویکرد به خواستگاه ، به توصیف هایی د ل انگیز از محیط روستا دست زده است ؛ ( بوی شبدر دوچین یا صدای بلدرچین یک دم قطع نمی شود ) و سرانجام ،‌عواطف انسان دوستانه ی او را تحریک می کند ومی نویسد :‌ « بیا تا هوا ترو تازه است و مادر چشم به راه توست »
خلاصه این که نویسنده برای اثر بخشی بیش تر ،‌ از توصیف زیبایی ها و مناظر طبیعت بهره می گیرد .
۳ – احرار ← حـر ، قلاع ← قلعه ، قرا ← قریه ( قاری مفرد کلمه ی « قرّا » است ) ، ادلـه← دلیـــــل ،‌
نسخ ← نسخه ،‌ فلاسفه← فیلسوف ،‌ تجار← تاجر ،‌ مکاتیب ← مکتوب ،‌ مکاتب ← مکتــب ،‌
رعایا ← رعیت ،‌ نواحی ← ناحیه ، معانی ← معنی ،‌ اجانـب ← اجنبـی ، اشیــا ← شـــی ء
۴ – استیفا از کار← استعفا از کار ،‌ خورده فروشی ← خرده فروشی ،‌ تمریادبــود ← تمبــر یادبـــــود
روغن مایه ← روغن مایع .

خود آزمایی درس پانزدهم : ( زبان شناسی چیست ؟( ۱ ) صفحه ۷۷
۱- زبان شناسی مثل همه ی علوم دیگر – از روش های رایج در تحقیقات علمی ( مشاهده ، تجربه ،‌آزمایش و فرضیه سازی ) استفاده
می کند .
۲- زبان شناسان برای حل مشکل دگرگونی زبان ،‌ عامل « زمان » را که موجب تحول وتغییر در زمان می شود ،‌کنار می گذارند و مطالعه ی تغییر و تحول زبان را به شاخه ای دیگر از زبان شناسی – به نام زبان شناسی تاریخی – می سپارند .
۳- مطالعه و تحقیق در یکی از گویش های مختلف جغرافیایی ،‌ اجتماعی و . . .
۴- باران ملایمی، نم نم می بارید ، به طوری که زمین را اندکی خیس می کرد .
- از این منطقه ، انواع خرما به دست می آید(به عمل می آید) و در آن حیوانات بسیار گوناگونی زندگی می کنند .
- بعد یوسف را به سرآن چاه بردند و لباس او را بیرون آوردند وبه کمرش طنابی بستند .
- وقتی به شهر بصره رسیدیم ، به علت فقر ودرماندگی به دیوانه ها شبیه بودیم و مدت سه ماه بود که موی خود را کوتاه نکرده بودیم .
۵ – بارانکی : مفرد ،‌ نکره ،‌عام ،‌مشتق / زمین : مفرد ،‌ جنس ،‌ عام ،‌ ساده
خرما : مفرد ،‌جنس ،‌ عام ،‌ساده / یوسف : مفرد ، شناس ، خاص ،‌ ساده
زمین : مفرد ،‌ جنس ،‌ عام ، ساده / بصره : مفرد ،‌ شناس ،‌ خاص ، ساده
برهنگی : مفرد ،‌ جنس ،‌ عام ،‌ مشتق / دیوانگان : جمع ،‌ جنس ،‌عام ،‌ ساده
۶ – در خط نسخ حروف وکلمات ،زاویه دار و یک نواخت است و حرف ها در کنار هم چیده می شوند ،‌در حالی که حروف و کلمات در خط تحریری منحنی ومتعادل اند . حرف ها با یک دیگر تناسب و تقارن دارند و بعضی حروف روی هم قرار می گیرند . در این خط به جای زاویه ی حروف از قوس استفاده می شود و حروف دندانه دارکشیده نوشته می شوند . به همین دلیل ،‌خط تحریری نسبت به خط نسخ سریع تر نوشته می شود و در زندگی کاربرد بیش تری دارد . البته هر دو خط جنبه ی کاربردی معمولی دارند و خط های هنری نیستند اما خط نسخ چون حروف را واضح و بر جسته نشان می دهد ، برای آموزش و چاپ آثار مناسب تر است . خط تحریری ، خط معیار به حساب می آید .
خود آزمایی درس شانزدهم : ( گروه اسمی ۲ ) صفحه ۸۱ و ۸۲
۱- کودک : همان کودک ،‌ هیچ کودکی ، یک کودک ، دومین کودک ،‌ کوچک ترین کودک ، کدام کودک ؟ چه کودکی ؟عجب کودکی !
کـار : آن کار ،‌هر کار ،‌ هزار کار ، آخرین کار ، سخت ترین کار ،‌چند کار ؟‌ عجب کاری !
نتیجه : این نتیجه ، فلان نتیجه ، یک نتیجه ، دومین نتیجه ، عالی ترین نتیجه ،‌ کدام نتیجه ؟ چه نتیجه ای !
داستان : همین داستان ، چند داستان ،‌ چهار داستان ،‌ اولین داستان ،‌ جذاب ترین داستان ،‌ چند داستان ؟ عجب داستانی !
۲ – صفت شمارشی سه ایالت اسلامی / صفت شمارشی پنج شهر مهم / صفت اشاره این نتیجه

صفت اشاره این منظور / صفت عالی بزرگ ترین روزنامه ی اجتماعی زمان خود / صفت اشاره آن چند روز اختفای خود

/صفت عالی کوبنده ترین مقاله ها / صفت اشاره این شهامت /صفت مبهم هیچ کس/ صفت تعجبی چه روزهای سختی

/ صفت اشاره آ ن روزها / صفت مبهم هیچ فرد یا گروهی /صفت مبهم چند گروه و دسته / صفت پرسشی کدام طرز تفکر

/ صفت اشاره آن سخت گیری آغاز کار / صفت مبهم هر دو / صفت شمارشی یک نکته
تذکر: نوک پیکان در نمودار پیکانی از وابسته به طرف هسته رسم می شود ! مثلاً در گروه اسمی : آن چند روز ، روز هسته است و بنابراین ابتدا نوک پیکان از چند (صفت مبهم) به طرف روز و سپس پیکان دیگری از زیر آن (صفت اشاره) به طرف میان پیکان چند روز رسم می کنیم .
۳ – شاید حیوانات بتوانند زبان یکدیگر را بفهمند و از طریق صداهایی که ایجاد می کنند ، با هم ارتباط برقرار نمایند . بارها شاهد بوده ایم که دو گربه وقتی که به هم می رسند ، صداهایی را رد و بدل می کنند ، از کجا معلوم است که این صداها نظام مند نباشد و زبان خاصی به حساب نیاید . اما تا آنجا که دانش بشری دریافته تا کنون، نشانه هایی از وجود زبانی نظام مند در میان حیوانات دیده نشده است ؛ یعنی ، اگر چه حیوانات صداهایی را با هم رد و بدل می کنند اما در این صداها ویژگی های زبان انسانی مانند دوساختی بودن ، نابجایی و زایایی – وجود ندارد . از طرف دیگر زبان انسان در زمان های مختلف دگرگون می شود وتغییر می کند اما زبان حیوان دگرگونی نمی پذیرد.
۴- جواهر ← جواهرات / ارباب ← اربابان / حور ← حوریان / مراسم ← مراسم ها
خودآزمایی درس هفدهم ( ساده نویسی ) صفحه ۸۸ و ۸۹
۱ – یکی از بهترین و مؤثرترین وسایل کسب مهارت در انواع نوشتن ، خواندن ،این است که مطالب گوناگون علمی ، ادبی وهنری را بخوانیم و نیز از خواندن مطالب فلسفی ودینی آموزنده و آگاهی دهنده دریغ نورزیم تا بتوانیم از این گونه مطالب در مواقع گوناگون استفاده کنیم .
- هنگام مطالعه بایدمطالب مورد نظر را به دقت بررسی کنیم ومورد تجزیه وتحلیل قرار دهیم ، همچنین نکات مهم را یادداشت وگرد آوری نماییم .
۲- به لطف خداوند ، سال ها به مطالعه و پژوهش در مثنوی معنوی مولوی سرگرم بودم . در این راه بارها به دشواری ها و پیچیدگی هایی برخورد نمودم و از طریق مراجعه به شرح و تفسیرهای گوناگون ، برخی از آن مشکلات حل شد و بعضی هم چنان باقی ماند .
۳- مستعمل : کهنه ، فرسوده / علی هذا : از این رو ، بنابراین(معین)،لاجرم،ازیرا(دهخدا) / کاندیدا : نامزد ، داوطلب
من غیر مستقیم : غیر مستقیم / علی کل حال :به هر صورت . در(به) هر حال / در مقطع کنونی :اکنون ، در حال حاضر .
۴ – (پاسخ زیر بازگردانی این داستان است و با شاخ و برگ دادن و توصیف مناظروجزئیات می توان نوشته را باز نویسی کرد.)
درزمان حضرت عیسی (ع) سه مرد هم سفربودند . در راهی به گنجی رسیدند . تصمیم گرفتند یکی را به شهر بفرستند تا غذایی تهیه کند. یکی از آنان به شهر رفت وغذایی خرید . با خود گفت : زهری در غذا بریزم تا ایشان بخورند وبمیرند وگنج برای من بماند. آن دو مرد دیگر هم بایک دیگر قرار گذاشتند چون رفیقشان برگشت و غذا را آورد او را بکشند تا گنج به ایشان برسد . چون آن مرد برگشت و غذای زهر آلود را آورد ، اورا کشتند . آن گاه غذا را خوردند و هر دو مردند . حضرت عیسی (ع) با حواریان از آن جا می گذشت . گفت : نگاه کنید که چگونه این سه مرد به خاطر حرص وطمع کشته شده وهر سه از گنج باز مانده اند . واین ماجرا برای کسانی که به دنیا و مال ومنال آن دل بسته اند درس عبرت است .
۵ – سهراب سرباز ارشد اردوگاه بود . / – بو علی سینا را می توان اعلم حکیمان ایران دانست .
- نزد خداوند کسی افضل است که ایمان قوی تر داشته باشد .
۶ – چند نامه برای دوستم فرستادم . چند کتاب مفید خریدم . ( صفت مبهم )
تا کنون به چند شهر مسافرت کردی؟ / چند دانش آموز در آزمون شرکت کردند ؟( صفت پرسشی )
۷ – فلان باغ را خریدم ،‌عجب منظره ی زیبایی دارد !،‌ شما باید همه شب مطالعه کنید .
هیچ کتابی را بی مطالعه رها نکردم . هر کاری رابا نام خداوند آغاز می کنیم .

خود آزمایی درس هجدهم ( گروه اسمی ۳ ) صفحه ۹۴
۱- این چهار دانش آموز زرنگ

وابسته ی پیشین(۱) وابسته ی پیشین (۲) هسته وابسته ی پسین
صفت اشاره صفت شمارشی اسم صفت بیانی (عادی )
این چهار دانش آموز ــ زرنگ

کـــدام کتـاب تــاریخ ؟

وابسته ی پیشین هسته وابسته ی پسین
صفت پرسشی اسم مضاف الیه
کـدام کتاب ــ تاریخ

همین دو رودخانه ییلاقی

وابسته ی پیشین (۱) وابسته پیشین (۲) هسته وابسته ی پسین
صفت اشاره صفت شمارشی اسم صفت بیانی ( نسبی )
همین دو خانه ی ــ ییلاقی

هر هفت روز هفته

وابسته ی پیشین (۱) وابسته پیشین(۲) هسته وابسته ی پسین
صفت مبهم صفت شمارشی اسم مضاف الیه
هــر هفت روز ــ هفته

۲ – گروه اسمی گروه اسمی

وابسته وابسته هسته هستـــه وابسته وابسته
صفت اشاره صفت شمارشی اسم اســم صفت مضاف الیه

آن دو پرنده فیلم ــِ تماشایی ــِ دیشب
همین پنج نفر کتابخانه ی ــِ بزرگ ــِ شهر
این چهار کتاب دانش آموز ــِ زرنگ ــِ مدرسه

۳ – از بین کلمه های ذکر شده ، تنها دو کلمه صفت بیانی نیستند : ۱ـ پنجم : صفت شمارشی ترتیبی (۲) .۲- دیگر: صفت مبهم .
حقّ گرفتنی ،‌ فرد هوشمند ،‌ سخن سنجیده ،‌ نکته ی جالب ، پند اخلاقی ،‌ انسان دانا ،‌ کار خوب ،‌ فرد کوشا ، محصل مؤدب ، آفتاب طلایی ،‌ گل زیبا ،‌ بند گسسته ، شخص زیرک ،‌ کتاب تاریخی

۴ –
فعل بن مضارع صفت فاعلی: الف ب پ
رفت رو رونده روا روان
خورد خور خورنده ۱ —- —-
گرفته است گیر گیرنده گیرا ۲ —-
می دود دو دونده —- دوان۳
سوخت سوز سوزنده —- سوزان ۴
داشت دار دارنده دارا ۵ —-
می دانند دان داننده دانا ۶ —-
گریست گری گرینده* —- گریان
گذشت گذر گذرنده گذرا گذران
۱ –خوران کاربرد ندارد،در واژه ی شیرینی خوران «ان»پسوند اسم مصدر است نه نشانه ی صفت فاعلی.
۲- گیران کاربرد ندارد و در واژه ای چون باج گیران «ان» پسوند جمع است و در منطقه ی باج گیران «ان» پسوند مکان است .
۳- «دوا»صفت فاعلی از «دو»نیست بلکه واژه ای بسیط به معنای دارو است .
۴-«سوزا»کاربرد ندارد .
۵- «داران » کاربرد ندارد و در واژه ای چون مال داران ، «ان» پسوند جمع است .
۶- «دانان» کاربد ندارد و در واژه ای چون حکمت دانان «ان»پسوند جمع است .
* «گرینده» چندان رایج و معمول نیست .
—————————————————————-

۵ – تکلیف دانش آموزان می باشد .
۶ – شهر : شهر شلوغ ، شهر تهران / دریا : دریای بی انتها ،‌ دریای عمان / سینی : سینی مسی ،‌ سینی چای /
- انشا : انشای توصیفی ،‌ انشای دانش آموزان .

خود آزمایی درس نوزدهم ( خاطره نویسی ، یادداشت روزانه ) صفحه ۹۹
۱- فعالیت دانش آموزان است .
۲- تکلیف دانش آموزان است .
۳- فعالیت دانش آموزان است .
۴- فعالیت دانش آموزان است .

گروه اسمی (۱) گروه اسمی (۲)

وابسته هسته وابسته هسته وابسته وابسته
صفت مبهم اسم صفت بیانی اسم نشانه ی نکره صفت بیانی
فلان شاعر توانا گل ی زیبا
چند فیلم دیدنی جنگل ی دیدنی
هر سخن نیک کتاب ی مفید

خود آزمایی درس بیستم ( ضمیر ) صفحه ۱۰۳
۱- کتاب های شما را به امانت برده ام ← کتاب ها یتان را به امانت برده ام .
- برادر ایشان آمده بود و سراغ شما را می گرفت← برادر شان آمده بود و سراغتان را می گرفت .
- خیاط هنوز لباسش را حاضر نکرده است ← خیاط هنوز لباس او را حاضر نکرده است .
- به خوابی عمیق فرو رفته بود ،‌چنان که هر چه او را صدا می زدند .‌جواب نمی داد . ← به خوابی عمیق فرو رفته بود ؛ چنان که هر چه صدایش می زدند ،‌جواب نمی داد .
- نگاهتان می کردند ← به شما نگاه می کردند / شما را نگاه می کردند .
- خودت هم او را دیدی ؟ ← خود تو هم دیدیش ؟‌
- اگر او را ببینی ،‌ می شناسی ؟ ← اگر ببینیش ، می شناسی .
- داستانی را که خوانده بود .‌برای ما تعریف کرد . ← داستانی را که خوانده بود ،‌برایمان تعریف کرد .
۲- ایشان :مرجع ایرانیان/آن ها: مرجع ایرانیان / او: مرجع رستم / ــَ ش دربزرگش : مرجع رستم / آن ها : مرجع گرزوکمند ونیزه / ــَ ش در نهیبش : مرجع کشانی (اشکبوس) / ــَ ت در هماوردت : مرجع کشانی (اشکبوس ) / وی : مرجع رستم / م در نامم : مرجع رستم / م در مادرم : مرجع رستم / م در نامم : مرجع رستم / تو : مرجع اشکبوس
۳ - پدر هر شب که به خانه بر می گردد ،‌از کارش صحبت می کند . ← پدر هر شب که به خانه بر می گردد ،‌ از کار خود صحبت می کند .
- نباید به هر ناملایمی از دوستان خود برنجید . ← نباید به هر ناملایمی از دوستانتان برنجید .
- خودش این مطلب را به شما گفته است . ← او این مطلب را به خودتان گفته است .
- حرف آخرتان را بگویید . ← حرف آخر خود یا خودتان را بگویید .
- کارتان را که تمام کردید ،‌ به دوستانتان هم سری بزنید. ←کار خود یا خودتان را که تمام کردید به دوستان خود یاخودتان هم سری بزنید .
- آیا این کتاب خودش بود ؟‌ ← آیا این کتاب او بود ؟‌
۴ – تکلیف دانش آموزان است .
۵ – آیا چگونه به مدرسه می روی ؟ ← چگونه به مدرسه می روی ؟ یا آیا به مدرسه می روی ؟
آیا کی برای اردو آماده شویم ؟ ←کی برای اردو آماده شویم ؟
چه کسی آیا به کمکش می شتابد ؟‌ ← چه کسی به کمکش می شتابد ؟

خود آزمایی درس بیست ودوم ( نامه نگاری (۱) ).صفحه ۱۱۶ و ۱۱۷
۱- فعالیت دانش آموزان است .
۲- فعالیت دانش آموزی است .
۳ – الف ) این نامه تاریخ ندارد .نویسنده نام و نشانی خود را نیز در آن ذکر نکرده است . موضوع نامه مشخص نشده است . عنوان نامه باید پیش از کلمه ی احترام باشد .پایان نامه اسم وامضا ندارد .
ب )‌ این نامه تاریخ و موضوع ندارد . لحن آن هم از ادب واحترام به دور است (لحن آمرانه است ) . این طور به نظر می رسد که نویسنده ،‌ به زیر دست خود نامه نوشته است . آغاز و پایان نامه نیز محترمانه نیست . محل امضا کلمه ی تشکر آمیز ندارد .
۴ – الف ) این کتاب را امروز خریدید ؟ ← این را امروز خریدید ؟ ( تبدیل صفت به ضمیر )
ب) نثر کدام کتاب ساده تر بود ؟ ← نثر کدام ساده تر بود ؟‌ ( تبدیل صفت به ضمیر )
پ ) چه می خوانید ؟← چه مطلبی را می خوانید ؟ ( تبدیل ضمیر به صفت )
ت) ارزش کدام را بیشتر می دانید ؟ شعر عارفانه یا عاشقانه را ؟ ← ارزش کدام شعر را بیشتر می دانید ؟ شعر عارفانه یاعاشقانه را ؟
ث ) کتاب را چند خریدید ؟ ← کتاب را چند ریال خریدید ؟ ( تبدیل ضمیر به صفت )
ج ) آن که به تو سلام کرد ، برادرم بود . ←آن شخصی که به تو سلام کرد ،‌ برادرم بود . ( تبدیل ضمیر به صفت )

خود آزمایی درس بیست وسوم ( گروه قیدی ) صفحه ۱۲۰
۱- آن شب اصلا از حرف های او سر در نیاوردم .
قیدها : ۱- آن شب ( قید بی نشانه ،‌مشترک با اسم ) ۲ – اصلا ( قید نشانه دار ،‌ تنوین دار )
v حرف های آن روز پدر ،‌کاملابه مجید قوت قلب داده بود. کاملا ( قید نشانه دار ، تنوین دار )
v قرار بود همان روز صبح ،‌مجید با اتوبوس به تهران برود .
الف) همان روز صبح ( قید بی نشانه ،‌مشترک با اسم )
ب) با اتوبوس (قید نشانه دار ، دارای حرف اضافه «متمم قیدی»)
پ) به تهران ( قید نشانه دار ، دارای حرف اضافه «متمم قیدی» )
همه ی مشق ها را با دقت کاقی نوشته بود .
با دقت کافی : ( قید نشانه دار ،‌دارای حرف اضافه « متمم قیدی » )
v همه جا را به سرعت گشتیم ؛‌از هر کسی سراغ کتاب را گرفتیم ؛ متأسفانه نتوانستیم پیدایش کنیم ؛ هر جا که می رفتیم، کتاب فروش می گفت : « تاهمین یکی دو ساعت پیش داشتیم .» با ناراحتی به خانه برگشتیم .
الف ) به سرعت : قید نشانه دار ،‌ پیشوندی
ب) متأسفانه : قید بی نشانه ،‌ مشترک با صفت
پ ) هر جا : قید بی نشانه ،‌مشترک با اسم / هم چنین می توانیم بگوییم که در اصل « به هر جا ، بوده است »
( متمم قیدی )
ت ) تا همین یکی دو ساعت پیش : قید نشانه دار ،‌متمم قیدی .
ث ) با ناراحتی : قید نشانه دار ،‌پیشوندی .
ج )به خانه : قید نشانه دار ،‌ متمم قیدی .
۲-دو روز قبل : دو روز قبل به دیدار او رفتم / خیلی خوب : او خیلی خوب فوتبال بازی می کرد .
همین جا :‌ قرار است همین جا مدرسه ای بسازند / دلاورانه : آن ها دلاورانه با دشمن جنگیدند .
سریع : پروین سریع کتاب هایش را برداشت . / دیروز ظهر : سعیـد : دیروز ظهر سعید را دیدم .
یک ساعت بعد : یک ساعت بعد نظرش تغییر کرد .
نکته : قید های مختص دو گونه هستند:۱-نشانه دار مثل اصلاً،یقیناً،کاملاًو…۲-بی نشانه مثل هرگز،همیشه،ناگهان و …
۳ – به نام خدا
جناب آقای احمدی ،‌دبیر محترم زبان و ادبیات فارسی
دانش آموزان سال اول دبیرستان دکتر شریعتی جلسه ی پرسش وپاسخ درسی را روز یکشنبه ۵/۹/۸۰ ساعت۴ تدارک دیده اند . از شما استاد گرامی استدعا داریم ،‌در صورت امکان با شرکت در این جلسه ما را از وجود خود بهره مند سازید .
با سپاس ، دانش آموزان سال اول دبیرستان دکتر شریعتی

۴-
۱۵/۷/۸۰
باسمه تعالی
تقاضای اشتراک مجله ی رشد جوان
سردبیر محترم مجله ی رشد جوان
با سلام و احترام
این جانب ملیکا حسابی ، دانش آموز سال اول دبیرستان دکتر حسابی شهرستان شیراز تقاضای اشتراک آن مجله ی ارزشمند را دارم . لذا خواهشمندم در مورد در خواست این جانب اقدام لازم به عمل آید . ضمنا فر م تکمیل شده ی اشتراک و فیش بانکی ضمیمه ی درخواست است .
با تشکر : ملیکا حسابی
۵-
شکل مکتوب شکل ملفوظ
نیایش
سینی
دیانت
پیاز
دیار نییایش/niyayes —- یک «ی» بیشتر تلفظ می شود.
سینی /sini—-تفاوتی ندارد.
دییانت diyanat/—- یک «ی» بیشتر تلفظ می شود.
پییاز /piyaz—- یک «ی» بیشتر تلفظ می شود.
دییار /diyar—- یک «ی» بیشتر تلفظ می شود.

خود آزمایی درس بیست وچهارم ( زبان سناسی چیست ؟ ۲ ) صفحه ۱۲۵
۱- مطالعه ی صداهای زبان و قواعد ترکیب آن ها به منظور ایجاد ساخت های آوایی زبان را « واج شناسی » گویند .
۲- ‌بخش صرف به بررسی وطبقه بندی تکواژها و چگونگی ساخت واژه ها ( مشتق ، مرکب وساده ) می پردازد .
در بخـش نحو ،‌شـیوه ی ترکیـب انواع کلمات تا سطــح گروه یا جمـله مطرح می شـود و آن گاه گروه ها به گروه های اسـمی ،‌ فـعلی و حرف اضافه ای(قیدی) و جمله ها به انواع ساده ،‌مرکب ،‌ شرطی ، امری و بیانی تقسیم می گردند .

۳- در این سطح ، معنای انواع تکواژها ، کلمه ها ،‌گروه ها و جمله ها وروابط معنایی آن ها بررسی می شود . در معنا شناسی از یک طرف معنای تکواژها ،‌ واژه ها و جمله ها و . .. توصیف می گردد .از طرف دیگر، حوزه ی معنایی کلمه ها مشخص می شود .
۴- کتاب ومدرسه : تضمن ( شمول معنایی ) ؛ کتاب از لوازم مدرسه است .
ورزش و فوتبال :‌تضمن ( شمول معنایی ) ؛ ورزش شامل فوتبال نیز هست .
هست و نیست :‌تضاد ؛ دو کلمه ی متضادند .
خانه و منزل :‌ مترادف ؛ تا حدودی هم معنی اند .

۵-
قیدها نوع قیدها نوع
از بینوایی
در فصل زمستان
یکتا
در این حین
از کوهستان نشانه دار ، متمم قیدی
نشانه دار ، متمم قیدی
بدون نشانه ،‌ مشترک با صفت
نشانه دار ،‌ متمم قیدی
نشانه دار ،‌ متمم قیدی
در آب
اینک۱
در جوی
از غایت احتیاج و سرما
تیز۲
در وی نشانه دار ، متمم قیدی
بی نشانه مشترک با اسم
نشانه دار، متمم قیدی
نشانه دار ،‌متمم قیدی
بی نشانه مشترک با صفت
نشانه دار، متمم قیدی

۱- اینک ضمیر اشاره : مصغر این است که اشارت به قریب و نزدیک باشد . این است . ( فرهنگ معین ) : بدو گفت اینک سر دشمنت/که او بد سگالیده بُد بر تنت .به معنی اکنون قید است.
۲- تیز : سریع (قید است.) در صورتی که تیز چنگال را ترکیب وصفی مقلوب بدانیم ، تیز صفت خواهد بود : چنگالِ تیز
———————————————————–
۶-
v اگر له او چیزی نمی گویید ، لااقل علیه او حرفی نزنید .
v شاهد نه له متهم چیزی می گفت نه علیه او .

خود آزمایی درس بیست وپنجم ( نامه نگاری (۲)) صفحه ۱۳۱
۱- تکلیف دانش آموزان است .
۲- تکلیف دانش آموزان است .
۳- واج : عبارت است از کوچک ترین و احد صوتی زبان که سبب تمایز معنایی می شود . واج جنبه ی ملفوظ و گفتاری زبان است .
حرف : کوچک ترین واحد نوشتاری زبان است که شکل مکتوب دارد ؛‌بنابراین ،‌ حرف ،‌گونه ی نوشتاری واج یا صداست ، به بیان دیگر ،‌ حرف به اعتبار خط است ، و جنبه ی نوشتاری دارد ولی واج به اعتبار زبان و صوت آن است . یک واج الزاما معادل یک حرف نیست ؛ مثلا واج / z / در زبان نوشتاری فارسی به شکل های زیر می نویسند .یعنی نماینده ی چند حرف زیر است :
ث
واج / z / ز واج /s / س
ض ص

۴- بازرس ، نتیجه ی تحقیقاتی را که انجام گرفته است ، به اطلاع حضار رسانید .
– من نیز ضرب المثلی را که دوستم به کار برده بود ، در نوشته ام به کار بردم .

خود آزمایی درس بیست وهفتم ( نقش نما ) صفحه ۱۳۹
۱- اگر : پیوند وابسته ساز / که : پیوند وابسته ساز / یا :‌ پیوند همپایه ساز / و : پیوند همپایه ساز
اما : پیوند همپایه ساز / در صورتی که : پیوند وابسته ساز / با آن که : پیوند وابسته ساز
۳- اولین روزی که به (برای ) دیدن دوستم رفتم ، او را در مزرعه سرگرم کار دیدم .
فردوسی سی سال از عمر گران بهای خود را صرف سرودن شاهنامه کرد .
علامه دهخدا امثال وحکم فارسی را در چهار جلد نوشت .
نهاد ،کلمه یا گروهی از کلمات است که درباره ی آ ن خبر می دهیم .
۳-ایران ،ای ایران ، همیشه آزاد و آباد باش . ایرا ن = منادا
مردم ایران، صمیمی ومهربان اند ایران = مضاف الیه
او پس از سال ها به ایران بازگشت . ایران = متمم
ایران را آباد کنیم . ایران= مفعول
فردوسی ،ای فردوسی ، همیشه تو را دوست خواهیم داشت . فردوسی = منادا
شاهنامه ی فردوسی یکی از افتخارات ادبیات فارسی است . فردوسی = مضاف الیه
ایستادگی را باید از فردوسی آموخت . فردوسی = متمم
جوانان ما باید فردوسی را خوب بشناسند . فردوسی = مفعول
ادبیات ، ای ادبیات ،تو آیینه ی تمام نمای فرهنگ ما هستی . ادبیات= منادا
درس ادبیات فارسی را جدّی تر بگیریم . ادبیات = مضاف الیه
دلم برای ادبیات می تپد . ادبیات = متمم
ادبیات ارزشمند کشور خود را بهتر بشناسیم . ادبیات = مفعول
۴- نمونه ی یک آغاز : « هر چند مشغله های زندگی فرصتی باقی نگذاشته است اما لحظاتی به فکر دوستی قدیمی چون تو بودن ،‌ موجب نشاط روح من می شود . » یا« مدتی است که از دوری تو ناراحتم وهمیشه در فکر توهستم . اندوه دلم جز با نوشــتن نامه درمان نمی پذیرد . چند روزی بیشتر نیست که از تو جدا شده ام اما دوری تو مرا می آزارد .»

نمونه ی یک پایان : « حرف زیاد است ومجال نامه محدود ؛ بهتر است کلام را کوتاه کنم و در انتظار فرصتی بمانم که بتوانیم یک دیگر را ببینیم و مفصل صحبت کنیم . »یا «دوست دارم بیشتر بنویسم وبیشتر با تو درد دل کنم اما چه کنم که قلم را یارای این همراهی وزمان را مجال این قلم نیست . تو را به خدا می سپارم .»

خود آزمایی درس بیست وهشتم ( خلاصه نویسی ) صفحه ۱۴۹
۱- الف ) مشورت با خردمندان در واقع شریک شدن در اندیشه ی آن ها ست . یا هرکه درکارهای بزرگ با خردمندان مشورت کند درواقع شریک عقل آن ها می شود .
ب ) زیاد خواندن ، نشان دانشمندی نیست ، بلکه راه وروش صحیح دانستن مهم است . یا دانشمند واقعی کسی نیست که زیاد کتاب خوانده و از همه بیشتر معلومات داشته باشد بلکه کسی است که در تحصیل علم و ادب با شیوه ای درست قدم بردارد و آن را صحیح به کار ببرد .
پ ) خرد سبب هدایت انسان می شود و جاهلان خود را از این نعمت بی بهره ساخته اند ./خرد چراغی راهنما در راه زندگی انسان است ، بی خردان ازاین چراغ بی بهره هستند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 0:0  توسط شریف زادگان  | 

پاسخ خود آزمایی های ادبیات فارسی ۲ دبیرستان

 

پاسخ خود آزمایی های ادبیات فارسی ۲

خودآزمایی درس اول ص۵
۱- ای کریمی که بخشنده ی عطایی وای حکیمی که پوشنده ی خطایی .
-در دل های ما جز تخم محبت مکار وبرتن وجان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار .
– به نام آن خدایی که نام او راحت روح است وپیغام او مفتاح وفتوح است .
– سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است وذکر او مرهم دل مجروح است .
اعمال انسان ، تلمیح دارد به حدیث «الدنیا مزرعه الاخره»
اشاره دارد به ضربت خوردن حضرت علی (ع) وبه شهادت رسیدن ایشان به دست عبدالرحمن بن ملجم مرادی وحضرت علی (ع) به امام حسن (ع) دستور داد که با او مدارا کنند .
بیت هشتم (( نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیّرم چه نامم شه مُلک لافتی را ))
منظور از پیام آشنا در بیت حافظ(( معشوق وخدا )) وآشنا «عاشق وخود حافظ » است . ولی در این شعر که شهریار آن را از حافظ تضمین کرده است منظور از پیام آشنا «حضرت علی(ع) »و آشنا «خود شهریار» می باشد .
الف: هرکاری که با نام خدا آغازنشود ، ابتر است. اشاره دارد به حدیث «کُلُّ امرٍذی بالٍ
لَم یَبدأُ فیه بِبِسمِ الله فَهُوَ ابتر
ب : در درس ناله ی مرغ اسیر ومرغ گرفتارسال اول :
۷-آن کسی راکه دراین ملک سلیمان کردیم
ملت امروزیقین کرد که اواهریمن است
به یکی از داستان های حضرت سلیمان اشاره دارد .
ج )بیسستون برسرراهست مبادازشیرین خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید
( به داستان شیرین و فرهاد اشاره دارد)

الهی یکتای بی همتایی ، قیوم توانایی ، برهمه چیز بینایی، درهمه حال دانایی ، ازعیب مصفایی ،ازشرک مبرایی ،اصل هردوایی ،داروی دلهایی.
الهی ازما هرکه را بینی معیوب بینی ،هر کرداربینی همه با تقصیر بینی ،بااین همه باران رحمت تو باز نایستد و جز گل کرم نروید .
الهی غافلانیم نه کافرانیم ، صمدا به برکت نواختگان حضرت تو وبه برکت گداختگان هیبت تو ،الهی به برکت متحیران جلال تو و به برکت مقهوران قهرتو که ما را به صحرای هدایت آری واز این وحشت آباد(دنیا ) به روضه اقدس رسانی .
(از کتاب مجموعه مناجاتهای خواجه عبدا..انصاری) ص:۲۲، ۲۱، ۷۵

خود آزمایی درس دوم( رستم واشکبوس) ص۱۱
۱-به خاک افکندن :کنایه ازشکست دادن ، کشتن ونابود کردن
۲- الف . تهمتن برآشفت و باتوس گفت که رُهّام را جــام باده ست جفت
ب- کُشانی بدو گفت :با تو سلیـــــح نبینم همی جز فســــوس و مزیح
ج- بدو گفت :خندان که نــام تو چیست تن بی سرت را که خواهد گریست
د – به شهر تو شیــــــرونهنگ وپلنگ سوار اندرآیینه هـــر سه به جنگ
هم اکنون تو را أی نبــــــرده سوار پیاده بیـــــامـوزمــــت کارزار
و- بخندید رستـــــــم به آواز گفــت که بنشین کنـــار گران مایه جفت
سزد گر بداری ســـــــرش در کنار زمانی برآســایی از کــــــارزار

۳- الف: زمینه داستانی : کل ماجرا به صورت داستانی بیان شده است
ب: زمینه فرق عادت : چو بوسید پیکان سر انگشت اوی گذرکردبرمهره ی پشت اوی
ج: زمینه قهرمانی : جنگ ونبرد تن به تن نشانگر زمینه قهرمانی است
د: زمینه ملی : دفاع رستم ازکشوروطن خود بیانگر زمینه ی ملی است

۴-تو مرکز سپاه را با نهایت دقت نگهدار یا تو مرکز سپاه را به نظم وترتیب حفظ کرد یا مقررفرماندهی را منظم کن

۵- پیاده ندیدی که جنگ آورد سرسر کشان زیرسنگ آورد
بدو گفت خندان که نام تو چیست تن بی سرت را که خواهد گریست
به شهرتوشیرونهنگ و پلنگ سواراندر آینه هرسه به جنگ ؟

۶- الف: کمان را به زه کردزواشکبوس تن لرزلرزان ورخ سندروس
به رستم برآنکه ببارید تیر تهمتن براوگفت برخیره خیر
همی رنج داری تن خویش را دو بازی وجان بد اندیش را
ب: تهمتن چنین داد پاسخ بدوی که أی بیهده مرد پرخاش جوی
پیاده ندیدی که جنگ آورد سرسرکشان زیرسنگ آورد
۷- براو راست خم کرراست فروش ازخم چرخ چا چی بخاست ))واج آرایی درصامت (خ چ)
مرا مادرم نام مرگ ترکرد زمانه مراپنگ ترگتو کرد واج آرایی درصامت ((م وت))
۸- به گرزگران دست برد اشکبوس زمین آهنین شد سپهرآبنوس
چو بوسید پیکان سرانگشت اوی گذرکرد برمهره ی پشت اوی
بشد تیزرهام با خودوگیر همی گرد رزم اندرآمد به ابر
بزد بر بروسینه ی اشکبوس سپهرآن زمان دست اوداد بوس

درس سوم ( حمله ی حیدر )
خشمگین شدن نشان دادن خشم شدید
هژبر ژ یان وشیراله وشیرخداوشجاع غضنفرواستعاره از حضرت علی (ع)

۳-چون شاعربه بازآفرینی یک ماجرای تاریخی دست زده است واز حماسه طبیعی شاهنامه فردوسی تقلید کرده است یعنی تنها شکل ظاهر آن را به سمت وسوی حماسه طبیعی سوق داده است وبه همین دلیل (جنبه های ملی واسطوره أی درآن وجود ندارد وبیشتر صحنه های آن ساختگی است واصالت حماسه درآن دیده نمیشود )

۴-نمونه أی از حماسه ی مصنوعی شهنشاه نامه فتحعلی خان / مختارنامه/ ظفرنامه مستوفی / خاوران نامه ی ابن حسام یوسفی که شرح جنگهای حضرت علی ع است / انه اید وپر یل
۵ – ۱۳ بیت ۱۳ اله وا دها چون حروف قافیه مشترک ندارند
سپربر سر آورد شیراله علم کرد شمشیر آن ا دها

۶-مولوی شخصیت والای حضرت علی ع توصیف کرده ونتیجه اخلاقی گرفته است ولی با ذل مشهدی فقط جنبه ی حماسی وشهامت حضرت علی ع را بیان کرده است
× بیان مولوی عارفانه است ولی بیان باذل مشهدی حماسی شعرا یک نظم دینی است
× درشعر مولوی در مورد خود اندا ختن عمرو بر چهره ی مبارک حضرت علی ع است
ولی در شعر بازل مشهدی حسین نیست.
×در شعر مولوی پیوسته عدل وداد حضرت علی ع در مقابل ظلم وستم عمرجلوه گر است
در حالی درشعر با
× شعر مولوی بیشتر جنبه ی تعلیمی در راستای پند وموعظه است ودرتاروپودش با
ایمان مردم پیوند نا گسستنی دارد ولی در شعر باذل
× قالب هر دو مثنوی است

خودآزمایی درس چهارم ( بچه های آسمان ) ص۲۶

چون جایزه نفر سوم علا وه بر نشان مسابقه و جام پیروزی ویک هفته اردوی رامسر – یک جفت کفش ورزشی بود , علی می خواست نفر سوم شود تا کفش را ببرد و آن را به خواهرش بدهد .
آنجا که می نویسد : عده أی از خانواده ها از بچه های خود عکس و فیلم می گیرند وگروهی هم با آب وشیرینی و آب میوه از بچه های خود پذیرایی می کنند .اما علی مات ومبهوت فضاشده است وبا کفش کهنه اش اطراف را تماشا می کند .
به علت قداست وخلوص نیت و ایثار وفداکاری واز خود گذشتگی علی و زهرا بخصوص علی به نوعی آنها را مقدس کرده است که رفتار آنان نوری از انوار ذات الهی است و آسمانی است نه زمینی .
۴و۵ تکلیف دانش آموز است .

خود آزمایی
درس پنجم کباب غاز ص۴۲
۱-از ماست که برماست یعنی سرچشمه بسیاری ازبلاها وبدبختی ها خود انسان است
۲-آنجاکه میزبان به مهمانان اصرار می کند از کباب غاز که شکمش را از آلوی برنمان پرکرده اند بخورند به تصور اینکه هنوز بر سر قرار قبلی خود می باشد واز آن نمی خورد ولی بر خلاف انتظار به محض اینکه میزبان چنین حرفی می زند مصطفی اختیار خود را از دست داده شروع به خوردن کباب غاز می کند وبقیه میهمانان هم به تبع او به جان غاز می افتد ودریک چشم به جان غاز می افتد ودریک چشم به هم زدن همه آن را می خورند .
۳- او از سبک نثر ساده و محاوره أی استفاده کرده است و با آوردن طنز وضرب المثل مختلف و اصطلا حات عامیانه توصیفات جزیی کنایات و.. مطالب انتقادی خود را بیان کرده است

۴-جلو کسی درآمدن : درست ومناسب پذیرایی کردن
سماق مکیدن : بیهوده منتظرماندن
شکم را صابون زدن : به خود امید وعده دادن
چند مرده حلاج بودن : چه اندازه توانایی و کارایی انجام دادن کاری را داشتن / کاری را دور از انتظار انجام داده .

۵-الف: این آدم بی چشم و رو که از امام زاده داود وحضرت عبدالعظیم قدم آن طرف تر نگذاشته بود از سرگذشت های خود در شیکاگر ومنچستر وپاریس وشهرهای دیگری از اروپا وآمریکا چیزها حکایت می کرد و… ص ۳۷

ب: در همان حین بخور بخور که منظره ی فناوزوال غازخدا بیامرز مرا به یاد بی ثباتی فلک بوقلمون وشقاوت مردم دون ومکروفریب جهان پتیاره وو قامت این مصطفای بد قواره انداخته بود..

ج : مانند قحطی زدگان به جان غازافتادند ودریک چشم به هم زدن گوشت واستخوان غازماده مرده مانند گذشت واستخوان شترقربانی درکمرکش حلترم وکتل وگردنه ی یک دوجین شکم وروده مراحل مضغ وبلع وهضم وتحلیل راپیموده یعنی به زبان خودمانی رندان چنان کلکش را کندند که گویی هرگز غازی قدم به عالم وجود ننهاده بود ! .

۶-قرار ومرار ، خرت وپرت تازه، شکوم ندارد ، واثرقید ، غفلتا فزش در رفت درست کیفور شده بودم ، هیچ برو وبرگرد نداشت

۷- روزی زسر سنگ عقابی به هوا خاست اندرطلب طعمه پروبال بیاراست
برراستی بال ونظرکرد وچنین گفت امروز همه روی جهان زیر پرماست .
براوج چوپروازکنم ازنظرتیز می بینم اگر ذره أی اندرتک دریاست
گربرسرخاشاک یکی شیشه بجنبد جنبیدن آن پشه عیان درنظر ماست
منی کرد وزتقدیر نترسید بنگرکه ازاین چرخ جفا پیشه چه برخاست
ناگه زکمینگاه یکی سخت کمانی تیری زقضابر بگشاد برو راست
بربال عقاب آمدآن تیرجگردوز وزابرمرورا به سوی خاک فروکاست
برخاک بیفتاد وبغلتید چوماهی وانگاه پرخویش گشاد ازچپ واز راست
گفتاعجب است این که زچوبی وزآهن این تیزی وتندی وپریدن زکجا خاست
زی تیرنگه کرد وپرخویش برو دید گفتا که نالیم که از ماست که برخاست ناصر خسرو

پیام هردو درس یکی است که گاهی منشا بدبختی هاومشکلات از خود انسان است.

خود آزمایی درس ششم ص ۵۳
۱ – التماس وعجرولابه محمد ولی وقتی که گفت : من پنج بچه دارم و… اودلش

به حال بچه های او سوخت وراضی نمی شد بچه های او مثل فرزند خودش

بی سرپرست شوند .

۲-نویسنده فرانسه با هنرمندی خاص وبه کمک توصیف طبیعت نا آرا م وخشن وغرش بادهای شدید وصدای شیون زن و…اوضاع اجتماعی وسیاسی عصر خود را به تصویر بکشد از جمله :‌ زد وبند زمین داران ودولت مرکزی برای سرکوب حرکت مردم ، خود کامگی استبداد حاکمان زمان خود،فقر وناآگاهی حاکم بر جامعه همدستی اربابان با دولت برای سرکوبی مردمی ، فساد وسیستم حکومتی ونظامی .

۳-الف:می خواست شاهد نداشته باشد زیرا او با ظلم وآدمکشی های خان بزرگ شده است که به اوگفته بود هرگاه گیله مرد خواست فرار کند اورا بکشد
ب:به گمان این که اومحمد ولی است وازمعامله اوباگیله مرد آگاه شده است به همین دلیل گیله مرد رامی کشد
ج:چون اوگیله مرد راشناخت ومی خواست شاهد نداشته باشد زیرا اومی ترسید که بعدها ذوالفقاری گیله مرد ،مسائل را فاش کندودوباره او(محمد ولی ) اسیر شود
۴-اوفضاسازی می کند واین صدا تداعی کننده کشته شدن زن لیگه مرد وظلم وستمهایی دوران ستم شاهی است که به مردم شده است وتمام صداها ، صدای باد ،باران وبیقراری درختان هرکدام نمادی ازظلم دوران (ارباب رعیتی ) است واین فضا سازی نشان دهنده آن است که انگیزه اصلی عصیان گیله مرد ظلم وستمهایی است که بر گیله مرد ومردمان آن عصر رفته است .

۵-محمد ولی نماد مهره حکومتی وانسان زورگور وبی رحم ووابسته ی حکومت ومجری خواسته های حاکمان وبی اختیار که تمام قدرتش اسلحه اش است وبدون آن هیچ است
گیله مرد نماد انسان مردد،ضعیف النفس وناآگاه به مسائل اجتماعی جامعه خود وستم دیده واغفال شده ومزدور که ثمره ی ظلم وشرایط اجتماعی است وسردرد وگرفتاری به این شغل شوم ، تن داده است
مامور دوم نماد انسان مردد ،ضعیف النفس ، ناآگاه به مسائل اجتماعی جامعه خود ،اغفال شده عقید ه أی ومزدوری که ثمره ظلم وشرایط اجتماعی است واز سردرد وگرفتاری به این شغل شوم ،تن داده است.—–
خودآزمایی درس هفتم(سووشون) ص۶۱
پراکنده ونامنظم دروکنید تا مقداری محصول باقی بماند وخوش چین هاهم بهره أی ببرند .
نویسنده بامهارت خاصی مرگ مظلومانه سیاوش به فرمان افراسیاب رابهانه قرار داده است تا از این طریق شهادت مظلومانه آزادیخواهان را به است عناصر ستمگر بیان کند مرگ اوعلاوه بر اینکه جنبه ی ملی دارد،جنبه ی مذهبی پیدا کرده است ویاداور به شهاد ت رسیدن مظلومانه امام حسین وتمام شهدای کربلاست .
خوشه چینی کنایه از گدای
آفتاب تیغ کشید کنایه از خورشید طلوع کرد
رنگ شب پریده کنایه از صبح فرار رسیده است
خودروسخوان کنایه از صبح زود
کفری کردن کنایه از خشمگین وعصبانی کردن
مثل ماری که روی قلبش چنبر زده وخوابیده بود ،سربلند کرده وبه نیش زدن پرداخته است
تکلیف دانش آموزان است
شلخته دروکنید تا چیزی گیرخوشه چین ما بیاید.
خودآزمایی درس هشتم(کلبه عمو تم ،ترامیخوانم) ص۷۳
۱-دادن غذای خودش به دیگران ، شلاق نزدن به همنوعانش وقتی او را عبور
به شلاق زدن کردند ، ازضعفا و نومیدان دلجویی کردن بعد ازهمه آمدن وسهم
را کمتر گرفتن ، پر کردن سبد بیماران وضعیفان مزرعه وخود را به فطر انداختن و…

خشونت وسنگدلی را لازمه ی این کار دانست تابتواند بیشتر وبی رحمانه تر از بردگان کاربکشد زیرا هر وقت انسان را از شخصیت واقعی خودش بگیرند می توانند از اوانسان خشنی درست کنند وچنین انسانی دراختیار ارباب قدرت قرار می گیرد ارباب هم فکرمی کرد عمو قم ازرفتارخشونت آمیزارباب می ترسد ومطابق میل او عمل می کند واز این طریق می تواند از بردگان بیشتروبی رحمانه تر کار بکشد اما برخلاف تصور او عمو قم انسانی مهربان ودلسوز بود وبا اندیشه های ظالمانه ارباب او بسیار فاصله داشت .

وقتی ارباب او را وادار کرد که به زن برده شلاق بزند عمو قم از این کار امتناع کرد . ارباب ضربات شلاق به او زد واز او خواست که به زن برده شلاق بزند واو را تهد ید به کشتن ومرگمی کرد عمو قم به اوگفت : ( هنگامی که جسم را کشتید دیگر کاری از دستتان بر نمی آید وپس ازآن ابدیت درکار است ). یعنی نهایت قدرت تو کشتن جسم من است و با روحم نمی توانی کاری کنی . این جمله به شدت ارباب ستمگر را عصبانی کرد .

آنجا که می گوید (( أی ارباب وقتی جسم مرا می کشید پس از آن ابدیت در کار است .)) تا زنده ام وقت وجسم من دراختیار شماست اما روانم را نمی توانم به وجود فنا پذیری بسپارم . آن را برای خداوند محافظت می کنم ودستورات … را برهمه چیز مقدم می شمارم همه شکنجه های تو راتحمل می کنم چون آنها وسیله أی خواهند بود که هرچه زودتر به دیاری که باید به آنجا بروم ، ردانه شوم وخداوند قادر وتوانا یاور من است . ))

تکلیف دانش آموزان است .

رنج وعذابی که درجامعه جاری است به یقین ریشه آن درگذشته ی تاریک پنهان است وگذشتگان ما مقاومت نکردند .

خودآزمایی درس نهم ( دربیابانهای تبعیدو…) ص۷۷
سرگردانی درکوه وبیابان، وسنگلاخ ، خراب شدن خانه ها وویرانی آبادی ها رها شدن اجساد مردم، در بیابان وطمعه کرکس ها شدن ، بمباران وتهاجم هوایی وزمینی نابودی مزارع ، تیرباران کردن زنان توسط غاصبان اسرائیلی و…
الف : أی خونین چشم وخونین دست / به راستی که شب رفتنی است .
نه اتاق توقیف ماندنی است / ونه حلقه های زنجیر .
ب: مرد ، ولی رم نمرده است / با چشم هایش می جنگد
و دانه های خشکیده خوشه أی / دره ها را از خوشه ها لبریز خواهد کرد .

سروده های صلح وشادی : وحی وپیام الهی پیامبران وکلام خداوندی
چوپانان : پیامبران الهی
نماد صلح وآشتی وامنیت / پرچم کشور فلسطین

۵- نرون مرد ، امارم نمرده است ظلم وستم نابود شدنی است ودرهیچ دورانی پایدار نمی ماند وحق وعدالت همواره باقی خواهد ماند یا ظلم رفتنی است اما سرزمینها باقی است .
یا اسرائیل نابود می شود و فلسطین باقی خواهد ماند .
چشم هایش می جنگد یعنی مردم فلسطین با آگاهی وشناخت با دشمن می جنگد.

خودآزمایی درس دهم ( دخترک بینوا ) ص۸۶
دسته ی سطل را به صدا درآورد / با صدای بلند شمارش می کند که برای او جانشین یک رفیق می شود .
ذوقی است مثل : بالای سرش آسمان ازابرها ی سیاهی شبیه به دودهای متراکم پوشیده بود . به نظرمی رسید که نقاب حزن انگیز برسر این کودک فرو آمده است .
علف های بلند زیر نسیم مثل مار ماهی پیچ وتاب می خورند . درخت های خاردار مانند بازد های طویلی که مسلح به چنگال ومهیای گرفتن شکارباشند به هم می پیچند چند خلنگ خشک که گویی به دست باد رانده می شوند ، شتابان می گذشتند مثل این بود که با وحشت از جلو چیزی که می رسد ، می گریختند و…
کتارا وآب که درسطل حرکت میکرد دایره هایی خود تشکیل می داد که به مارها ی سفید شباهت داشت .
ابرهای آسمان بالای سرش را چون نقاب حزن انگیز ظلمت بر سر خود می دید
شاخه های عظیم به وضع موحش سیخ ایستاده بودند . بوته های خار سوت می زدند علف های بلند زیر نسیم مثل مارماهی پیچ وتاب می خوردند . شاخه های بلند درختان خاردار مثل بازوهای دراز مسلح به چنگال آماده ی گرفتن شکاربودند . علف های خشک جارو درمقابل باد گویی از ترس چیزی در حال فرار هستند . از هر طرف فضا های غم انگیز امتداد داشت و…
* زن نفرت انگیز بادهای هم چون دهان کفتار وچشمانی بر افروخته از غضب * زن تناردیه گفت : دختر برو برای اسب آب ببر . کوزت با صدای ضعیفی گفت خانم آب نداریم . زن تناردیه در کوچه را گشود ، راه را به وی نشان داد و گفت : خیلی خوب ، برو آب بیار وغرغر کنان گفت : اگر این جا آب نیست در چشمه هست … و فریاد زد ا برو !
تکلیف درسی
خودآزمایی درس یازدهم هدیه سال نو ص ۹۴
گیسوان زیبای دلا چون آبشار طلایی می درخشید وشبیه دامنی تا زیر زانویش را پوشانیده بود
زندگی معجون دردآوری است از لبخندهای زودگذر و…
استعاره *- دلا کلاهش رابرداشت واز زیر آن ،طلایی رنگ سرازیر شد
*- فلز گران بها از انعکاس آتش اومی درخشید
چون موی زیبای اورا به بهای بسیار کم ازاوخرید.
چون خرید آن هدایا بیانگر عشق وعلاقه وفداکاری وایثار آنها نسبت به یکدیگر بود.
۴-
۵- عشق وایثار وفداکاری
نا تانائیل ، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جابیابی هر مخلوقی نشان از خداست وهیچ مخلوقی اورا هویدا نمی سازد .
ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا کشف کرد. دریغا که نمی دانیم هم چنان که درانتظار اوبه سر می بریم ،به کدام درگاه نیازآوریم ،سرانجام این طور نیز میگوئیم که اودر همه جاهست ،هر جاونایافتنی است.
هر دوبه زبان هنر یک مطلب رابیان می کنند ومنظور این است که بینش ،دید ، زاویه أی که انسان بر روی طبیعت می گشاید مهم تر ازآن چیزی است که می بینید.
خودآزمایی درس دوازدهم ۱۰۰
می، عیش ومستی ( بعضی قناعت وتلاش باتهذیب نفس) می دانند .
درویش نوازی = بیت ۴ أی صاحب کرامت .مبتکرانه سالامت روزی تفقدی کن درویش بینوارا
حسن خلق : بیت۵ آسایش دوگیتی تفسیر این دوحرف است بادوستان مروت بادشمنان مدارا
اغتنام فرصت : بیت ۳ دهروز مهر گرون افسانه است وافسون
نیکی به جای یاران ، فرصت شماریارا
۳-
۴-تکلیف دانش آموزان است
درمورد آینه ی سکندر فرهنگ معین
حافظ نامه ج ۱ ص ۱۳۴
دایره المعارف فارسی مصاحب، ذیل آیئنه
لغت نامه دهخدا
مکتب حافظ ص۲۱۴-۲۱۶
درمورد دارا تاریخ ایران باستان ، حسن پیرنیا
آخرین شاه ،علی حصوری
ایران ازآنجا تا اسلام رومن کریشمن
فرهنگ معین مترجم دکتر محمد معین
۵- قیامت وبهشت
۶- حدیث روضه نگویم،گل بهشت نبویم جمال حور نجویم ، دوان به سوی توباشم
می بهشت ننوشم زجام ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست بوی توباشم
درس سیزدهم ص ۱۰۵
الف کثرت است یعنی سود فراوان
به روز نیک کسان گفت تا توغم مخوری بسا کسا که به روزتوآرزومنداست
گرت سودای آن باشد کزین سودا برون‌ آیی زهی سودا که خواهی یافت فرداازچنین سودا (سنایی)
نه من سبوکش این دیر رندسوزم وبس بسا سرا که در این آستانه سنگ وسبوست ( حافظ)
خداوند
زیزدان دان نه ازارکان که کوته دیدگی باشد
که خطی کزخرد خیزد توآن را ازبنان بینی
۴-اوج- قعر / سود-زیان/ امروز-فردا/اقبال-ادبار/عرش-فرش/ماه-چاه/و…
۵-ازبلندی به پستی وازعزت به ذلت آمدن
عرش کنایه ازآسمان / فرش کنایه اززمین
۶-سر آلب ارسلان دیدی، زرفعت رفته برگردون
به مروآتاکنون درگل تن الب ارسلان بینی
۷- ۱- هلیدن ۲- هشتن
تنی اصلی
درس چهاردهم( تربیت انسانی وسنت ملی مان ص ۱۰۹
داستان کاوه آهنگروقیام اوعلیه ضحاک
ص۱۰۸ پاراگراف چهارم عبارتند از: احترام به حقوق خود ودیگران
احترام به آزادی خود ودیگران،عدالت خواهی وتنفراز زور،مسئولیت اجتماعی ووظیفه شناسی ،همکاری وزیستن بادیگران درصلح وصفا
چون مردم به دین اسلام روی آوردند ودین اسلام که عدالت اجتماعی رابشارت می داد جایگزین قوانین خشک ونابرابر ساسانی شدوفاصله های طبقاتی تجمل پرستی، فساد ونبود عدالت اجتماعی ،که عامل سقوط دولت ساسانی شد جای خود رابه مساوات ، برادری، برابری وآزادی داد که ازثمرات دین اسلام است.
دانش آموزان وآزادگی ودین ومروت این همه رابنده درم نتوان کرد
زیرا مثنوی درعمق ودرلطافت فکردینی وعدالت خواهی با ذهن انسان قرن بیستم سازگار است.
وحدت، ایثار وازخودگذشتگی، عدالت خواهی،ظلم ستیزی ونفی دیکتاتوری واستبداد شهادت طلبی ،مبارزه آرمانها،تحمل سختیها،خودباوری وبازگشت به خویشتن وتمایل به ارزشهای انسانی ومذهبی و…
درس یازدهم(جلوه های هنر دراصفهان)ص ۱۱۳
اصفهان که همچون شاهزاده افسون شده است.
زیرا زیبایی ورنگارنگی فصل بهار درکاهش نمایان است ولی این نقش ها ثابت وجامه وبی حرکت درعین حال همیشگی وجاوید است
در افسانه های قدیم آمده است که افسون گران معمولا برای نجات کسی روح اورادر شیشه میکرده ودرجای نامعلومی پنهان می کردند تا دشمن براودست نیابد .این تشبیه زیبا به خوبی توانسته است تصویری ازروح معماری ایرانی رانشان دهد که در بنا به کاررفته است . روحی که پس ازسالیان هم خیال زنده وحامل فرهنگی غنی است.ذوالفقاری
به عقیده أی که در افسانه ها آمده که غولها وجادوگران و دیوها روح افراد را دررشته محبوس می کردند ودراین اصفهان به شاهزاده زیبا تشبیه شده است که روح او را درمینای کاشیها حبس کرده اند .
آزادگی ووارستگی ، پای بند ، سرسبزی همیشگی، راست قامتی ورعنایی در اساطیریونان نشان سوگواری واندوه واز دست دادن یار است وچوب آن نشان فنا ناپذیری است
طاووس وسرو
سلاح = سلیح/ رکاب= رکیب/ مزاح=مزیح/ مهماز= مهیز/ کتاب=کتیب/ حساب=حسیب/ حجاب=حجیب/
درس شانزدهم (خسروو…) ص ۱۲۴
کمیتش لنگ بود=کنایه ازناتوان بودن
مثل شاخ شمشاد =کنایه ازراست قامت وتوانا
سپر انداختن =کنایه ازتسلیم شدن وشکست خوردن
باب دندان =کنایه ازمطابق میل ومناسب بودن
۲-محرومیت ازپدر ومادر،دوستی وهمنشینی با افراد تبه کاروبد،ناسالم بودن جامعه عدم استفاده ازتوانایی ها واستعدادهای خدادی ،خودو…
۳-بی توجهی والدین،عدم اعتماد به ارزش های خود ،بی ایمانی ،یاس ونومیدی ،طلاق ،فقر ،بیکاری،بی اعتمادی نسبت به آینده،کمبود های فرهنگی ،ناسالم بودن محیط،کمبودمحبت و…
۴-تکلیف دانش آموزان است.
۵-حکایت
یکی را ازحکما شنیدم که می گفت : هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری درسخن باشد همچنان تمام ناگفته ،سخن آغازکند.
سخن راسرست أی خداوند وبن میاور سخن درمیان سخن
خداوند تدبیر وفرهنگ وهوش نگوید سخن ،تانبیند خموش
ازگلستان سعدی باب چهارم ص۳۲۱
۶–حروف اضافه ایهام دارد ۱- حرف های زائد واضافی یاحرف بی مورد

۲- حروف اضافه دردستور زبان فارسی
سخنرانی موجی ایهام دارد سخرانی رادیویی که ازطریق امواج پخش میشود
سخنرانی به روش موج گرفته ها یا ازسر بیخودی
سخنرانی فردی موجی
۷-اشتر به شعر عرب در حالت است وطرب
گرذوق نیست تورا کژ طبع جانوری
درس هفدهم (داروگ ،باغ بی برگی و…) ص ۱۳۵
۱-فقر ومحرومیت وجامعه أی که درحال ویرانی وفروریختن است.
۲-وجدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد ازخشکیش می ترکد.
چون دل یاران که درهجران یاران
۳-ابر رابه پوستین سرد نمناک تشبیه کرده است (ابر باآن پوستین سردغمناک )
باغ راتنها ،ساکت ،عریان ،باشاخه های به رنگ شعله ی زرین توصیف کرده است.
( باغ بی برگی روز وشب تنهاست /باسکوت پاک وغمناکش /
جامه اش عریانی است/ ور جزانیش جامه أی باید،بافته بس شعله ی زرتارپودش باد.
۴-باغ بی برگی
۵-میوه های سر به گردون سای که درخاک خفته اند منظور بزرگانی که ازبین رفته اند.
۶-تعداد اصحاب پیغمبر (ص) درجنگ بدر وتعداد یاران امام زمان (عج تعالی) درهنگام قیام مساوی است یعنی ۳۱۳ نفر،ازطرفی نام فرمانده ی دوسپاه یعنی پیغمبر (ص) وامام زمان (عج تعالی) هر دومحمد است.
شعر داروک وباغ من ینمایی ودارای وزن وقافیه ودارای آهنگ است.
تکلیف کلاسی است شعر درمورد خزان
تکلیف کلاسی است درمورد انتظار
درس هجدهم (سفر به خیر ،درسایه ساز نخل ولایت ) ص ۱۴۲
گون نماد انسان های اسیر وگرفتار وزندانی
نسیم نماد انسان های آزاد ورها
تکلیف کلاسی است
وجه اشتراک :درهر دوشعر به دنبال آزادی ورهایی خود وسرزمین خود ازقید استبداد هستند ولی زندان واسیر شدن قدرت مبارزه را ازدست داده اند.
درهردوشعر افراد زندانی ازنسیم وسحر درخواست می کنند که پیامشان را به دوستان وآزادیخواهان برسانندوطلب آزادی می کنند
وجه افتراق * سفر به خیر درقالب شعر نونیمایی است ولی شعر ناله مرغ اسیر درغزل است
شعر سفر به خیر به صورت سئوال وجواب اززبان گون ونسیم است .ولی شعر ناله ی مرغ اسیر اززبان خود شاعر است.
۳-پیروزی که درکه دربازار کوفه خانه داشت روزی عرق ریزان کیسه أی آرد بر دوش داشت ودربازار کوفه می رفت حضرت علی (ع) به کمک اوشتافت وکیسه ی آرد رااز اوگرفت وبه خانه ی اوبرد ودرمنزل درکار پختن نان به اوکمک کرد وحضرت علی(ع) کودکان رابر پشت خود سوار می کرد وباآن ها بازی می کردآن بیوه زن که شوهرش دریکی ازجنگ ها از دست داده بود در حین کارکردن ازوضع وروزگار خود شکایت می کرد که علی همسرش رابه جنگ برده کشته شده است . پیرزن که حضرت علی(ع) رانمی شناخت مداوم از حضرت علی(ع) شکایت می کرد در همین حال یکی ازهمسایگان اوکه حضرت علی(ع) رامی شناخت به خانه ی اوآمد وبه پیرزن گفت هیچ میدانی این میهمان کیست ؟ گفت نه؟ اما هرکس است به من خیلی کمک کرده است زن گفت : این حضرت علی(ع) است .زن برای عذر خواهی به نزد حضرت علی(ع) آمد دید حضرت علی(ع) چهره وسینه اش رادرمقابل آتش تندر گرفته است ومی گوید: علی بسوز که درحکومت توکودکان یتیم فراموش شده باشند . بهر حال حضرت علی باآن همه عظمت وبزرگی درکنار تنور قرار می گیرد واسب کودکان می شود.
خدا به معنی صاحب ، مالک . دارنده است .ودرکلمات مرکبی ش کدخدا دهخدا به معنی همین صاحب است . این واژه به معنی پادشاه هم به کار رفته است خدا از ریشه پهلوی خوتای (دیگه دوستت ندارم . ) گرفته شده است
ودر اینجا به معنی همین پادشاه است . سابقه ی تاریخی آن بر می گردد به (( خد یو )) به معنای پادشاه ، خداوند خدا چه بزرگ است و مربوط به مثل ارزمان زردتشت است .
همه ی توصیفاتی که درموردحضرت علی (ع) درشعر آمده زیباست از جمله :
پیش از تو ، هیچ اقیانوسی را نمی شناختم / که عمود بر زمین بایستد
چگونه شمشیری زهر آگین / پیشانی بلند تو – این کتاب خداوند را از هم می گشاید
چگونه می توان به شمشیری ،دریایی را شکافت .
در اخذ که گل بوسه های زخم های تنت رادشت شقایق کرده بود./مگر ازکدام باده ی مهر ، مست بودی / که با تازیانه ی هشتاد زخم ، بر خود زدی ؟و…
۶- باچشمانی که چون توراندیده اند یتیم هستند یا هر چشمی که تو را ندیده است یتیم است با چشمانی که محروم از دیدن توست و با ندیدن توتنها وبی کس ویتیم است .
۷-هنگام که به همراه آفتاب /به خانه یتیمکان بیوه زنی تابیدی /
وصولت حیدری را /دست مایه ی شادی کودکانه شان کردی /
وبرآ ن شانه که پیامبر پای ننهاد /کودکان رانشاندی .
واز آن دهان که هدای شیر شیر می خروشید /کلمات کودکانه تورا دید ./
۸-قالب شعر سپید است — وزن عروضی ندارد— درمقام وصف عظمت حضرت علی(ع) کلامش بی ارزش واعتبار است — درمقابل عظمت آن حضرت کلامش بی ارزش است
۹-چون حضرت علی (ع) قرآن ناطق است وشاعرباز شدن فرق سر آن حضرت رابه دست ابن ملجم ملعون همانند کتابی می داند که باگشایش آن حقایقی راآشکار ساخته است که زمینه ی گسترش اسلام گردید .
ازطرف دیگر پیشانی مباز مغز واندیشه است واندیشه های والای حضرت علی(ع) درحکم کتاب الهی است یاخطوط پیشانی حضرت به خطوط کتابی می ماند که می توان از آن از گذشته وآینده خبر گیرد نظر آقای ذوالفقاری
شعر تلمیمات زیادی دارد ازجمله:
۱- خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران . تلمیح به آیه فتبارک…احسن الخالقین ( سوره مومنون آیه ۱۴)
مور ، چه میداند که بر دیوار ه اهرام میگذرد تلمیح به اهرام ثلاثه ی عصر که از عجایب وشگفتهای جهان است
توآن بلندترین هرمی که فرعون تخیل می توان ساخت.
تلمیح به اهرام مصروفرعون
چگونه این حین که بلند بر زبر ماسواایستاده أی /درکنار تنور پیرزنی جای می گیری تلمیح به داستان پیرزنی که دربازار کوفه می زیست و…
چگونه شمشیری زهر آگینی پیشانی بلند تو-این کتاب خداوند را- ازهم می گشاید تلمیح به ضربت خوردن حضرت علی(ع)
چاه ازآن زمان که تودرآن گریستی جوشان است .
تلمیح به زمانی که حضرت علی(ع) سردرچاه میکرد وبا چاه درددل می کرد ومی گریست
تلمیحات دیگر اشاره به کفشهای پاره ی حضرت ، زخمی شدن حضرت علی(ع)‌درجنگ احد ، فتح خیبر وکشتن مرحب ویتیم نوازی و…
درس نوزدهم (حدیث جوانی ودرکوچه سار شب) ص ۱۴۵
۱-بیت دوم (بایادرنگ وبوی توای نوبهار عشق
هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام
۲- آهو ایهام دارد ۱- آهوی بیابان
۳-عیب
تشخیص
همچون بنفشه سربه بیابان کشیده ام
موی سپید را فلک به رایگان نداد .
ای سروپای بسته به آزادگی مناز
چون خاک درهوای تو ازپای فتاده ام
چون اشک در قفای تو با سر دویده ام
۳ – تکلیف کلابی است
وجه اشتراک : هر دو شعر مضمون واحد دارند آن هم قدر جوانی داشتن ، وقت را غنیمت شمردن ،زود گذر بودن عمر است و….
وجه افتراق : شعر پروین تعلیمی است ولی شعررهی معیری تعلیمی ،غنایی است
شعر پروین در قالب قطعه است ولی شعر رهی معیری درقالب غزل سروده شده است .
۴-بیت آخر (( نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم وسزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند ))
۵-بیهوده انتظار کشیدن زیرا نجات بخشی نیست .
هر دو شعر درقالب غزل سروده شده است
نوع ادبی شعر (( حدیث جوانی )) تعلیمی ، غنایی و شعر (( درکوچه سار شب )) غنایی است.
——————————————————————————خود آزمایی درس (امام شوشتری و…)
بعد از خواندن نماز ، مردم سوالات خود را در نامه أی می نوشتند و به امام جماعت می دادند و او به یک یک سوالات پاسخ مناسب می داد .
۲-توصیف فرو رفتن در آب ص۱۴۸ وص۱۵۰، صید مروارید ، توصیف امام جماعت مسجد ص ۱۴۷، توصیف غذای مدرسه ی امام شوشتری ص ۱۴۷
۳-ایران ،چون مردم ایران به زبان مردم فارس سخن می گفتند فارسی به معنی ایرانی تبدیل شده است .( ذوالفقاری )
×خورشید به تدریج پایین می رود و سایه های ستون ها و هیکل های پاسبانان ، روی خاک این زمین وایران سلطنتی درازتر می شود ص ۱۵۶پاراگراف سوم
× روز در آغوش آسمان زیبا و سبزرنگ بدرود حیات می گوید .درآسمان رشته های باریکی از ابرهای کوچک به شکل عقیق قرمز دیده می شود .صدای اذان چوپانان به گوش می رسد.(ص ۱۵۷ پاراگراف آخر)
تکلیف کلاسی است
وجه اشتراک : هر دو انسان ها را به عبرت گیری از آثار باقی مانده پادشاهان دعوت می کند . کاخ هایی که یاد آور عظمت و بزرگی پادشاهان گذشته بوده ،اکنون به صورت خرابه أی بیرون آمده است و بیانگر آن می باشد که سرنوشت همه انسان ها چه فقیر چه ثروتمند ،چه قوی وچه ضعیف مرگ است .
وجه افتراق:نوشته ی علی پسر سلطان خالدیه نثر عادی است ولی نوشته ی خاقانی به صورت شعردرقالب قصیده است وعلاوه بر پیام عمیق آن دارای بیانی گیراوجذاب است .
————=============================—————-خود آزمایی درس ۲۱ (( خاطرات اعتمادالسلطنه و آن روزها ))ص۱۶۸ ۱
درحکایت (( اگر ممکن بود )) جایی که نویسنده حاضر می شود تمامی دندانهای او بشکند ودرعوض دندان شاه خوب شود .
متملق و چاپلوس بودن درباریان شاه ، رشوه خوا بودن شاه ودرباریان وفساد اقتصادی دربار ، قصر وبد بختی درکل کشور عدم رضایت مردم از وضع دربار ، بی لیاقتی درباریان ، بی توجهی شاه ودرباریان به اوضاع کشور ومردم واداره ی مملکت ، توجه پادشاه ودرباریان به تفریح وخوش گذرانی وراحتی خود و…
خنده برادران ، گریه مادر، غم واندوه ولحن نصیحت گرانه پدر به هنگامی که اوبر خلاف عادت همگان إذا رابا دودست به دهان برد موجب شد که حرکات ورفتار طه حین تغییر کند واز زمان به بعد تصمیم گرفت که تمام کارهایش رادرخلوت وبه دور ازدیگران انجام دهد وازمردم دورمی گزیند تا مورد تمسخر آن قرار نگیرد
ابوالعلا مصری ، چون ابوالعلا هم مثل او نابینا بود وخود را گرفتا ر همان مشکلات می دانست که ابوالعلا به آن ها دچار بوده است .
بسیاری ازدعاها وقرآن راازپدر بزرگ نابینا یش آموخت زیرا اتاق اودرکنار اتاق پدربزرگش بود که درهنگام سحر که بلند می شد وبه خواندن نماز ودعا مشغول میگردید طه حین آنها رامی شنید ویاد می گرفت .
تصنیف خواندنی ومرثیه را ازخواهر ومادرش یادگرفت زیرا زنان مصری درهنگام تنهایی ساکت نمی نشستند ودرهنگام شادی تصنیف وترانه ودرهنگام غم وناراحتی باخود به نوحه گری ومرثیه خوانی می پرداختند وخواهر ومادر اوهم ازاین قاعده مستثنی نبودند واوبسیاری ازمرثیه ها وتصنیف هارا ازآنها فراگرفت .بسیاری ازداستان ها وافسانه ها راازطریق محفلهایی که پدرش با دوستان تشکیل می دادند وبه خواندن آنها می پرداختند از آنها فرار گرفت
خودآزمایی درس بیت ودوم ( شخصی به هزار غم گرفتارم و…) ص ۱۷۵-۱۷۶
بخت واقبال با من یار نیت وازهمان روز اول بخت بد من بود وسرنوشت وتقدیر من چنین بود ازاین روستارگان دشمن من هستند .
جناس: محبوس ومنموس
مراعات نظیر : طالع ، منموس، اختر
منشخص: خونخواربودن اختر
کنایه : خونخواربودن اختر کنایه ازدشمن بودن
۳- تقدیر وسرنوشت وستارگان چون در اکثرابیات خود رابی گناه می داند
بی گناهی ( عدم) اطلاع ازگناهش ، جلای وطن ، ستارگان واختران ونادانی خود به علت گرفتاری خود می داند
۴-گفتم من وطالع نگونسارم
۵-*من نگویم که مراازقفس آزاد کنید قفسم برده به باغی ودلم شاد کنید
*ناله ی مرغ اسیراین همه بهر وطن است مسکن مرغ گرفتارقفس هم چومن است
۶-فاطمه فاطمه است/ آری اینچنین بود برادر/حج/هبوط/زن مسلمان/مسئولیت شیعه بودن/ پدر، مادر،مامتهیم /سر عقل آمدن سرمایه داری/فلسفه نیایش/شهادت /بازگشت به خویشتن بازگشت به کدام خویش ؟ ریشه اقتصادی رنسانس/پیام امید به روشنفکرمسئول و…
۷-او(حضرت علی(ع) ) برخلاف حکیمان دیگر ،برخلاف نوابع واندیشمندان دیگر که اگر نابغه اند مرد کار نیستند واگر مرد کارند ، مرد اندیشه وفهم نیستند واگر هردو هستند ، مرد شمشیر وجهاد نیستند ،واگر هرسه هستند ، مرد پارسایی وپاکدامنی نیستند ،واگر هر چهار هستند ، مرد عشق واحساس ولطافت روح نیستند واگر همه هستند خدا رانمی شناسند وخود رادرایمانشان گم نمی کنند وخودشان هستند ، اومردی است درهمه ابعاد انسانی ، همچون یک کارگر ، همچون من وتو کار می کند ، وبا همان پنجه های که آن سطرهای عظیم خدایی رابر کاغذ می نویسند ، پنجه درخاک فرو می برد.
چاه می کند قنات احداث می کند ودرشوره زار آب بر می آورد.
درست یک کارگر ، امانه درخدمت این وآن ونه درخدمت خویش .دردل قنات ناگهان فریاد می زند بالایم بکشید .وچون به بالای قناتش می آورند سرورویش راگل پوشانده است آب فواره می کشد ودرآن بیابان سوزان پیرامون مدینه نهر جاری می شود .بنی هاشم خوشحال می شوند ، اما اودرهمان حال نفس نگردانده می گوید : (( مژده بروارثان من که ازاین آب یک قطره نصیب اند ))
که برمن وتو وقف کرده است ، برادر.
(آری اینچنین بود برادر ص ۱۳و۱۴)
خود آزمایی درس بیست وسوم (کعبه ی مخفی )ص ۱۸۳
۱-خدا
۲- مخفی ایهام دارد ۱- تخلص شاعر ، مشخص ،تلمیح ،تشبیه ،مراعات نظیر و..
۳- درسخن مخفی شدم مانند بودربرگ گل هرکه خواهد دیدنم گودرسخن بینند مرا
خودآزمایی درس بیست وچهارم ( مسافروریشه ی وپیوند) ص ۱۸۷
سنگر شهید
اشک آلود بودن دستمال دراثر گریه ، منظور ازپولک قطرات اشک است
دستمال او، دستمالی که مهر وتسبیح وانگشتر رادرآن قرار داده بود /دستمالی که با آن زخم بازوی هم سنگرش را می بست/ دستمالی که اشک های چشم شهید راپاک می کرد واشک اورا می پوشاند
پیوند وعلاقه به اقلیم او بی اثر یعنی ایران زیرا خراسان گذشته که مهد بزرگان زیادی بوده اند یادآور گذشته ودیرینگی روابط دوکشور است .
درسینه ام شور وعشق وپیوند زیادی به ایران ،اقلیم ادبی دارد زیراخراسان بزرگ که مهد بزرگان زیاد وخواستگاه وپاسدار شعر وادب بوده است یادآور گذشته ودیرینگی روابط دو کشور است به حال پیوند وعلاقه شاعر به اقلیم ادبی اثریعنی ایران رابیان می کند .
۵-احساس لطیف شاعر وشور حماسی وملی وتاریخی وافتخار به بیشه فرهنگی وعشق اوبه ادبیات ووطن ادبی خود ، ایران امروز وگذشته می باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 23:55  توسط شریف زادگان  | 

پاسخ خود آزمایی های ادبیات فارسی اول دبیرستان

 

پاسخ خود آزمایی های ادبیات اول
درس اول صفحه ی ۶
۱- سزاوار ، خوش گوار- نیستی ، هستی – خواری ، سروری – زیبنده ، درخورنده – گزید ، رسید – بازپسین ، پیشین – بندی ، پندی – راه نماینده ، آگاهاننده – ستوده ، شنوده – کار ، خار .
۲- ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری ، درپای افکننده ی گردن کشان از سروری .
۳- دعا می کند تا دنیا برقرار است بر پیامبر و خاندانش درود باد.
۴- علم ناقص و جزیی ما را به دریای بی پایان علم و معرفت خود متصل کن .
۵- زیرا با گستاخی خود نشان می دهد معرفت حضور در بارگاه خداوندی را ندارد و از بین بردن غرور راکه لازمه بندگی است به جا نیاورده است .

درس دوم – ادبیات حماسی (رزم رستم وسهراب (۱) ) صفحه ی ۱۴
۱- بیت های : چویک ماه شد، همچو یک سال بود برش چون بر رستم زال بود
چوده سال شد زان زمین کس نبود که یارست با وی نبرد آزمود
۲- پسر پدر را بکشد و سپس سهراب نیز به دست فرستادگان مخصوصش کشته شود و به این طریق دشمنان جدی او از بین بروند.
۳- کاووس را از تخت بردارد و پدرش ، رستم را به جای او بنشاند و سپس به توران آمده افراسیاب را نیز از تخت به زیر کشد.
۴- افراسیاب

درس سوم – رزم رستم و سهراب (۲) صفحه ۲۰
۱- سرنوشت : زیرا از دید سازندگان داستان حکم سرنوشت تغییر ناپذیر است ، به گفته ی سهراب : چنین رفت و این بودنی کار بود.
افراسیاب : زیرا با فرستادن دوتن از فرماندهانش (هومان و بارمان ) مانع از شناسایی پدر وپسر شدند .
کاووس : به علت انتقام از رستم نوشدارو نمی فرستد .
رستم : زیرا با وجود اصرار وپافشاری سهراب ، نام خود را نمی گوید .
سهراب : به علت جوانی و خامی با ساده دلی از رستم فریب می خورد وخود را معرفی نمی کند .
۲- تکلیف دانش آموزی
۳- نوش دارو، داروی شفابخشی بود که کاووس آن را در اختیار داشت، بعد از این که رستم پهلوی سهراب را می درد گودرز را نزد کاووس می فرستد و از او نوشدارو طلب می کند اما کاووس از فرستادن دارو خودداری می کند زیرا با خود می گوید اگر سهراب بهبودی یابد پدر و پسر خطری جدی برای ما پیش می آورند – وقتی رستم از زابل فرا خوانده می شود در آمدن درنگ می کند و کاووس از این گستاخی برآشفته می شود و به گیو فرمان می دهد که رستم را بردار کند و رستم با شنیدن این سخنان خشمگین می شود و با پرخاش به او از درگاه بیرون می آید و عاقبت بزرگان با التماس او را برمی گردانند ، لذا کاووس با خود فکر می کند وقتی سهراب بهبودی یابد رستم بدو پشت گرم شده و دیگر بدو وقعی نمی نهد – رستم پس از شنیدن پاسخ منفی کاووس خود برای گرفتن دارو به راه می افتد اما هنوز راهی نرفته بود که خبر می دهند سهراب درگذشته است .

۴- صفحه ی ۱۷-مصراع اول بیت : زدش بر زمین بر به کردار شیر بدانست کاو هم نماند به زیر
ومصراع دوم بیت: چوبشنید رستم ، سرش خیره گشت جهان پیش چشم اندرش تیره گشت
۵- چون اجل ومرگش فرا رسیده بود توانایی ایستادگی در مقابل رستم را نداشت .
۶- صفحه ی ۱۵ : به سهراب گفت ای یل شیر گیر کمند افکن و گرد و شمشیر گیر
دگرگونه تر باشد آییـــــن ما جز این باشـــد آرایش دین ما

وصفحه ۱۵و۱۶ کسی کاو به کشتی نبـــرد آورد سر مهتــــــری زیر گرد آورد
نخستین که پشتش نهد بر زمین نبرد سرش گرچه باشد به کین

صفحه ۱۷ : کنون گرتو درآب ماهی شوی وگرچون شب اندر سیاهی شوی
وگرچون ستاره شوی بر سپهر ببری ز روی زمین پاک مهــــــر
بخواهد هم از توپدر کین من چو بیند که خاک است بالیــن من

وصفحه ی ۱۷: از این نامداران گردن کشــــــــان کسی هم بــرد سوی رستم نشان
که سهراب کشته است و افکنده خوار تورا خواست کردن همی خواستار
ودو بیت پایانی همین صفحه (صفحه ۱۷) نیز موقوف المعانی اند.
۷- در مثنوی هر بیت قافیه ای مستقل دارد و برای سرودن مطالب طولانی و داستان مناسب است در حالی که قافیه درغزل در پایان مصراع اول و مصراع های زوج می آید و معمولاً ابیات غزل بین ((۵ تا۱۵)) است و محتوایی عاطفی دارد.
درس چهارم میر علم دار صفحه ۳۳
۱- ابیات زیر نارسایی قافیه دارد: صفحه ۲۶ بیت یازده چه تقصیر دارند طفلان من / که درپای آب روان جان دهند . صفحه ی ۲۷- بیت دو : مگر کنی به جهان بیعت یزید قبول / دهیم آب به طفلان تو دراین میدان
و بیت چهار = یارب به برادر به چه سان عرض نمایم گویم چه به آن شاه ؟ بود لال زبانم
صفحه ۲۸ بیت ۱(یک ) = برادر جان ، زجا برخیز وآور ذوالجناح امروز / که از بهر جهاد اهل کین گردم سوار امروز
صفحه ۲۹-بیت ده = خدا ناکرده گرما را ز یک دیگر جدا سازند / نه من روی تو را بینم ، نه تو روی مرا دیگر
صفحه ۳۱ بیت ۷و۸ امیر جهان الحذر ، الحذر / زعباس ، شیر ژیان ، الحذر
برس داد لشکر که از دست رفت / سیه شد جهان ، الحذر ، الحذر
و بیت ده : اگر به قطره ی آبی لبش کند سیراب / دگر به جنگ سپه کس نماند از اشرار
۲- صفحه ۳۱ بیت پنج : شمر حضرت عباس و امام حسین (ع) را ((مطلع نورین )) می داند و در همین صفحه عمرسعد در بیت شش ، امام حسین (ع) را ، امام زمان خویش می خواند و دربیت هفت حضرت عباس را شیر ژیان می داند.
۳- ۱- تفاوت در معنای لغوی تعزیه و نمایش است : تعزیه یعنی عزا داری و نمایش یعنی نمایش دادن یا نمود یافتن
کاری است . تعزیه ، گونه ای از نمایش مذهبی است .به ویژه نمایش وقایع کربلاست .
۲- فرم وشکل تعزیه ، برخلاف نمایش فاقد پیچیدگی است و از ساختی سطحی و تک بعدی برخــــوردار اسـت به
گونه ای که اجرای آن را بسیار ساده می سازد و به همین سبب صحنه را به سهولت می توان به وجود آورد یا
تغییر داد .
۳- درتعزیه شخصیت نمایشی وجود ندارد، بلکه شخصیت ها کاملاً شناخته شده هستند . لذا گفت و گوی نمایشی در تعزیه وجود ندارد. درواقع نوعی شبیه خوانی و نقالی است و به دلیل شناخته بودن ، تماشاگران با آنان به راحتی ارتباط برقرار می کنند.
۴- درتعزیه گریم یا اصلاً وجود ندارد یا درحدی بسیار ساده مطرح است .
۵- لباس ها در تعزیه معمولاً در دو رنگ قرمز وسبز است درحالی که در نمایش لباس ها بسیار متنوع است .
۶- زبان و بیان در نمایش تابع عوامل متعدد موجود در نمایش است ، درحالی که در تعزیه بیان ، محاوره ای و عامیانه است .

۴- تکلیف دانش آموزی

درس پنجم – سمک و قطران
۱- سوگند خوردن به نان و نمک مردان و به صحبت جوان مردان – پای بندی به عهد وپیمان و سوگند
۲- شیر آمدی یا روباه ؟
۳- به عنوان ضمانت و پشتوانه ی عهد و پیمان و سوگند .
۴- آتشک
۵- صفحه ۳۸- بند دوم سطر چهارم : توکیستی و از کجا می آیی و به کجا می روی ؟
و بند پایانی سطر اول : او را دل تنگ دیدم . گفتم : ای پهلوان ، چرا دل تنگی ؟
صفحه ی ۳۹ سطر آخر : هردو باهم عهد کردند .
صفحه ی ۴۰ – بند دوم : قطران گفت : ای آتشک ، شیر آمدی یا روباه ؟ سطر بعد : قطران نگاه کرد و سمک را دید.
بند آخر – سطر اول – هردو برخاستند و به خیمه ی قطران آمدند. قطران را دیدند بی هوش افتاده . سمک گفت : ای آتشک او را چگونه ببریم ؟
صفحه ی ۴۲ سطر اول – گفتند : این شخص دیگر کیست ؟ گفت : او برادر من است .
۶- سیاست بود . سمک و قطران دشمن هم بودند و نقشه کشیدن برضد دشمن سیاست است و سمک هیچگاه به قطران قولی نداده بود که بعد با پیمان شکنی به او خیانت کرده باشد.
۷- آتشک عاشق دلارام است و فردی فرصت طلب است که به محض این که متوجه می شود سمک می تواند او را به محبوبش برساند به راحتی به امیر خود خیانت می کند .
۸- فرو بریم : برپا کنیم . قفا زدن : سیلی زدن ، پس گردنی زدن .
۹- می گویند یک مرغابی در آب تصویر (نور) ستاره می دید ، خیال کرد ماهی است . قصد کرد آن را شکار کند ولی چیزی پیدا نکرد. وقتی چند بار امتحان کرد و نتیجه ای نگرفت ، (آن کار را ) رها کرد . روز دیگر هربار در آب ماهی می دید تصور می کرد همان روشنایی روز قبل است و شکار نمی کرد و نتیجه ی این تجربه آن بود که تمام روز گرسنه ماند.
۱۰- گو

درس ششم داستان خیر و شر صفحه ی ۵۰
۱- خیر .
۲- کشاکش همیشگی نیکی و بدی و حاکمیت خوبی ها و این که سرانجام نیکی رستگاری و عاقبت بدی تباهی و نابودی است .
۳- زیرا شر به سبب بدجنسی تصور می کرد که خیر مروارید خود را بعداً پس می گیرد لذا گفت باید چشم هایت را ببخشی که هرگز نتوانی آن را پس بگیری .
۴- هردو داستان کشاکش نیکی و بدی را نشان می دهد و مثل این داستان ، در آن جا نیز هابیل نماد خوبی و قابیل نماد شر و ستمگری است .
۵- گوهر اول : همان لعل و گوهر است که شر آن را از خیر می دزدد و گوهر دوم استعاره از خیر است .
۶- تکلیف دانش آموزی .
۷- داستان ((مرد ونامرد)) که اصل آن از کتاب هزار ویک شب است و آقای مهدی آذر یزدی آن را بازنویسی کرده است و داستان بینوایان رویارویی ژان والژن و ژاور و داستان هابیل و قابیل .
۸- سعی کن تا می توانی در پی کسب علم و دانش باشی زیرا این گوهر گرانقدر در انتظار تو نمی ماند.
آینه ات را جلا ببخش تا نور حق در آن تجلی کند. (آینه استعاره از دل )

درس هفتم طوطی و بقال صفحه ی ۵۴
۱- پیام این دو بیت با پیام درس یکسان است ، هردو به قیاس نابه جا اشاره دارند. مردان حق و انسان های معمولی ظاهری یکسان دارند درحالی که تفاوت آن دو بسیار است . همان طور که تلفظ شیر درنده با شیر خوردنی یکسان است ولی هرکدام ماهیتی جدا دارند.
پس نباید مردان حق رابا سایرین مقایسه کنیم وبامعیارهای خود،آنان رابسنجیم چون در آن صورت به خطا رفته ایم .
۲- دو بیت پایانی در حقیقت نتیجه ی تمثیلی است که مولوی از داستان خود گرفته است : هزاران پدیده ی همانند وجود دارد که تفاوتشان بسیار است ، بسیار آدم های ناپاک و زشت و شیطان صفت وجود دارند که به ظاهر عابد و زاهد جلوه می کنند و مردم فریب ظاهرشان را می خورند پس نباید دیدی سطحی داشت و انسان های وارسته را با آدم های ناپاک قیاس کرد.
۳- زیرا کار طوطی و مرد جولقی هیچ ارتباط و سنخیتی با هم نداشت و قیاسی نابه جا بود.
۴- الف ) قیاس کافران و جادوگران بارگاه فرعون که خود را با حضرت موسی (ع) مقایسه می کردند و می خواستند با او مقابله کنند درحالی که جادوگران با مکر وجادوگری توانستند ریسمان هایی را چون مار به حرکت درآورند ولی عصای موسی با اشاره و قدرت خداوند به اژدهایی تبدیل شد و همه بساط جادوگران را بلعید. گمراهان و غافلان بین معجزه ی پیامبران و سحر ساحران فرقی نمی نهند.
ب) قیاس مسیلمه ی کذاب که خود را با پیامبر برابر دانسته ادعای نبوت کرد درحالی که پیامبر به بالاترین مرحله رسید و در شمار بالاترین انسان ها قرار گرفت و مسیلمه در تاریخ به دلیل کثرت دروغگویی به صفت کذاب شهرت یافت .

درس هشتم (( گل هایی که در نسیم آزادی می شکفد )) صفحه ی ۶۴
۱- انقلاب اسلامی ایران و ایثار و از خود گذشتگی مردم در آن دوران .
۲- هردو یک پیام و مفهوم را می رساند. خون و ایمان دریک سو نماینده ی معنویت و تفنگ و شمشیر در سوی دیگر نشان خشونت ، بیانگر این مسئله است که معنویت ، شهادت و ایمان بر خشونت ، ظلم و استبداد و شمشیر پیروز است جمله ی اول مربوط به انقلاب اسلامی و عبارت دوم تصویر قیام عاشورای حسینی است با این که امام حسین (ع) به شهادت رسیدند اما پیروز حقیقی این میدان ایشان بودند .
۳- با فرا رسیدن آزادی ، هنر و ذوق و استعدادهای مردم شکوفا می شود.
۴- هنرمندان خود را با انقلاب مردم که چون قطاری سریع به جلو می رفت همراه و منطبق کردند.
۵- مردم را راهنمای هنرمندان می داند.

خودآزمایی درس خط خورشید صفحه ی ۶۷
۱- شب : نماد حکومت ظلم و ستم و استبداد ، آسمان : خوبی ها و پاکی ها ، فصل خزان : دوران ستم ، ستاره و شهاب : مبارزان راه آزادی ، هوای مه آلود: فضای شبهه ناک ستم ، پاک کن : مزدوران حکومت نور: امام خوشید : آزادی
۲- قالب نیمایی یا آزاد
۳- گاهی شهابی مشق های شب آسمان را خط می زد . پاک کن هایی از ابر تیره – خط خورشید را پاک می کرد . خون خورشید آتشی در شفق زد.
( ممکن است تصور شود وقتی شهاب نماد مبارزان است دیگر نمی تواند تشخیص باشد . درحالی که وقتی کلمه ای نماد باشد دامنه ی گسترده ای را دربر می گیرد از جمله معنی واقعی خود عبارت نیز می تواند تعبیر شود و لذا می تواند تشخیص محسوب شود.)
۴- امام خمینی با رهبری مردم و انقلاب اسلامی ، سرنوشت وطن را دگرگون ساخت و مسیر تاریخ این سرزمین را متحول نمود.
۵- درشعر (( آب زنیدراه را )) از مولوی :
باغ سلام می کند، سروقیام می کند / سبزه پیاده می رود غنچه سوار می رسد کلمات باغ ، سرو ، سبزه و غنچه مراعات نظیر دارد. و بیت هفت بین کلمات شراب ، خراب و مست و خمار مراعات وجود دارد ودرشعر خط خورشید بین کلمات دفتر ، حرف ، صفحه و در صفحه ی بعد بین مشق شب و خط زدن و پاک کن و بین نور ، خورشید ، آتش ، شفق و شرق مراعات نظیر وجود دارد.

درس نهم دریادلان صف شکن صفحه ی ۷۴
۱- ازحاشیه ی اروندرودوبه دست جوانانی که درحاشیه ی اروندرودگرد آمده اند و آماده ی هجوم به دشمن اند.
۲- در جبهه ها همه ی چیزهای معمولی ، حقیقتی دیگر می یابند و اشیا گویی گنجینه هایی از رازهای شگفت خلقت هستند.
۳- تکلیف دانش آموزی .
۴- بعضی ها وضو می گیرند و بعضی دیگر پیشانی بندهایی را که رویشان نوشته اند ((زایران کربلا)) بر پیشانی می بندند . بعضی دیگر از بچه ها گوشه ی خلوتی یافته اند و گذشته خویش را با وسواس یک قاضی می کاوند.
- بچه های مهندسی آخرین کارهای مانده را راست و ریس می کنند و …
- بچه ها همان بچه های صمیمی وبی تکلف ومتواضعی هستندکه همیشه درمسجدونمازجمعه ومحل کارت می بینی.
- آن روستایی جوانی که گندم وبرنج و خربزه می کاشته ، امشب سربازی است درخدمت ولی امر و … .
۵- از کرخه تا راین ، خط آتش ، بوی پیراهن یوسف – برج مینو ، سجاده ی آتش ، سریال(( لیلی با من است)) که به شکل فیلم سینمایی نیز در آمده است.
۶- صفحه ۷۳= در معرکه ی قلوب مجاهدان خدا ، آرامشی که حاصل ایمان است ، حکومت دارد.
و صفحه ی ۷۲- صف طویل رزمندگان تازه نفس – با آرامش و اطمینانی که حاصل ایمان است- وسعت جبهه ی فتح را به سوی فتوحات آینده طی می کنند.
۷- امروزه به معنی پیشوا و جلودار و رهبر سردسته به کار می رود ، در گذشته ۱- در هیئت های مذهبی به کسی که بین نوحه خواندن یا سینه و زنجیر زدن با صدایی بلند یا حسین ، یا شهید و … می گوید. ۲- در فرهنگ معین آمده است:سردم :۱- محل اجتماع درویشان ،خانقاه۲- اتاقی چوبی که دردهه ی عاشورانزدیک مسجد یا تکیه برپا می کردند و آن را با شمایل ائمه و بزرگان و قالیچه ها و لوازم درویشی می آراستند و شب ها از واردین پذیرایی می کردند و … ۳- (زورخانه) محلی سکو مانند که مشرف بر گود است و مرشد بر آن قرار گیرد و همراه ضرب ، ورزش را رهبری کند .
می توان نتیجه گرفت که سردم دار به کسی گفته می شود که خانقاه دار و یا فردی باشد که مسؤول آماده کردن اتاق چوبی نزدیک مسجد یا تکیه باشد و یا کسی که در زورخانه آن محل را برای مرشد برپا می کرده است و با ظرف سردم که ظرفی برنجی بوده است انعام و پاداش مرشد را جمع آوری می کرده است .
خودآزمایی شعر پاسخ صفحه ی ۷۶
۱- این رسم ایرانی که به هنگام سفر مسافر را از زیر آیینه و قرآن عبور می دهند و مقداری آب نیز پشت سر او می ریزند .
۲- نهاد این مصراع ((مادر)) است . منظور این است که مادرم با آوردن قرآن و آیینه و آب صفا و پاکی و روشنایی معرفت و ایمان را در قلب من وارد می کند.
۳- چراغ نماد ایمان ، استقلال ، آزادی ، فرهنگ ، وطن و خلاصه ی همه ی خوبی ها باشد .
۴- با تمام دل خود می گویم .
۵- آماده شدن برای مبارزه با دشمن .
۶- شعر سنتی دارای وزن و قافیه است و طول مصراع ها با هم برابر است ولی در شعر نو ، تنها شاخه ی نیمایی آن وزن دارد (شاخه های دیگر آن مثل شعر سپیدو انواع دیگر آن وزن عروضی ندارد)
قافیه نیز در شعر نو جایگاه مشخصی ندارد و شاعر هرجا ضرورت شعر ایجاب کند از آن استفاده می کند و طول مصراع ها نیز کوتاه و بلند است و از همه مهم تر این که محتوای اشعار نو بسیار گسترده و متنوع است .

درس دهم هدیه ی نا تمام خودآزمایی صفحه ی ۸۴
۱- پدر نیک با چاره اندیشی و سخنان به موقع خود رابطه ی عاطفی بین مادر و فرزند را تشدید کرد آن جا که نیک به علت تحقیر شدن هدیه اش گریه می کرد سطل را از دست او گرفته مفید بودن آن را ستود و با تمیز کردن آشپزخانه ارزش استفاده از زمین شوی و سطل را نشان داد و با گفتن این که قسمت دیگر از هدیه ی نیک این است که از این به بعد او کف آشپزخانه را خواهد شست هدیه ی نیک را به هدیه ای واقعی و یک کمک مؤثر به مادر بدل کرد و با این تدابیر مادر را از دریافت هدیه اش خوش حال کرد.
۲- زیرا می دانست هدیه ی جو که شانه ای با نگین های کوچک است قطعاً مورد توجه مادر قرار می گیرد و ارزش هدیه ی اورا دوباره پایین می آورد.
۳- تا ارزش هدیه ی برادرش حفظ شود .
۴- جو (راوی داستان )
۵- تکلیف دانش آموزی .
درس یازدهم مسافر صفحه ی ۹۰
۱- آخر دنیا جایی که مرز آفرینش و دنیای خلقت است .
۲- عقل مصلحت اندیش
۳- تیمور لنگ
۴- مصلحان ، بهشتی و رستگارند و ستمگران ، بدفرجام و دوزخی .
۵- با بیت اول : نیرویی به من ده تا قدرت و توان خود را از روی کمال عشق و نهایت محبت ، تسلیم خواسته ها ورضای تو کنم .
بیت دوم : قدرتی به من بخشا تا روح خود را از تعلق به جنبه های ناچیز روزگار بی نیاز کنم و از هرچه رنگ تعلق پذیرد ، آزادش سازم .
۶- ارزشمندی اشک را می رساند زیرا اشک از دل برخاسته و مظهر احساسات و عواطف پاک انسانی است .
اظهار فروتنی می کند (من چیزی نیستم ) می گوید من ابتدا اشک شوق ، سپس اشک دوستی و اکنون اشک اندوهم چون اظهار فروتنی می کند لذا کمال می یابد.
۷- تکلیف دانش آموزی
۸- درشعر سعدی قطره در مقابل عظمت دریا اظهار فروتنی می کند و همین او را به کمال می رساند (به در تبدیل می شود ) و دراین جا نیز اظهار کوچکی قطره را به کمال می رساند.
در هردو تواضع و فروتنی قطره ها را به کمال می رساند.
۹- تکلیف دانش آموزی

خودآزمایی درس دوازدهم از کعبه گشاده گردد این در صفحه ی ۹۶
۱- حتی اگر خود بمیرد محبوبش (عشقش ) پایدار بماند و عاشق تر شود و خداوند از عمر او بکاهد و به عمر لیلی بیفزاید .
۲- بیت ۲۱- از عمر من آن چه هست بر جای بستان و به عمر لیلی افزای
و بیت ۱۹ – کــــز عشق به غایتی رسانـــــم کاو ماند اگر چه من نمانــم
۳- زبان نرم و لطیف و بیانگر احساسات و عواطف و آرزوهای انسانی .
۴- چون رایت عشق آن جهانگیر شد چون مه لیلی آسمان گیر
رایت عشق ، مه لیلی وجه : زیبایی
مشبه به مشبه مشبه به مشبه
رایت عشق مثل مه لیلی آسمان گیر شد
مشبه ادات مشبه به وجه شبه
فرزند عزیز را به صد جهد / بنشاند چو ماه در یکی مهد
مشبه ادات مشبه به
خودآزمایی درس سیزدهم در امواج سند صفحه ی ۱۰۲
۱- بیانگر زوال حکومت خوارزمشاهی . ( وقتی شاعر یا نویسنده با بیان کلماتی در آغاز نوشته ی خود فضای کلی آن را مشخص می کند به آن فضا سازی یا براعت استهلال می گویند )
۲- آتش های ترک : آتش افروزیهای مغولان ، خون تازیک : خون ایرانیان
۳- خون آلودگی ایران کهن و زوال حکومت خود را دید .
۴- در بیت ۱۰- درآن دریای خون در قرص خورشید / غروب آفتاب خویشتن دید : منظور آسمان خون رنگ غروب است .
در بیت ۱۴- درآن دریای خون در دشت تاریک / به دنبال سر چنگیز می گشت : منظور خون سربازان کشته شده (خون کشتگان ) که در دشت نبرد چون دریایی به راه افتاده بود.
۵- موج : به کوه گران (بیت هجده ) و به سیماب (بیت بیست و دو )
رود: به سد روان (بیت بیست ) ، اژدهای زندگی خوار (بیت سی و دو) و دریای بی پایاب (بیت سی و هفت )
۶- با بیانی حماسی آن را خروشان ، ژرف ، بی پهنا ، کف آلود مانند سدی روان و اژدهایی زندگی خوار و چون دریایی بی پایاب وصف می کند .
۷- از بیم بدنامی وبرای این که بتواند بدون دغدغه بجنگد ودرصورت لزوم بتواند برای تجدید قوا فرار کند.
۸- عبور از دریایی عمیق بعد از پشت سر گذاشتن جنگی سخت .
۹- حکومت وزندگی خود را از دست رفته می دید. از درد غرق شدن کودکان مانند موی خود به پیچ وتاب و پریشانی افتادند.
۱۰- چون به پاس هر وجب از خاک این سرزمین سرها و افسرهای بسیار فدا شده است ، پس باید قدر وطن را دانست و آن را کوچک و خوار نشمرد.
۱۱- نمونه ها بسیار است ، جانبازی رزمندگان در رها سازی خرمشهر و … ( تکلیف دانش آموزی )
۱۲-چهارپاره، ازچند بند هم وزن تشکیل شده است و هر بند شامل چهار مصراع که مصراع های زوج آن هم قافیه اند و پس از مشروطه در ایران ابداع شده است و شامل موضوعات غنایی و اجتماعی است .
ولی مثنوی : ابیاتی به هم پیوسته و طولانی است که هر بیت قافیه ای مستقل دارد و از دیر باز در ادبیات ما رواج داشته است و موضوعات بسیار متنوعی دارد .
نمونه های مثنوی : تکلیف دانش آموزی
خودآزمایی درس چهاردهم صفحه ی ۱۰۶
۱- مردم بی هنر
۲- مغیلان مخفف ام + غیلان (غولان ) = مادر غولان . مغیلان یا خار شتر درختچه ای است که در صحرا می روید، چون باد در لای بوته ی مغیلان صدای هوهویی تولید می کرد قدما فکر می کردند که این درختچه ماوای غولان است و غول در زیر آن ، بچه گذاشته و صدای زوزه باد صدای بچه های غول است . به همین دلیل مسافران از نزدیک شدن به این درختچه ها بخصوص در شب واهمه داشتند .
۳- از اصالت موروثی به گوهر اصل و از اصالت اکتسابی به گوهر تن و گوهر هنر نام برده شده است .
۴- خرد و دانش .
۵- ۱- زبان سرخ سر سبز را بر باد می دهد . ۲- تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
۳- زبان آید زیان آید ۴- زبان پاسبان سراست
۵- زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم / به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
۶- زبان بسته باید گشاده دودست / زبان بسته بهتر که گویا به شر ۷- زبان ترجمان دل است
۸- زبان ، بسیار سر برباد داده است ۹- زبان ، سر را عدوی خانه زاد است (وحشی)
۱۰- زبان بند کردن به صد قید و بند – بسی به زگفتار ناسودمند (امیرخسرو)
۱۱- زبان چرب گویا و دل پر دروغ بر مرد دانا نگیرد فروغ (فردوسی)
۱۲- زبان چیره گردد چوشد دست چیر
۱۳- زبان خلق تازیانه ی خداست
۱۴- زبان خوش مار را از سوراخ بیرون آورد .
۱۵- زبان در دهان ای خردمند چیست – کلید در گنج صاحب هنر
۱۶- چو دربسته باشد چه داند کسی – که گوهر فروش است یا پیله ور (سعدی)
۱۷- زبان دردهان کسی گذاشتن
۱۸- زبان را بپای از بد اندیش و دوست – که نزدیک تر دشمن سزت اوست (سعدی)
۱۹- در فتنه بستن دهان بستن است ( امیر خسرو )
۲۰- اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند بهتر که سخن گویی و خاموشت کنند (منسوب به سقراط)
۲۱- زبان گوشت است به هر طرف بگردانی ، می گردد . ۲۲- زبانم مو در آورد .
۲۳- زبان مرغان مرغان دانند ۲۴- زبانش با سرش بازی می کند .
۲۵- زبان و گوش دادت کلک نقاش که گاهی گوش شو گاهی زبان باش (وحشی ) (از امثال و حکم دهخدا)

۶- آدمی بردیگر جانوران به ده درجه که در تن اوست بر حیوان برتری یافت : پنج درجه ی درونی و پنج درجه ی بیرونی که پنج درجه درونی عبارتند از : اندیشه ، به خاطر سپردن ، تخیل و تشخیص و سخن گفتن و پنج درجه بیرونی : قوه ی شنوایی ، بینایی ، بویایی ، لامسه و چشایی و از این قوه ها و نیروها آن چه جانوران دیگر دارند به پای نیروهای آدمی نمی رسد.
۷- با بند اول درس ارتباط دارد.
۸- وقتی این را دانستی ، زبان را به خوبی و هنر آموختن عادت بده و زبان را جز به خوب گفتن عادت مده زیرا زبان تو دایم همان چیزی را می گوید که تو آن را بدان وادار کرده باشی زیرا گفته اند : هرکس زبان او خوش تر باشد ، طرف داران او بیشتر خواهند بود و با داشتن همه ی هنرها ، تلاش کن سخن را در جای خود بگویی زیرا سخن بیجا حتی اگر خوب باشد ، زشت به نظر می رسد و از سخن بی فایده دوری کن زیرا سخن بی فایده تماماً زیانکاری است و سخنی که از آن بوی دروغ بیاید و بوی هنر از آن به مشام نرسد ، نگفتنش بهتر است .
پنج مورد از تفاوت ها : ۱- زفان = زبان ۲- تو او را برآن داشته باشی : تو آن را بدان وادار کرده باشی
۳- سخن به جایگاه : سخن به موقع و بجا
۴- سخن نه بر جایگاه : سخن بیجا و بی موقع
۵- دوری گزین : دوری کن ۶- زشت نماید : زشت به نظر می رسد و …
۹- اصالت اکتسابی که انسان با عقل و خرد خود، آن را کسب می کند .

خودآزمایی درس کدام قبله صفحه ی ۱۰۷
۱- روی برخاک مالیدن و تعظیم کردن در برابر شاه .
۲- طمع
۳- انسان از نفس شهوت پرست اطاعت نکند.
۴- معنی ای رسول ) آیا دیدی آن کسی که هوای نفسش را خدای خود قرار داده است ؟ با بیت پایانی تناسب معنایی دارد.
خودآزمایی درس متاع جوانی صفحه ی ۱۰۹
۱- مرغ زیبا ، متاع ، گنج
۲- زیرا می گوید معنی آن را فقط به هنگام پیری خواهد دانست پس سؤال کردن اکنون بی فایده است. اگرمی تواند اکنون قدر جوانی را بداند زیرا جوانی دیری نخواهد پایید .
۳- قطعه . زیرا چند بیت هم وزن است که مصراع های زوج آن هم قافیه است و وحدت موضوع دارد .
۴- پیام شعر این است که : انسان در جوانی مغرور نیرو و توان خود است وقتی پیر شد متوجه می شود که پیری ، قدرتمندان را نیز ناتوان می کند و پروین نیز همین مفهوم را درشعر خود بیان کرده است و البته پروین می خواهد قدر جوانی را بدانیم زیرا زود می گذرد و چنین نتیجه گیری ای در قطعه ی احمد مشکان طبسی نیامده است .
قطعه طبسی دو بیت است ولی ابیات قطعه ی پروین بیشتر است و در قالب مناظره نیز سروده شده است .

خودآزمایی درس پانزدهم صفحه ی ۱۱۸
۱- لباس را برای مصونیت و به عنوان حریمی قابل اطمینان در مقابل نگاه های پلید می پوشد .
۲- یعنی لباس نباید مثل پوست انسان را عریان و برهنه نشان دهد بلکه به عنوان خانه ای بایدحریم امن او در مقابل نامحرمان باشد و به او آرامش و امنیت ببخشد .
۳- فرهنگ و شخصیت و اعتقاد و ارزش های اعتقادی هرفرد در لباس پوشیدن او هویدا می شود.
۴- پوچی و دروغین بودن بخش هایی از تمدن غرب . (فرهنگ برهنگی غرب )
۵- برخی معتقدند حجاب محدودیتی برای فعالیت های اجتماعی است درحالی که چنین نیست . پوشش و حجاب به انسان آرامش و مصونیت می بخشد و باعث می شود به جای آراستن ظواهر با آسودگی به فعالیت بپردازد و به جای این که به زن و مرد بودن خود بیندیشدبه انسان بودن خود فکر کند و به عنوان قطره ای به دریای جامعه بپیوندد .
۶- فعالیت دانش آموزی به منابع زیر می توان مراجعه کرد:
۱- الجزایر مردان مجاهد از حسن صدر ۲- الجزایر و مسئله ی حجاب از فرانتس فانون
۳- زنده بادآزادی از علی وافی

خودآزمایی درس شانزدهم صفحه ی ۱۲۳
۱- در عهد پیغمبر مسجد جایی بود که مسلمانان آن جا جمع می شدند و پیامبر در همان جا کارهای امت را حل و فصل می کردند. در دوره های بعد اهل حدیث حلقه های خود را در آن جا بر پا می کردند و صوفیه برای اعتکاف در مسجد خلوت می گزیدند و حوزه هایی برای مقابله و تلاوت و تعلیم تجوید و قرائت قرآن در آن جا تشکیل می شد.
۲- ناشی از تنوع و اختلاف نژاد اقوامی که سرزمین آن ها به وسیله ی مسلمانان فتح می شد.
۳- زیرا تمام تصوری که از زیبایی در ذهن معماران و هنرمندان بوده است در مسجد مجال بروز یافته است . هنرهای مختلفی از قبیل : معماری در توازن اجزا‌ ، نقاشی در نقوش و الوان کاشی ها ، خوش نویسی در الواح و کتیبه ها ، شعر در موعظه ها ، موسیقی در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ و صنایع دستی برای تکمیل و تزیین این مجموعه ی الهی به میدان آمده اند .
۴- جلوه های گوناگون فرهنگ و هنر اسلامی در طی قرن های دراز در بنای مسجد مجال بروز یافته است پس یک مورخ می تواند با مطالعه در مساجد ، تصویر روشنی از تمدن و تاریخ اقوام مسلمان عالم را پیش چشم خود مجسم کند .
۵- احیای هنرهای قدیم برای ترمیم واصلاح آن چه ازاین ابنیه ی خدایی فرسوده شده است وتعیمرهرچه از آن جمله در حال ویرانی است .
۶- که مردم مساجد را خالی نگذارند و درمساجد شرکت داشته باشند .
۷- بر اساس شماره ی حروف ابجد عدل مظفر : ع = ۷۰ ، د = ۴ ، ل = ۳۰ ، م = ۴۰ ظ = ۹۰۰ ، ف = ۸۰ ، ر = ۲۰۰ این اعداد را جمع می کنیم :
۱۳۲۴ = ۲۰۰ + ۸۰ + ۹۰۰ + ۴۰ + ۳۰ + ۴ + ۷۰
سال ۱۳۲۴ هـ .ق به دست می آید که سال تأسیس مجلس شورای ملی سابق بوده است .

خودآزمایی درس هفدهم کلاس نقاشی صفح ی ۱۲۷
۱- اسلیمی : از طرح های اساسی و قراردادی هنرهای تزئینی ایرانی مرکب از پیچ و خم های متعدد که انواع مختلف آن با شباهت به عناصر طبیعت مشخص می گردد .(معین)
شکل تغییر یافته ی کلمه ی اسلامی .

۲- گرته برداری (گرده برداری ): با خاکه ی زغال و غیر آن ، تصویر چیزی را طراحی کردن (معین)
۳- بی رنگ : نمونه و طرحی که نقاش به صورت کم رنگ یا نقطه چین بر کاغذ می آورد و سپس آن را کامل رنگ آمیزی می کند ، طرح اولیه
۴- روزگاری : از روی طرحی نقاشی کردن ۵- نقطه چینی : خط یا سطحی را به وسیله ی نقطه های متعدد پرکردن .
صورتگری : نقاشی
۲- در دو بند اول درس که جملاتی شعر گونه به دنبال هم آورده است و همچنین در صفحه ی ۱۲۶ پاراگراف دوم دست معلم ازوقب حیوان روان شد ، فرود آمد … به طور کلی نحوه بیان ادبی درکل متن ذوق شاعری نویسنده را به ما گوشزد می کند.
۳- ۱- ایجاز و کوتاهی جملات ۲- استفاده از کلمات هماهنگ و متناسب ۳- پرهیز از تکرار .
۴- مسلمانان معتقد بودند خداوند خالق انسان و طبیعت است و شبیه سازی از روی انسان در اسلام شرک به شمار می آمده است و اگر کسی انسانی را به تصویر می کشید ، می گفتند در آخرت باید درآن روح بدمد و مورد بازخواست قرار گیرد و کشیدن چهره ی انسان را نوعی شرک می دانستند و به خصوص در مسجد آن را حرام می دانستند و تاکنون نیز این عقیده وجود دارد که نصب عکس در مسجد کراهت دارد.
۵- حرفی به کارش بود (کنایه از مشکل داشت ) ، دستی نازک داشت (ظریف می کشید) ، صورتک به رو نداشت (تظاهر نمی کرد) و … .
۶- سادگی و صمیمیت درآن حاکم بود، دل خواه و روان بود . خشک نبود و خندیدن در آن روا بود.
۷- برآمدگی پشت و سم ها ی اسب ، شتابان خط هایی در هم کشید و علفزاری ساخت و حیوان را تا ساق پا در علف نشاند .

خودآزمایی درس هجدهم – مشروطه ی خالی صفحه ی ۱۳۵
۱- یکی از راه های طنز استفاده از مسائل عادی زندگی و ارتباط دادن آن با مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی است و دهخدا با استفاده از مشاجره پدر ومادر خود می خواهد کلاهبرداری و دروغگویی وکلا را در زمان خود بیان کند.
۲- بسته شدن عقد دختر عمو ، پسرعمو در آسمان ، سی وسه بندم به تکان افتاد . (در پزشکی قدیم معتقد بودند که استخوان های بدن آدم با سی وسه بند به هم متصل شده است )
۳- بی سواد ، زیرا تفاوت عقد نامه و وکالت نامه را متوجه نمی شود .
۴- نویسنده خود نیز با دختر عمویش نامزد بوده و می دانسته که جدا کردن نامزد از نامزد چه ظلم عظیمی است .
۵- برای اعتراض به دخالتهای روسیه در امور داخلی ایران و اعتراض به محمد علی شاه عده ای از مبارزان مشروطه در سفارت انگلیس و عده ای در شاه عبدالعظیم دست به تحصن زدند.
۶- زیرا می داند مردم از وکیل خیر نخواهند دید همان طور که مادرش خیر ندیده بود .
۷- ننه ، جاپن ، پتل پورت .
۸- تکلیف دانش آموزی .
خودآزمایی درس نوزدهم – حاکم و فراشان صفحه ی ۱۴۰
۱- یعنی آن وقت سروکارت با فراشان خواهد بود که با چوب دستی های خود حساب تو را می رسند و تو را کتک می زنند .
۲- نظام عریض و طویل تشریفاتی دربار در اواخر قرن سیزدهم هجری .
۳- توجهی نشان نداد ، اعتنایی نکرد ، خود را به نفهمیدن زد . امروزه ضرب المثل (( خودرا به کوچه علی چپ زد .)) را نیز درهمین معنا به کار می بریم .
۴- حکیم باشی ، آشپز باشی ، حاکم باشی ، قزاق باشی ، تفنگدار باشی و …
۵- سطرچهار : درپیشاپیش آنان یک نفر سرخ پوش دیوچهر و درپشت سرآن ، ده بیست نفر سوار با تیپ می آیند.
سطر پنجم : به ما گفت راست ایستاده هنگام عبور آن ، کرنش و تعظیم نمایید .
ودرسطر هفتم : آن هم ابداً به روی بزرگوار خود نیاورده .

خودآزمایی غزل مرغ گرفتار صفحه ی ۱۴۲
۱- بیت هشتم – گر شد از جو شما خانه ی موری ویران خانه ی خویش محال است که آباد کنید
۲- بیت سوم بین گل ، لاله ، شمشاد و مرغ بیت ششم : بیستون ، شیرین و فرهاد
۳- آزادی
۴- از اشاره و تلمیح به این داستان می خواهد بگوید سختی های بسیار بر سرراه آزادی و آزادی خواهان قرار دارد ، مبادا با گفتن و بزرگ کردن این مشکلات ، آزادی خواهان را نا امید و مأیوس کنید .
اشارات و معنی بیت: (کوه بیستون : مشکلات و موانع راه مبارزه شیرین : آزادی فرهاد : آزادی خواهان
مشکلات بر سرراه آزادی قرار دارد مبادا با خبرهای ناگوار ازآزادی ، مبارزان را غمگین و مأیوس سازید .)
۵- مسائل اجتماعی از قبیل آزادی ، وطن ، بیزاری از ظلم و …
خودآزمایی درس بیستم – سفر به بصره صفحه ی ۱۴۸
۱- می خواستم بروم ، سوار شو (سوار اسب شو) ، وارد شویم
۲- به دو دلیل ۱- فقر وبینوایی ۲- تا وزیر بداند که ناصر خسرو درفضل و دانایی مرتبه ی بالایی دارد و وقتی بر نوشته ی او آگاهی می یابد بداند که چه شخصیتی دارد و درچه مرتبه و موقعیت علمی ای قرار گرفته است تا وقتی نزد وزیر حاضر می شود شرمنده نشود .
۳- گهی زین به پشت : چون به بصره رسیدیم ، از برهنگی و عاجزی به دیوانگان مانند بودیم .
گهی پشت زین : بعد از آن که حال دنیاوی ما نیک شده بود و هریک لباسی پوشیدیم .
این هردو حال در مدت بیست روز بود .
۴- در پایان نتیجه می گیرد: من این فصل را آوردم تا مردم بدانند که به شدتی که از روزگار پیش آید نباید نالید و از فضل و رحمت کردگار ناامید نباید شد که او رحیم است .
۵- خورجین بی مقدار و بی ارزش . در مکی ، دمکی .

خودآزمایی پرستو درقاف صفحه ی ۱۵۲
۱- زیرا خود را به پرستویی تشبیه کرده که برای یافتن خدا به اوج قاف (مدینه و بقیع ) پر کشیده است مثل سفر پرندگان در منطق الطیر عطار که برای رسیدن به سیمرغ (خدا) به سوی قاف پرواز کردند .
۲- حدیثی است که درموسم حج شانزده هزارفرشته ازآسمان به زمین می آیند ، با توجه به این حدیث پس می توان عطر بال فرشتگان را حس کرد و علاوه بر این مدینه محل نزول وحی بوده است و عطر بال جبرئیل ، فرشته ی حامل وحی را هنوز هم می توان با مشام جان بویید .
۳- بوی مدینه می آید – شهری سپید پوش – دوست دارم مدینه را بغل کنم .
۴- درآن زمان باران می باریده است و بوی خوش خاک مدینه از باریدن نم نم باران برخاسته بوده است .
۵- امام سجاد(ع) بعد از شهادت شهیدان کربلا هرگز در سایه نیاسود و بعد از وفاتش نیز برفراز مزارش گنبدی برپا نشد (گنبد ساخته شد ولی آن را خراب کردند ) اکنون نیز مزارش گنبدی ندارد تا او را از آفتاب و تابش داغ آن مصون بدارد ، گویی که پیمان امام تاکنون هم باقی است .
۶- یعنی آن همه عظمت بقیع وشرح دردها را که مانند دریایی است در سفر نامه ی خود که مانند کوزه ای است . بریزم و بیان کنم ، ولی نمی توانم .
گر بریزی بحر را در کوزه ای چند گنجد قسمت یک روزه ای
۷- زبان درس(( پرستو در قاف)) ساده ، روان و البته مقداری ادبی است .
در((سفر به بصره)) نشانه هایی از کهنگی زبان ، کلمات قدیمی ، فعل های پیشوندی وساخت های کهن دستوری دیده می شود و البته نثر ساده ی حدود هزار سال پیش است .
خودآزمایی درس بیست و یکم زندگی من صفحه ی ۱۵۸
۱- لامسه
۲- به علت مشکلات گاهی شکست می خوردم ولی هیچ گاه نا امید نمی شدم و دوباره پیش می رفتم .
۳- کتاب را نور خورشید و ادبیات را بهشت خود دانسته است .
۴- رابرت بریل مبدع خط بریل ، رودکی ، دکتر طه حسین ، ابولعلای معری ، ادیب نیشابوری
۵- تکلیف دانش آموزی .

خودآزمایی درس بیست و دوم پیرمرد چشم ما بود صفحه ی ۱۶۴
۱- تکلیف دانش آموزی
۲- محله ی شمیران در تهران .
۳- چون نیما در بند خانه نبود و وظیفه اش را به عنوان پدر وشوهر خوب ادا نمی کرد.
۴- خیر ، آل احمد می گوید : (پیرمرد تا آخر عمر یک دهاتی غرب زده در جنجال شهر باقی ماند . یک دهاتی به اعجاب آمده و ترسیده و انگشت به دهان ) یا ( با ادب شهر نشینی اخت نشده بود. پس از این همه سال که درشهر به سربرده بود ، هنوز دماغش هوای کوه را داشت )
۵- از رفت و آمدهای بسیار جوانان به خصوص در چنان وضع بد اقتصادی .
۶- درشعرهایش .
۷- نیمامانند مروارید، شخص نادروارزشمندی بودکه در زمانه ی حقیر و درمیان مردمی که او را درک نمی کردند زندگی می کرد وتا سال ها کسی حرف و شیوه اش را نمی شناخت .
۸- بند دوم صفحه ۱۵۹ – تا اواخر سال ۲۶ یکی دوبار به خانه اش رفتم – خانه اش کوچه ی پاریس بود . شاعر از یوش گریخته و درکوچه پاریس ! عالیه خانم رونشان نمی داد و پسرشان که کودکی بود ، دنبال گربه می دوید و سروصدا می کرد.
صفحه ۱۶۲ بند دوم : شبی که آن اتفاق افتاد ما با صدای در از خواب پریدیم اول گمان کردم میراب است خواب که از چشمم پرید و از گوشم ، تازه فهمیدم که در زدن میراب نیست و شستم خبردار شد …
درتمام درس جملات کوتاه به کار رفته است .

خودآزمایی درس بیست و سوم نمونه هایی از اشعار اقبال لاهوری صفحه ی ۱۶۹
۱- انسان (خود شاعر) در بی همزبانی و تنهایی و بی همدردی
۲- کسی که خار(مشکلات ) می بیندولی ازچمن می گوید(زیبایی ها را می بیند ) و بادیدی مثبت به امور نگاه می کند .
۳- در بیت اول قطعه ی سروری :
خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت
۴- زندگی بایدحرکت و تکاپو داشته باشد زیرا زندگی راکد چیزی جز نیستی نیست .
خودآزمایی شعر لاله ی آزاد صفحه ی ۱۷۲
۱- آبم نم باران است ، فارغ ز لب جویم تنگ است محیط آن جا در باغ نمی رویم (نفی آسایش جویی زیرا اگر به دنبال آسایش بود در باغ می رویید . )
من لاله ی آزادم خود رویم و خود بویم در دشت مکان دارم ، هم فطرت آهویم (نفی دست پرورد بودن
زیرا آزاد هستم ونیاز به باغبان وپرورش دهنده ندارم . )
۲- بند سوم : هر صبح نسیم آید ، بر قصد طواف من
۳- می گویند : صحرای ختن به دلیل روییدن زعفران و گیاهان خوشبو، معطر و خوشبو است و آهویی که در این صحرا می چرد چون از این گیاهان می خورد خون در نافه اش به مشک بدل می شود .
۴- بند دوم : بر ساقه ی خود ثابت ، فارغ ز مدد کارم من لاله ی آزادم ، خود رویم و خود بویم
بر فطرت خود نازم ، وارسته ضمیرم من آزاده برون آیم ، آزاده بمیرم من
۵- داستان لیلی و مجنون – درس دوازدهم : از کعبه گشاده گردد این در
۶- بر فطرت خود نازم وارسته ضمیرم من آزاده برون آیم آزاده بمیرم من به فطرت آزاده ی خود افتخار می کنم زیرا از همه وابستگی ها رهیده ام ، من آزاده متولد می شوم و بی هیچ وابستگی می میرم .

خودآزمایی درس بیست و چهارم تا هست عالمی ، تا هست آدمی صفحه ی ۱۷۷
۱- لاله ی دامان کوهسار، سبزه ی بهار ، صوت بلبل ، آبشار ، خاک کشور ، ذوق کودکی ، پند مادر ، بار شکر ، بنفشه ، نازبوی ، آب جو
۲- لفظی که پیش هر سخنش مرا به سجود می آورد . مقصود این است که لفظی بسیار ارزشمند است و به دلیل عظمت و ارزشش مرا به تعظیم در مقابل خود وا می دارد.
۳- تأکید و جای گزینی بیشتر در ذهن خواننده .
۴- شاعر : صفیه ی گل رخسار – لایق شیر علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 23:53  توسط شریف زادگان  | 

روش نگارش و تنظيم طرح درس روزانه به همراه نمونه طرح درس زبان فارسی

طرح درس روزانه

 

 

        طرح درس روزانه شامل پيش بيني مجموعه فعاليت هايي است که معلم از پيش براي رسيدن به يک يا چند هدف آموزشي در يک جلسه تدريس، تدارک مي بيند. طرح درس جلسات آموزشي سبب مي شود که معلم فعاليت هاي آموزشي را به ترتيب و يکي بعد از ديگري در مراحل و زمانهاي مشخص و به شيوه اي منطقي اجرا کند و نتايج حاصل از آن را براي تدريس در مراحل بعدي آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحي هر جلسه آموزشي، سازماندهي و ارزيابي دائمي جريان فعاليت هاي ياددهي - يادگيري را سبب مي شود.
       در طول برنامه هاي آموزشي، گاهي، وقت و تلاش زيادي به دليل تکراري بودن مطالب و فعاليتها به هدر مي رود و يا حذف عمومي يا غيرعمدي بعضي مطالب ضروري به دليل کمبود وقت و يا فعاليت هاي بيهوده، به جريان آموزش آسيب مي رساند. مهمترين کارکرد طراحي آموزشي آن است که از تکرار مطالب بيهوده و حذف موارد ضروري جلوگيري مي کند.
     طرح درس جزئيات لازم براي آموزش يک يا چند درس در مورد يک موضوع را تعيين مي کند. درسها ممکن است کوتاه و سي دقيقه اي باشند و چند ساعت به طول بينجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهني و فعاليت هايي که دانش آموزان بايد انجام دهند. از عواملي هستند که مدت زمان تدريس را مشخص مي سازند البته بدون نوشتن و تدوين برنامه و طرح درس هم مي توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم مي خواهد از کارآيي مؤثر در فرآيند تدريس برخوردار باشد. بايد طرح درس خود را دقيقاً تنظيم نمايد. در تنظيم طرح درس، اهداف رفتاري، انتخاب محتوا و فعاليت هاي آموزشي بايد در هسته مرکزي آن قرار گيرند. از فوايد توجه به سازه هاي فوق در فرآيند طراحي، موارد زير را مي توان نام برد:
1. به معلمان در فرآيند تدريس کمک مي کند.
2. براي انتخاب مواد آموزشي، بسيار مفيد مي باشد.
3. در تعيين تکاليف درسي تک تک دانش آموزان مؤثر است.
4. براي انتخاب و ساختن سؤالهاي ارزشيابي، ارزشمند هستند.
5. در خلاصه کردن و اعلام نتايج ارزشيابي به معلم کمک مي کند.
6. در "خود ارزيابي" دانش آموزان عامل بسيار مفيدي است.
7. دانش آموزان را به ياد گيرندگاني خودکفا تبديل مي کند.
علاوه بر موارد فوق، دلايل مختلفي براي لزوم تهيه طرح درس وجود دارد. يک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر مي سازد که در طول دوره ي آموزشي خود به دقت در مورد همه چيز فکر کند. در تنظيم و انتخاب منابع مورد نياز کمک بزرگي محسوب مي شود.

  یک طرح درس خوب مي تواند معلم را در زمينه هاي زير ياري دهد:
1.انگيزه هاي لازم را ايجاد کند.
2. بر قسمتهاي مختلف درس از جمله تجارب يادگيري دانش آموزان به نحو مطلوب تأکيد کند.
3. اطمينان دهد که کليه اطلاعات مورد نياز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.
4. امکان استفاده از وسايل آموزشي را فراهم مي سازد.
5. طرح سؤالهاي مناسب را پيش بيني مي کند.
6. تدريس معلم براساس برنامه اي منظم و از پيش تعيين شده انجام مي شود.
معلمان کارآمد معمولاً تلاش مي کنند طرح درس، دقيق با جزئيات کامل بنويسند و براساس آن فعاليت هاي آموزشي را دنبال مي کنند. البته گاهي مي توان از طرح درسهايي که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهاي مورد نظر را خود شخصاً تنظيم نمايند و در طول دوره هاي آموزشي همواره به اصلاح و تکميل آن بپردازند. طرح درس به دليل اين که مراحل تدريس را مشخص  مي کند، راهنماي معلم در فرآيند تدريس است.

       يک طرح درس شامل فهرستي است که در هر ستون آن يکي از مراحل تدريس به شرح زير نوشته مي شود:
1. هريک از واحدها و يا درسها و زماني که بايد صرف آن شود.
2. فعاليت هايي که دانش آموزان بايد در آن درس يا واحد يادگيري انجام دهند.
3. مطالبي که بايد به وسيله ي معلم به دانش آموزان ارائه شود.
4. نکات کليدي موجود در محتواي کتاب درسي يا ساير منابع مورد استفاده ي دانش آموزان مشخص مي شود.
5. وسايل يا فعاليت هاي آموزشي مانند فيلمها، بازديدهاي علمي ... و همچنين فعاليت هاي مربوط به ارزشيابي دانش آموزان را مشخص مي کند.


مراحل نگارش و تنظيم طرح درس روزانه
رعايت مراحل و نکات زير براي تدوين يک طرح درس خوب لازم و ضروري است:

 

  1- موضوع يا عنوان درس

      عنوان درس بايد به طور دقيق نوشته شود؛ معلم هر اندازه به تجزيه و تحليل موضوعات مسلط باشد بهتر مي تواند براي آن، عنوان مناسب انتخاب کند.  

 

  2- تعيين و نگارش عناوين فرعي يا رئوس مطالب

پس از تعيين و نوشتن موضوع درس، طراح بايد عناوين فرعي موضوع درس را مشخص سازد، ترتيب و توالي مناسب عناوين فرعي همواره بايد مورد توجه قرار گيرد. عناوين فرعي، بهترين راهنماي نگارش هدفهاي جزئي است؛ زيرا براساس هر عنوان فرعي مي توان يک هدف جزئي نوشت.  

 

  3- نوشتن هدف کلي درس

     نوشتن هدف کلي يک جلسه تدريس، همانند هدف کلي يک دوره ي آموزشي است؛ اما در قالب يک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهاي کلي جلسات بايد موجب تحقيق اهداف کلي دوره شوند. به عبارت ديگر اهداف کلي هر جلسه ي تدريس، عناصر يا مراحل رسيدن به اهداف کلي دوره را مشخص مي کنند. در نوشتن هدف کلي هر جلسه نيز معمولاً از افعال کلي استفاده مي شود. ذکر شرايط و معيار در اين نوع از اهداف ضرورتي ندارد.  

 

  4- نگارش و تنظيم هدفهاي جزئي درس

      ساده ترين راه نوشتن اهداف جزئي يک درس، اين است که براساس هر موضوع فرعي يک هدف جزئي نوشته شود. ماهيت اهداف جزئي همانند هدف کلي درس است؛ اما در قالب موضوعي ريزتر و محدودتر. به عبارت ديگر، هدفهاي جزئي درس، اهداف زيرمجموعه هدف کلي درس مي باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئي و تنظيم درست توالي آن، مي تواند موجب نظم بيشتر فعاليت هاي آموزشي شود و در نهايت، تحقق هدف کلي را تضمين نمايد.  

 

  5- نگارش و تنظيم هدفهاي رفتاري درس

     پس از نوشتن هدفهاي جزئي، طراح بايد هدفهاي جزئي را تبديل به هدفهاي رفتاري نمايد. هدفهاي رفتاري هر جلسه تدريس بايد با توجه به شرايط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حيطه هاي يادگيري تنظيم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و يا به صورت پيش نياز و پس نياز مرتب گردد. در هدفهاي رفتاري: عملکرد (نوع رفتار)، شرايط و معيار دقيقاً بايد مشخص شود.  

 

  6- تعيين رفتار ورودي دانش آموزان

     پس از نوشتن هدفهاي رفتاري درس، رفتار ورودي دانش آموزان يا پيش نيازهاي تحقق هدفهاي رفتاري بايد مشحص شوند.

 

  7- ارزشيابي تشخيصي

اغلب سؤال مي شود که معلمان چگونه مي توانند اطلاعات پيش نياز يا رفتار ورودي دانش آموزان را تشخيص دهند؟ اين امر توسط ارزشيابي تشخيصي ممکن مي باشد.
معلم بر اساس تخصص و مهارتي که دارد بايد ابتدا رفتار ورودي را پيش بيني کند و سپس براساس دانش پيش نياز درس مورد تدريس، سؤالهايي طرح نمايد. سؤالهاي طرح شده بايد در ستون ارزشيابي طرح درس نوشته شود. اين سؤالها قبل از تدريس بايد از دانش آموزان پرسيده شوند، تا وجود يا عدم وجود پيش نياز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پيش نياز درس مورد تدريس، مخصوصاً زماني که موضوع درس با موضوعات قبلي و بعدي ارتباط تسلسلي داشته باشد، حتماً بايد رفتار ورودي ترميم گردد.  

 

  8- نگارش مراحل اجراي تدريس

    در آموزش هاي مستقيم تنظيم نحوه ي ارائه محتوا به ترتيب اهميت به چند مرحله به شرح زير تقسيم مي شود:
الف-
مرحله ي آمادگي
مرحله ي آمادگي خود، شامل قسمتهاي زير مي باشد:


-آمادگي معلم
      بديهي است براي انجام هر کاري بايد آمادگي داشت. موضوع تدريس نيز نمي تواند از اين قاعده مستثني باشد. معلم بايد پيش بيني کند که در کلاس درس چه فعاليتي را مي خواهد انجام دهد و چگونه مي خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه مي خواهد در کلاس درس انگيزه ايجاد کند و اين انگيزه را تا پايان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه مي خواهد کلاس را به پايان برساند؟


-آمادگي دانش آموزان
      اگر دانش آموزي به درس معلم توجه نکند و در اجراي فعاليت هاي آموزشي با او همکاري ننمايد، عمل تدريس به مفهوم واقعي آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاري آنها مستلزم آماده شدن براي فعاليت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلي هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدي متوجه کلاس و فعاليت هاي مورد نظر نمايد. معلمان با تجربه در اين مرحله از روشهاي مختلفي استفاده مي کنند.
      علاوه بر موارد ذکر شده، معلم بايد قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسايل آموزشي مورد نياز را در کلاس آماده نمايد. چنانچه در کاربرد بعضي از وسايل مهارت چنداني نداشته باشد، بايد قبل از رفتن به کلاس و به کارگيري وسايل در حضور دانش آموزان، تمرين لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نمايد. معلم نه تنها بايد وسايلي را که خود براي تدريس لازم دارد آماده کند، بلکه بايد وسايلي را که دانش آموزان براي کسب تجارب و انجام دادن تمرين بدان نيازمندند، نيز تهيه کرده، در اختيار آنان قرار دهد.
ب-
مرحله معرفي و بيان هدفهاي صريح آموزشي
معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، بايد موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفي کند. معرفي درس و اهداف آن بايد به گونه اي صورت گيرد که متناسب با ساختار شناختي دانش آموزان باشد.
      معرفي درس و هدفهاي رفتاري آن، دانش آموزان را براي آشنايي با تجارب يادگيري و سعي در دستيابي به آنها آماده مي سازد. معلم بايد انتظارات خود را از دانش آموزان، بسيار ساده، روشن و مشخص بيان کند. زمان اختصاص داده شده براي معرفي درس نبايد بيش از 3 تا 5 دقيقه وقت کلاس را بگيرد.
ج-
مرحله ي ارائه درس
در مرحله ي ارائه درس، محتواي مورد آموزش بايد دقيقاً مشخص شود. از روشهايي چون سخنراني، بحث گروهي، نمايش تصاوير، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهايي که براي آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم بايد اطمينان حاصل کند که بخشهاي مختلف محتوا با يک روال منطقي ارائه خواهد شد و هيچ نکته نامفهومي در ميان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم براي هر قسمت به طور دقيق مشخص شود.

        ارائه محتوا در حقيقت قسمت اصلي کار تدريس و شامل دو عامل جدا ناشدني است:
1- سازماندهي کليه محتواي درس و توالي آنها بايد رعايت شود.
2- روش آموزش قسمتهاي مختلف مشخص شود.

 


به طور مثال معلم بايد حداقل نکات زير را پيش بيني کند:

معلم بايد پيش بيني کند که منظور از سؤال چيست؟ آيا فقط براي جلب توجه دانش آموزان است و نيازي به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ي چه کسي است؟ معلم يا دانش آموزان؟ آيا سؤال بر روي نکات اصلي درس تأکيد دارد؟ آيا سؤال ايجاد انگيزه مي کند؟ آيا سؤالها سبب مؤثر شدن تدريس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آيا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک مي کند؟ آيا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهيم، اصول خاص و مورد نظر جلب مي نمايد؟
سؤال ها بايد زمينه ي بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بين معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بيان ديگر، سؤال بايد سبب شناخت بهتر و ايجاد قدرت تجزيه و تحليل، ترکيب، ارزيابي، نتيجه گيري و تعميم در دانش آموزان شود. مقدمه در ارائه محتوا بسيار مهم است. يک مقدمه خوب مي تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ي آنها را به ادامه درس برانگيزد.

 مقدمه خوب شامل مطالب زير است:
1- درس در چه موردي صحبت مي کند؟
2- کجا و در چه زماني دانش آموزان مي توانند از آنچه در اين درس مي آموزند، استفاده کنند؟
3- چگونه بايد مطالعه کنند و مفاهيم را بياموزند؟
4- بازنگري مختصري از آنچه در درسهاي قبلي مرتبط با موضوع آموخته اند.
تکرار مطالب پيش نياز معمولاً براي مؤثر کردن تدريس لازم است؛ اما لازم نيست هميشه از يک روش براي يادآوري رفتار ورودي استفاده کنيم. معلم بايد روي نکات کليدي رفتار ورودي تأکيد کند تا درس جديد راحت تر و قابل فهم تر شود. اين تکرار نبايد طولاني باشد.
د-
مرحله ي خلاصه کردن و نتيجه گيري
براي تثبيت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندي و نتيجه گيري شود. تلخيص و جمع بندي، مفاهيم از دست داده شده در طول آموزش را براي دانش آموزان روشن مي کند بهتر است تلخيص و نتيجه گيري توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهايي را ارائه نمايد.


ه-
مرحله ي ارزشيابي
بعد از ارائه محتوا و جمع بندي و نتيجه گيري، لازم است معلم از چگونگي تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه اين عمل ممکن است در طول فعاليت هاي آموزشي به طور ضمني انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پايان ارائه محتوا، با مقايسه سطح مهارتي که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسيده اند، ميزان يادگيري دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدريس خود را ارزشيابي کند.
زمان ارزشيابي، بستگي به مدت زمان تدريس دارد؛ اما اين مرحله نبايد زياد وقت کلاس را بگيرد. به طور متعادل مي توان ده دقيقه براي اين کار در نظر گرفت. سؤالهاي مرحله ي ارزشيابي بايد بر اساس هدفهاي رفتاري درس طرح شوند.
و
- مرحله ي تعيين فعاليت هاي تکميلي
     معلم مي تواند براي تقويت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگي واقعي دانش آموزان فعاليت هايي را در خارج از کلاس پيش بيني کند. اين تکاليف، بخشي از مطالعات مربوط به درس محسوب مي شوند. معلم بايد اين نوع فعاليتها را دقيقاًً پيش بيني کند و در اختيار دانش آموزان قرار دهد. معرفي منابع مطالعه يا فعاليت مانند: کتاب، مقالات جديد، فيلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت مي دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از اين امکانات افزايش دهند.
     اگر معلم انتظار داشته باشد که وظايف و فعاليت هاي تکميلي خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصي انجام شود، بايد اصولي را که در ذهن دارد به طور واضح و دقيق به دانش آموزان اعلام کند. اگر اين اصول، به صورت شفاهي از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان به آن توجه نکنند. بنابراين بهتر است اصول و معيارها به تفصيل به صورت کتبي و در صورت امکان همراه با مثال در اختيار دانش آموزان قرار داده شود. چنين کارکردي در وقت کلاس صرفه جويي کرده و به دانش آموزاني که غيبت دارند و يا در فاصله ي اعلام فعاليت هاي تکميلي تا زمان انجام آن بعضي از اصول را فراموش مي کنند، کمک مي کند.
     در اکثر مواقع، معلم تکاليف خواندني، يا انجام فعاليت در خانه را زماني ارائه مي دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکاليف در روند يادگيري دانش آموزان اهميت دارد، بايد بيش از اين به آن توجه شود، يکي از بهترين شيوه هاي تعيين فعاليت هاي تکميلي (تکاليف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنماي از قبل تنظيم شده است. اينکه راهنماي تعيين تکاليف به چه صورتي نوشته شود و چه امکاناتي در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعيت آموزشي و نوع درس بستگي دارد.

 

 

 

طرح درس روزانه به شیوه ی همیاری                درس: زبان فارسي       پایه : اول دبیرستان          معلّم:

تاريخ:                  زمان جلسه:30دقيقه       موضوع:درس هشتم(افعال ماضي)                       تعداد دانش آموزان:

 

1

زمان فعل (انواع ماضي )

 

 

2



 

هدف های کلی



 

­­­دانش آموزان:

1-  بن هاي ماضي ومضارع را یاد بگیرند.         2 زمان هاي ماضي ومضارع را  تشخيص دهند.

3- بتوانندصفت مفعولي بسازند.                    4- چگونگي صرف فعل رابيان كنند.

5- فعل هاي ماضي ساده واستمراري را بشناسند      6-تفاوت فعل هاي ماضي نقلي ،بعيد والتزامي رابدانند.

7-از مصدرهاي داده شده افعال خواسته شده را بنويسند.

 

3



 

هدف های رفتاری



     دانش آموزان:

1-    ابتدا به توضیحات معلم گوش بدهند.         2-    نکات مهّم توضیحات معلّم را یادداشت کنند.

3-    به صورت فردي ،سپس گروهی و فعال  فعل هارا در متونی که معلّم از قبل فراهم کرده و در اختیار آن ها قرار داده است، تشخیص می دهند و به پرسش های مستمر معلّم پاسخ می دهند.

 

4



پیش دانسته ها و ارزشیابی ورودی



1-دانش آموزان درس گذشته را خوب ياد گرفته باشند .

2-    شكل هاي مختلف زبان راآموخته باشند.

3- تمرين هاي درس گذشته را به طور كامل حل كرده باشد. 

 

 

5

 

انتخاب وسايل كمك آموزشی متناسب با محتوای درس

1- ماژیک رنگی و وایت برد       2-    کتاب درسي

3-متون مناسب جهت تعميق يادگيري     4- نرم افزار مناسب آموزشي

 

 

6

 

فعالیت های مربوط به معلّم

1- سلام و احوال پرسی و حضور و غیاب    2 دقیقه

2- اجرای ارزشیابی ورودی     5 دقیقه     3- آماده سازی ( ایجاد انگیزه )   2دقیقه

5- تدریس درس جدید         16 دقیقه       6-ارزشيابي پاياني وتكليف  5دقيقه

 

7



به کارگیری روش کارایی گروهی



1-    معلّم متن هايي که از پیش فراهم کرده است در اختیار دانش آموزان قرار می دهد تا با استفاده از آموخته های خود و مطالبِ کتاب درسی آن ها را مطالعه و بررسی کنند و فعل ها و انواع آن را در نمونه ها تشخیص دهند. جمله ها  باید طوری انتخاب شوند که انواع فعل هاي ماضي در آن ها باشد و از معنا و مفهوم اخلاقی و فرهنگی برخوردار باشند.

2-    بعد از آن دانش آموزان را با توجه به تعداد، شرایط و امکانات کلاس به گروه های 3 نفری تقسیم می کنیم، به صورتی که در هر گروه ، دانش آموزان زرنگ، متوسط و ضعیف باشند. در این مرحله از

دانش آموزان میخواهیم در مدت معین افعال را در نمونه ها بررسی کنندوسپس با گروه هم فكري نموده و با دلیل و منطق و استدلال  به نتیجه مفید و کامل برسند.

توجه: دانش آموزان در این مرحله نباید به کتاب مراجعه کنند، معلّم به هنگام همکاری گروه ها باید دائماً کار آن ها را باز نگری کند، از آن ها سؤال بپرسد، به آن ها کمک کند و به طور کلی شرایطی فراهم کند که دانش آموزان هم از نظر فراگیری مهارت های اجتماعی و هم مهارت های یادگیری تقویت شوند و کاری کند که دانش آموزان در گروه فعال باشند.

 

 

8



ارزشیابی پایانی و تکلیف



معلّم نمره ی فردی و گروهی دانش آموزان را بررسی می کند و از میزان یادگیری آن ها آگاه می شود. اگر روند آموزش به صورتی باشد که دانش آموزان درس را یاد گرفته باشند، تكاليف آنها را براي جلسه بعد مشخص مي كند.   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 23:45  توسط شریف زادگان  | 

شیشه و عوارض جانبی آن

 

یکی از انواع مواد مخدر که امروزه از مواد نسبتا پر مصرف می باشد. آیس، شیشه ، کریستال است . وجه تسمیه ی این ماده مخدر این است که این ماده در بعضی حالات شکل ظاهر ان شبیه خرده شیشه است یا تکه های کوچک یخ، اما بیشتر به صورت دانه های ریز است .این ماده در اروپا و امریکا بیشتر به نام آیس شناخته می شود . شابو که در آسیای جنوب شرقی و خاور دور رواج دارد نیز شباهت هایی با این ماده دارد. تحقیقات نشان می دهد که مهم ترین ترکیب این ماده مخدر آمفتامین(ماده اوليه قرص هاي اكستازي) است سابقه تولید و مصرف آمفتامین به قبل از جنگ جهانی دوم می رسد و در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان یک داروی موثر در رفع افسردگی سربازانی که مشغول جنگ بودند و با نیروهایی که قرار بود چندین شبانه روز را به صورت پیوسته به نبرد مشغول باشند و فرصت استرحت نداشتند برای بالا بردن سطح انرژی انان استفاده می شد.

با گذشت زمان و مشخص شدن عوارض خطرناک این ماده و اعتیاد به آن، کاربرد این ماده به عنوان دارو به تدریج کنار گذاشته شد. سوداگران مواد مخدر، استفاده از این ماده را در تهیه مواد مخدر جدید در دستور کار خود قرار دادند. شاید اولین و مهم ترین ماده مخدری که از آمفتامین به دست آمد و در سطح وسیع مورد مصرف قرار گرفت اکستازی باشد. قرص اکستازی در کشور ما به ندرت مشاهده و مصرف می شد. اما در سال های اول دهه هشتاد، مصرف آن افزایش یافت و انواع و اقسام این قرص در بازار قاچاق مشاهده می شد.

مصرف اکستازی در پارتی ها و میهمانی ها به عنوان یک ماده انرژی زا مصرف می شود و مصرف کنندگان آن  

می توانند ساعت ها بدون استراحت بیدار بمانند و از انرژی های نهفته یا ذخیره شده در جسم خود در حد بالایی
بهره برداری نمایند که پس از مدتی شدیدا با کمبود انرژی مواجه می گردند که از ظاهر آنها کاملا مشخص می شود. متاسفانه یکی از تبلیغات غلط در مورد این ماده مخدر این است که حتی رسانه های  جمعی از آن به عنوان قرص شادی آور یا انرژی زا یاد می کنند. در حالی که این ماده از خود هیچ گونه انرژی و شادی ندارد و انرژی های ذخیره شده جسم را به یک باره آزاد می کنند و انرژی که بایستی در طول چندین شبانه روز مصرف شود، یک شبه استفاده می شود و بعد از تمام شدن اثر آن شخص مصرف کننده به شدت احساس رکود و خستگی می کند و این آغازی است برای مصرف دوباره تا اعتیاد کامل .

خوشبختانه در حال حاضر مصرف اکستازی تا حد قابل ملاحظه ای کاهش یافته است تا جایی که اکستازی به عنوان یک ماده مخدر خطر ساز در مصرف کنندگان مواد مخدر مشاهده نمی شود. اما متاسفانه مصرف شیشه تا حد زیادی افزایش یافته و مصرف آن در حال ازدیاد نیز می باشد.اکستازی اغلب به صورت قرص و خوراکی و به ندرت به وسیله روش جذبی از طریق پوست استفاده میشود.اما شیشه به صورت تدخین یا کشیدنی مصرف می شود. برای مصرف شیشه ابزار مخصوصی وجود دارد که به آن پایپpipe  گفته می شود و شبیه یک چپق شیشه ای است نشئگی حاصل از مصرف این ماده تقریبا شبیه هیچ ماده مخدر دیگری نیست. عوارض مصرف این ماده، بسیار خطرناک و سنگین است.مصرف کنندگان این ماده در دفعات اولیه مصرف گاه تا 72   ساعت نمی خوابند. در این مدت سطح انرژی بسیار بالا، توهم شدید و خیره شدن به یک نقطه ی خاص برای چندین ساعت و همین طور رفتارهای بی پروا از حالات نشئگی این ماده محسوب
می شود. پس از بین رفتن اثر این ماده شخص مصرف کننده طوری احساس خستگی و کوفتگی می کند که ممکن است حدود 48 ساعت یا دو شبانه روز به صورت پیوسته خواب باشد و پس از بیداری سر درد های شدید، بی قراری،لرزش و حرکات غیرعادی اعضای بدن مثل دست و سر از حالات آن است.

مصرف کنندگان شیشه برای از بین بردن این حالت معمولا دوباره مصرف می کنند و مانند سایر مواد مخدر فرایند اعتیاد آغاز می شود. پس از مدتی مصرف کننده شیشه تبدیل به یک معتاد تمام عیار می شود. که البته با مصرف کنندگان سایر مواد مخدر مثل تریاک و حتی هروئین بسیار تفاوت دارد. عوارض مصرف شیشه را در طول چند ماه، حتی با مصرف هروئین در طول چند سال به وجود نمی اورد.

عوارض مصرف شیشه به قدری وحشتناک است که حقیقتا هروئین و یا قوی ترین مخدرهای سنتی در مقابل آن بسیار ضعیف هستند.

مصرف کننده شیشه  در حالت خماری دست به حرکات جنون آمیزی می زند که شاید از دیوانگان زنجیری هم سر نزند از مهم ترین عوارض طولانی مدت مصرف شیشه که معمولا بعد از گذشت کمتر از شش ماه مصرف، خود را نشان می دهد اختلال شدید  در عملکرد دریچه پروستات است که معمولا ادرار و اسپرم با هم دفع می شوند. آسیب های  شدید کبدی و جوش های صورت، ایجاد عفونت در دستگاه گوارش، خصوصا روده ها کوچک شدن بیضه ها به همراه درد شدید و تضعیف قوای جنسی از دیگر عوارض این ماده مخدر خطرناک است . توهمات شیشه به گونه ای است که بیان آنها کار ساده ای نیست . باور کردنی نیست شیشه ای ها پس از گذشت مدتی از مصرف شیشه شدیدا بدبین می شوند . همه مردم را دشمن خود می دانند. فکر می کنند سیستم های امنیتی از ک .گ .ب گرفته تا سیا هم به دنبال آنها هستند. تصور

می کنند در همه جا مشغول پاییدن او هستند. حتی در خانه اش ابزار مراقبت کار گذاشته اند، به نزدیک ترین افراد خانواده خود شدیدا بدبین می شود حتی فکر می کند فرزندانش متعلق به او نیستند وقتی با او صحبت می کنند هرگز حاضر نیست حرف و صحبت دیگران را بپذیرد و تایید کند. فکر می کند همه اشتباده می کنند . همه ی دنیا اشتباه می کند و فقط اوست که درست فکر می کند یکی از تفکرات جالب شیشه ای ها این است که فکر می کنند از زمانی که مصرف کنندگان شیشه شده اند بسیار پیشرفت کرده اند و تبدیل به انسان های دانایی شده اند و چیزهایی را می فهمند که دیگران نمی فهمند.

شیشه ای ها هرگز خود را معتاد نمی دانند و مصرف کنندگان مواد مخدر دیگر مثلا تریاکی ها را بسیار بی کلاس می دانند. متاسفانه در صحبت های عامیانه گفته می شود که شیشه چون مرفین ندارد پس اعتیاد هم ندارد. که چنین نگرشی بسیار اشتباه غلط و گمراه کننده است.

این نگرش که فقط مواد مرفین دار و یا مواد برگرفته از خانواده تریاک اعتیاد آور هستند دنیا را گمراه کرده است.

نتیجه تحقیقات علمی و مشاهدات و تجربه های عینی نشان داده است که، هرماده ای که مصرف آن انسان را از تعادل طبیعی خارج کند. مستقیما روی سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی و ضد درد و نورو ترانسمیترها در سیستم عصبی اثر می گذارد و باعث تخریب آنها می شود . طیف ترکیبات مواد شبه افیونی که در جسم انسان تولید می شود به قدری گسترده و ناشناخته است که به غلط تصور می شود. فقط مرفین یا مشتقاتش روی آن اثر می گذرد- هر چند همین موضوع را هم بسیاری نمی دانند- اما تحقیقات کاربردی با قدرت و اطمینان این موضوع را ثابت کرده است که کلیه ی موادی که انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج می کند شامل، هروئین، تریاک، شیره ، الکل، حشیش، کراک، شیشه ، اکستازی، قرص های آرامبخش و ضد افسردگی،دیفنوکسیلات، ترامادول،بروفن و حتی استامینوفن که بدون تجویز پزشک مصرف گردد نیز مستقیما روی این سیستم اثر می گذارند و باعث تخریب آن می شوند. یکی از انواع مواد شبه افیونی یا
واسطه های شیمیایی سیستم عصبی که شدیدا بر اثر مصرف شیشه آسیب می بیند و تولید آن دچار اختلال می شود. سروتونین است که مستقیما بر خلق و خوی ما اثر گذار است.

شیشه یک ماده مخدر بسیار قوی و خطرناک است و اعتیاد آن در مقایسه با مواد مخدر شناخته شده نظیر تریاک و هروئین بسیار سنگین تر و خطرناک تر است.

متخصصان درمانگر اعتیاد می گویند برای درمان کسی که به مواد محرک شیشه اعتیاد پیدا می کند داروی خاصی در دنیا وجود ندارد و داروهایی که تجویز می شود تنها به کاهش علایم ناراحت کننده بیمار کمک می کند.

شیشه مواد محرک اعتیاد آور خطرناکی است که به شکل کریستال های ریز همچون شکر است  و برای قاچاق آن را در نی های نوشابه جا سازی کرده و سر و ته آن را می بندند.

دکتر سید محمد علی حریرچیان درمانگر اعتیاد می گوید" قاچاق چیان و فروشندگان این مواد ادعا می کنند که شیشه حاوی مرفین نبوده و اعتیاد آور نیست" اما واقعیت این است که شیشه ماده محرک بسیار اعتیاد آور و خطرناکی است.

دکتر حریرچیان می گوید" فردی که به مصرف شیشه روی می آورد در ابتدا علایمی را تجربه می کند که به طور کاذب برای او جاذبه دارد. اما سپس دچار بی خوابی، کابوس و کاهش اشتها می شود . با تداوم مصرف شیشه تنفس و ضربان قلب افزایش می یابد. و فشار خون و دمای بدن بالا می رود. فرد مصرف کننده شیشه تحریک پذیر و پرخاش گر می شود و احتمال دارد به هر خشونتی دست بزند. اضطراب،گیجی، لرزش اندام ها، تشنج و در آخر ایست قلبی و مرگ از جمله عوارض مصرف شیشه است"

مصرف مداوم و دراز مدت شیشه موجب سوء ظن و توهم خشونت،کاهش شدید قوه حافظه ، توهم بالای شنوایی و بینایی شده و افسردگی و جنون آنی و بسیاری از اختلالات عصبی را به دنبال دارد. مصرف شیشه ترشح دوپامین سروتونین و نوراپی نفرین را در سیناپس های عصبی در مغز به شدت افزایش می دهد و به تحریک سلول های مغزی منجر می شود.

مصرف شیشه شخص را در وضعیتی قرار می دهد که تمایل به درمان ندارد و شاید  این عارضه بدترین تاثیر این مواد محرک بر مغز باشدو درمان اعتیاد به مصرف شیشه همچو سایر مواد مخدر مشکل ترین درمان هاست

متخصصان برای درمان اعتیاد به مواد مخدری که مرفین دارند مثل تریاک، کراک و هروئین داروهایی مثل متادون و بوپره نورفین را تجویز می کنند اما برای شیشه داروی خاصی وجود ندارد. داروئی که برای درمان شیشه استفاده می شود داروهای کمکی از جمله ضد اضطراب ها و ضد افسردگی هااست که این داروها در کاهش علائم بیمار موثر هستند و

فروشندگان مواد مخدر با استناد به این مطلب که علایم ناشی از محرومیت از مصرف شیشه همانند علایم ناشی از محرومیت از مرفین نیست. آن را ماده ای غیر اعتیاد آور معرفی می کنند.

علایم ناشی از محرومیت از مواد مخدری مانند تریاک، شیره و هروئین، دردهای عضلانی ،شکم درد، اسهال، عطسه ،آبریزش، اشک ریزش و سیخ شدن موها می باشد.

برای درمان عوارض اعتیاد به شیشه بر اساس مدت و نوع روش مصرف ممکن است فرد نیاز به درمان داروئی به شکل بستری شدن یا سرپایی داشته باشد بعد از درمان ، اختلالات روان پزشکی بیمار باید به وسیه روان پزشک خبره مورد بررسی و درمان قرار گیرد و به دنبال آن یا همزمان آموزش خانواده، آموزش مهارت بهبود اولیه و پیشگیری از بازگشت و رفتار درمانی برنامه ریزی شود.

 در ترک اعتیاد به شیشه فرد دچار افسردگی عصبی ، خودسری و بی علاقگی و خواب طولانی به هم ریختگی روحی، کمی انرژی و سراسیمگی می شود . که این علایم به مرور زمان برطرف خواهند شد.

پس از ترک شیشه فرد دچار نوعی ناتوانی و درماندگی و اختلال در الگوی خواب و کابوس های شبانه می شود ، تا جائی که توانایی انجام وظایف و کارهای روزمره او مختل می گردد اما فرد با مراجعه به پزشک متخصص می تواند به مرور زمان بر این حالات غلبه کند.

 

عوارض دراز مدت مصرف شیشه:

1- بی نظمی در ضربان قلب                                                2- ناراحتی قلبی

3- بی قراری                                                                      4- بدبینی و سوء ظن

5- ضعف جسمانی                                                               6- بی خوابی یا خواب زیاد

7- میل شدید برای مصرف مجدد                                         8- آسیب به عروق مغزی

9- بالا رفتن فشار خون                                                      10- حالت های شبه سایکوز(روان پریشی)

11- آسیب عملکرد شغلی و خانوادگی و اجتماعی                  12- تشنج و کاهش اکسیژن مغز

13- اختلال شدید در عملکرد دریچه پروستات(دفع ادرار و اسپرم با هم)

14- ایجاد اختلال و عفونت در دستگاه گوارش

15- تضعیف قوای جنسی                                                  16- توهم در شنوایی و بینایی

17- اختلالات عصبی                                                        18- آسیب های شدید کبدی                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 23:38  توسط شریف زادگان  |